تاریخ : 1405,دوشنبه 12 مرداد14:42
کد خبر : 126223 - سرویس خبری : استان ها

نذر ماندگار یک معلم به یادشهیدان پانیذ و مهدی



فاش نیوز - در روزهایی که جنگ، سایه سنگین خود را بر زندگی مردم انداخته است، یک معلم مرندی تصمیم گرفت سلاحش را از جنس قلم و دانش انتخاب کند؛ خانم رباب آذری، آموزگار دبستان زنده‌یاد صمدزاده یامچی، کلاس‌های تقویتی رایگان را به یاد شهدای مظلوم دانش‌آموز، به‌ویژه پانیذ و مهدی روحی، برپا کرد تا نذرش برای آینده کودکان، ادامه راه همان شهیدان باشد.

خبرگزاری فارس: وقتی خبر شهادت دو دانش‌آموز خردسال، پانیذ و مهدی روحی، در حمله ناجوانمردانه به یامچی مرند به گوشش رسید، قلبش برای آینده کودکانی که آموزششان در سایه جنگ آسیب دیده بود، به درد آمد. همان‌جا تصمیم گرفت سهم خود را ادا کند؛ نه با شعار، بلکه با دانش.رباب آذری، آموزگار دبستان زنده‌یاد صمدزاده شهرستان مرند، با پنج سال سابقه خدمت، کلاس‌های تقویتی رایگان ریاضی را برای دانش‌آموزانش آغاز کرد؛ کلاسی که حالا رنگ و بوی نذر گرفته است، نذری به یاد دانش‌آموزان شهید و معلمانی که در راه وطن جان خود را فدا کردند.
وقتی قلم یک معلم، ادامه راه شهدا می‌شود
با آغاز آموزش‌های غیرحضوری و مشاهده ضعف برخی دانش‌آموزان در درس‌های پایه، به‌ویژه ریاضی، این معلم جوان تصمیم گرفت دو روز در هفته را به آموزش حضوری رایگان اختصاص دهد. این کلاس‌ها با رضایت خانواده‌ها در کتابخانه و زینبیه یامچی برگزار شد و استقبال خانواده‌ها باعث شد دامنه آن تا تابستان نیز ادامه پیدا کند.۲۴ نفر از ۲۶ دانش‌آموز کلاس، همراه خانواده‌هایشان از این طرح استقبال کردند؛ طرحی که ابتدا برای دانش‌آموزان پایه ششم آغاز شد و بعدها دانش‌آموزان پایه پنجم نیز به جمع آن‌ها پیوستند.
دو کودک شهید، انگیزه‌ای برای ساختن آینده صدها دانش‌آموز
اما آنچه این اقدام را متفاوت کرد، فقط یک کلاس تقویتی نبود؛ بلکه پیوندی بود میان یک معلم و یاد دو دانش‌آموز شهید. خانه رباب آذری در همسایگی خانواده روحی قرار داشت و او از نزدیک شاهد تلخی حادثه و ویرانی‌های پس از آن بود.وی می‌گوید: دیدن خرابی‌های حمله و شهادت دو کودک و دانش‌آموز، مرا مصمم کرد تا با تمام توان برای ارتقای سطح علمی دانش‌آموزانم تلاش کنم. حتی اگر فقط ۱۰ نفر از این دانش‌آموزان با این آموزش‌ها پیشرفت کنند، برای من کافی است.آذری معتقد است، در روزهای سخت جنگ، هرکس باید به اندازه توان خود قدمی بردارد: اگر توان مالی یا امکان حضور در جبهه را نداشتم، با دانشم تلاش کردم کاری انجام دهم. آموزش جهادی و رایگان، کمترین کاری بود که می‌توانستم برای دانش‌آموزانم انجام دهم.
نذر یک معلم؛ هدیه‌ای کوچک برای مردمی بزرگ
او تنها نبود؛ دو معلم دیگر، خانم‌ها محمدنژاد و ایمانی نیز در کنار او کلاس‌های حضوری را برای دانش‌آموزانشان برگزار کردند تا چراغ آموزش در روزهای سخت خاموش نشود.این معلم مرندی از همدلی مردم پس از حادثه یامچی نیز می‌گوید؛ از مردمی که برای بازسازی خانه‌های آسیب‌دیده، هر آنچه داشتند آوردند؛ یکی با یک نوشابه، دیگری با یک کیلو میوه، اما همه با یک پیام مشترک: ایستادن کنار هم در سخت‌ترین روزها.
کلاس‌های کوچک یامچی شاید دیوارهای بلند و امکانات پرزرق‌وبرق نداشته باشد، اما در دل خود بزرگ‌ترین درس انسانیت را روایت می‌کند؛ درسی که نه در کتاب‌ها، بلکه با عشق تدریس می‌شود.اینجا یک معلم، یاد دو دانش‌آموز شهید را با هر خطی که روی تخته می‌نویسد زنده نگه می‌دارد و هر موفقیت یک دانش‌آموز را هدیه‌ای به روح پاک آن کودکان آسمانی می‌داند.رباب آذری ثابت کرد گاهی یک قلم، یک کلاس ساده و قلبی سرشار از مسئولیت می‌تواند ادامه راه شهدا باشد؛ نذری از جنس دانایی که شاید امروز چند دانش‌آموز را همراهی کند، اما فردا چراغ راه نسل‌های آینده خواهد شد.
|| سکینه عباسی