
فاش نیوز - تاریخی که در آن، یک جانباز قطع عضو مجبور شده است معنای تازهای از زندگی، استقلال و حرکت را تجربه کند؛ جانباز قطع نخاعی سالها با شرایطی زندگی کرده که نیازمند مراقبت دائمی، توانبخشی و حمایت همهجانبه است؛ جانباز شیمیایی با زخمی زندگی میکند که شاید در ظاهر دیده نشود، اما هر روز حضور دارد؛ جانباز اعصاب و روان با خاطرات و رنجهایی روبهروست که درمان آنها فقط با نسخه پزشکی امکانپذیر نیست.
و در کنار آنان، خانوادههای معظم شهدا و والدین شهدا قرار دارند؛ پدران و مادرانی که سالهای عمر خود را با داغی بزرگ سپری کردهاند و امروز در دوران سالمندی، بیش از همیشه نیازمند مراقبت، احترام و همراهی هستند.
پس سؤال اصلی این نیست که «چند خدمت درمانی ارائه شده است؟»
سؤال بزرگتر این است:
آیا توانستهایم کیفیت زندگی کسانی را که کیفیت زندگی امروز ما را ساختند، بهتر کنیم؟
معاونت درمان بنیاد شهید و امور ایثارگران، جایگاهی نیست که موفقیت آن فقط با آمار و گزارش سنجیده شود. اینجا باید میان علم پزشکی، مدیریت هوشمند، حقوق ایثارگران و فهم عمیق از انسان پیوند ایجاد شود.
اکنون که دکتر محمد کفاشی باسابقه حضور در حوزه درمان بنیاد جانبازان، مسئولیت معاونت درمان بنیاد شهید و امور ایثارگران را بر عهده گرفته است، مهمترین فرصت پیشرو، ساختن یک نگاه تازه به آینده درمان ایثارگران است؛ نگاهی که از تجربه گذشته استفاده کند، اما درگذشته متوقف نماند.
آینده این حوزه میتواند بر چند اصل استوار باشد:
اول؛ عبور از درمان پس از بحران و حرکت به سمت مدیریت سلامت پیش از بحران.
بسیاری از مشکلات درمانی ایثارگران زمانی دیده میشوند که بیماری پیشرفت کرده است. نظام سلامت آینده باید بتواند پیش از بحران، خطرها را شناسایی و برای حفظ سلامت برنامهریزی کند.
دوم؛ تبدیل پرونده پزشکی به نقشه جامع سلامت.
هر ایثارگر باید یک پرونده زنده سلامت داشته باشد؛ پروندهای که فقط بیماری را نبیند، بلکه وضعیت جسمی، روانی، توانبخشی، نیازهای آینده و شرایط خانوادگی او را نیز در نظر بگیرد.
سوم؛ قراردادن رضایت ایثارگر در مرکز ارزیابیها.
موفقیت یک مرکز درمانی فقط تعداد خدمات نیست. باید دید مسیر درمان برای ایثارگر چقدر آسان شده، چقدر احساس احترام کرده و چقدر دغدغه خانواده او کاهشیافته است.
چهارم؛ شنیدن صدای جامعه هدف.
هیچ تصمیمی نباید فقط پشت میزهای اداری شکل بگیرد. تجربه واقعی جانبازان، خانواده شهدا، والدین شهدا و تشکلهای مرتبط باید بخشی از فرآیند تصمیمسازی باشد.
پنجم؛ حفظ تجربههای گذشته و ساختن آینده بر پایه آن.
تجربه مدیران، پزشکان و کارکنانی که سالها در این حوزه فعالیت کردهاند، یک سرمایه ملی است. تغییر مدیریت نباید به معنای حذف حافظه سازمانی باشد.
ششم؛ استفاده از فناوری و هوش مصنوعی برای خدمت بهتر.
آینده درمان بدون فناوری امکانپذیر نیست. مدیریت هوشمند پروندهها، پیشبینی نیازهای درمانی، کاهش بروکراسی و دسترسی سریعتر به خدمات، میتواند کیفیت زندگی ایثارگران را ارتقا دهد.
اما در کنار همه این برنامهها، یک اصل نباید فراموش شود:
درمان ایثارگر فقط درمان جسم نیست؛ درمان؛ یعنی کمک به انسانی که سالها بار یک مسئولیت بزرگ را بر دوش کشیده است.
مدیران بسیاری در طول سالها در این مسیر خدمت کردهاند و هر کدام بخشی از این راه را ساختهاند. امروز نیز انتظار از مدیریت جدید، نه پاککردن گذشته، بلکه ساختن آیندهای بهتر بر پایه تجربههاست.
دکتر محمد کفاشی اکنون در جایگاهی قرار گرفته است که نتیجه تصمیمهای آن، در زندگی واقعی انسانها دیده خواهد شد؛ در آرامش یک جانباز، در آسودگی یک خانواده شهید، در حمایت از یک والد شهید و در امید انسانی که میخواهد بداند پس از سالها فداکاری، هنوز دیده میشود.
در نهایت، ماندگاری یک مدیر با عنوان او سنجیده نمیشود؛ با اثری سنجیده میشود که در زندگی مردم باقی میگذارد.
امید است دوره جدید معاونت درمان بنیاد شهید و امور ایثارگران، دورهای باشد که در آن تجربه، دانش، فناوری و نگاه انسانی در کنار هم قرار گیرند و درمان ایثارگران از یک خدمت اداری، به یک الگوی ملی در پاسداشت انسان تبدیل شود.
|| امین اماناللهپور