
فاش نیوز - جمعی از نیروها و پرسنل شاغل دربنیادشهید و امور ایثارگران با ارسال یادداشتی به ریاست بنیاد، مطالبی را یادآور شدهاند.
متن نامه به این شرح است:
جناب آقای دکتر موسوی
معاون محترم رئیسجمهور و رئیس عالی بنیاد شهید و امور ایثارگران
با سلام و احترام
جناب دکتر موسوی؛
از زمانی که جنابعالی به بنیاد شهید و امور ایثارگران تشریف آوردید، ما به هر زبانی که بلد بودیم با شما سخن گفتیم.
با زبان پزشکی، دردها و زخمهای بنیاد را بیان کردیم؛
با زبان مدیریتی، از ضعف ساختار، بیبرنامگی و انتصابات مسئلهدار گفتیم؛
با زبان خواهش و تمنا، از شما خواستیم که صدای نیروهای بنیاد را بشنوید؛
و خلاصه، با هر زبانی که میدانستیم شاید بتواند شما را متوجه عمق مشکلات کند، سخن گفتیم.
اما متأسفانه آنگونه که انتظار میرفت، اثر لازم را ندیدیم.
چندی پیش با یکی از دوستان ترکزبان درد دل میکردیم و گفتیم که این مسائل را بارها به جنابعالی گفتهایم، اما نتیجه ملموسی حاصل نشده است. ایشان نکتهای گفتند که حقیقتاً به آن فکر نکرده بودم. گفتند: «گاهی با ترکزبان باید به زبان خودش سخن گفت؛ شاید اثرش بیشتر باشد.»
گفتم: من ترکی بلد نیستم.
گفت: تو بگو، من ترجمه میکنم.
پس اجازه دهید اینبار بخشی از حرف دل نیروهای بنیاد را، با زبانی متفاوت و شاید ماندگارتر، تقدیم حضور جنابعالی کنیم:
جناب دکتر موسوی! اَگَر سیز دَییشیکلیک اوچون گَلمَمیسینیزسه، بَس نییه گَلمیسینیز؟
یعنی:
جناب دکتر موسوی!
اگر شما برای تغییر نیامدهاید، پس چرا آمدهاید؟
جناب آقای دکتر؛
شما در آغاز مسئولیت خود بر ضرورت ساماندهی وضعیت نیروهای مأمور و توجه به نیروهای بنیاد تأکید داشتید. اما امروز این پرسش جدی برای بدنه بنیاد مطرح است که چرا همچنان در جایگاههای حساس، نیروهای مأمور یا افراد غیرهمسو با وعدههای اولیه باقی ماندهاند؟
چرا معاونت توسعه همچنان سر جای خود است؟
چرا معاونت فرهنگی همچنان بدون تغییر مانده است؟
چرا بازرسی نیز همان مسیر گذشته را ادامه میدهد؟
از طرفی، نیروی بنیادی مانند جناب عباسپور کنار گذاشته میشود، اما برخی نیروهای مأمور نهتنها کنار نمیروند، بلکه از پستی به پست دیگر جابهجا میشوند؛ مانند جناب کرمی و جناب بنیهاشم.
این وضعیت برای نیروهای بنیاد این شائبه را ایجاد کرده است که آیا وعده خروج نیروهای مأمور، یک تصمیم واقعی و حمایتی از نیروهای بنیاد بود، یا صرفاً شعاری برای آرام کردن بدنه مطالبهگر بنیاد؟
سیز دئدینیز کی مأمور گَلَنلَر گئتمَلیدیر؛ آمّا گؤروروک کی گئتمَییبلَر. حتی بیر وەزیفەدَن باشقا وەزیفەیە کئچیریلیبلَر. بو دَییشیکلیک دئییل؛ سادَجه صندلیلَرین یئرینی دَییشدیرمَکدیر.
یعنی:
شما گفتید نیروهای مأمور باید بروند؛
اما میبینیم که نرفتهاند.
حتی از یک مسئولیت به مسئولیت دیگر منتقل شدهاند.
این تغییر نیست؛ فقط جابهجایی صندلیهاست.
دکتر موسوی، والله یورولدوخ! بو بیتفاوتلیخدَن یورولدوخ. بو بیبرنامهلیخدَن یورولدوخ. بو اساسسیز وعدهلَردَن یورولدوخ. دئمَکدَن یورولدوخ، ائشیدیلمَمَکدَن یورولدوخ.
یعنی:
دکتر موسوی، به خدا خسته شدیم!
از این بیتوجهی خسته شدیم.
از این بیبرنامگی خسته شدیم.
از وعدههای بیاساس خسته شدیم.
از گفتن خسته شدیم، از شنیدهنشدن خسته شدیم.
جناب آقای دکتر؛
این نامه از سر تخریب یا مخالفت شخصی نوشته نشده است؛ بلکه بیان درد بدنهای است که سالها در بنیاد خدمت کرده و انتظار دارد وعدههای دادهشده، در عمل نیز دیده شود.
اگر قرار است تغییری اتفاق بیفتد، اکنون زمان آن است.
اگر قرار است از نیروهای بنیاد حمایت شود، باید این حمایت در انتصابات، تصمیمات مدیریتی و اعتماد به بدنه درونسازمانی دیده شود.
اگر قرار است نیروهای مأمور کنار بروند، نباید فقط جای آنان عوض شود.
اَگَر دَییشیکلیک اولاجاقسا، ایندی زامانیدیر. اَگَر عدالت وارسا، اَوّل بنیادین اؤز نیرولاریندا گؤرونمَلیدیر. اَگَر سؤز وئریلیبسه، عملدَه دَه گؤرونمَلیدیر.
یعنی:
اگر قرار است تغییری باشد، زمان آن اکنون است.
اگر عدالتی هست، باید اول در مورد نیروهای خود بنیاد دیده شود.
اگر وعدهای داده شده، باید در عمل هم دیده شود.
جناب دکتر موسوی؛
اینبار سخن خود را نه فقط با زبان فارسی، نه فقط با زبان مدیریت، نه فقط با زبان خواهش و تمنا، بلکه با اندکی کنایه محترمانه و طنزی تلخ، به زبان ترکی نیز بیان کردیم؛ شاید اینگونه در ذهن حضرتعالی ماندگارتر شود.
امیدواریم این نامه زمینهای برای بازنگری جدی در مسیر مدیریتی بنیاد، عمل به وعدههای اولیه، حمایت واقعی از نیروهای بنیاد و پایان دادن به جابهجاییهای بیثمر در ساختار مدیریتی باشد.
|| جمعی از نیروهای دغدغهمند بنیاد شهید و امور ایثارگران