تاریخ : 1405,یکشنبه 18 مرداد15:50
کد خبر : 126328 - سرویس خبری : شهدا

ترور شهید حسن آیت؛ حذف سد‌های محکم مقابل انحراف و نفوذ



فاش نیوز - حذف فیزیکی آیت، انتقام مشترک جریان‌های نفوذ و منافقین از فردی بود که سدی محکم در برابر انحراف ایجاد کرده بود.

دفاع‌پرس، تابستان ۱۳۶۰، ایران دیگر تنها با ارتش بعث عراق نمی‌جنگید. در غرب کشور، توپخانه و تانک‌های صدام شهر‌ها و روستا‌ها را هدف قرار می‌دادند؛ در داخل، انفجار‌ها و ترور‌ها یکی پس از دیگری قلب پایتخت را می‌شکافتند. 

شهید حسن آیت

دو جبهه، یک دشمن

تنها چند هفته از شهادت آیت‌الله بهشتی و ۷۲ تن از یاران انقلاب در دفتر حزب جمهوری اسلامی نگذشته بود که انفجار دفتر نخست‌وزیری، رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر را نیز از ملت گرفت. فضای عمومی، اندوهی عمیق و اضطرابی بی‌سابقه را تجربه می‌کرد؛ انتظاری مبهم که هیچ‌کس نمی‌دانست قربانی بعدی چه کسی خواهد بود.

در این میان، فشار جنگ بر اقتصاد و جان مردم سنگینی می‌کرد. شهر‌های مرزی زیر آتش بودند، جوانان در جبهه‌ها می‌جنگیدند و خانواده‌ها چشم به راه خبری از عزیزانشان. اما دشمن تنها به اشغال مرز‌ها بسنده نکرده بود؛ اتاق‌های فکر آمریکا به این نتیجه رسیده بودند که شکست انقلاب تنها با حمله نظامی ممکن نیست. باید هم‌زمان ذهن‌ها را نیز اشغال کرد.

وقتی دشمن ذهن‌ها را هدف گرفت

اسناد منتشرشده از سفارت آمریکا نشان می‌دهد که دیپلمات‌های آمریکایی صرفاً ناظر نبودند؛ آنها آرایش نیرو‌های سیاسی، اختلافات داخلی و ظرفیت گروه‌های مخالف را دقیقاً تحلیل می‌کردند. قدرت‌های بزرگ پیش از ورود سربازان، اندیشه‌های خود را روایت می‌کنند؛ مفاهیم را تغییر می‌دهند و مرز حق و باطل را مخدوش می‌سازند.

در این پروژه، جریان رجوی به عنوان بهترین ابزار انتخاب شد. این جریان با پوشش ادبیات اسلامی، واژگان مقدس مانند توحید، جهاد و شهادت را از معنا تهی و با محتوای مارکسیستی پر کرد. شهید مطهری این شیوه را «نیرنگ تازه و تحریفی خطرناک‌تر از ترور شخصیت‌ها» می‌دانست؛ چرا که با حفظ الفاظ قرآن، محتوای آن را از معنویت تخلیه می‌کردند و مذهب را به مکتبی مادی تبدیل می‌نمودند.

از رقابت سیاسی تا حذف فیزیکی

جریان رجوی پس از ناکامی در کسب سرمایه اجتماعی، از رقابت سیاسی عبور کرد و راهبرد حذف فیزیکی را جایگزین ساخت. از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، ترور به یک استراتژی تبدیل شد؛ هدف نه فقط حذف مدیران، بلکه خاموش کردن صدا‌هایی بود که می‌توانستند مبانی فکری انقلاب را تبیین و از آن دفاع کنند.

دیده‌بان انقلاب؛ شهید حسن آیت

در چنین فضایی، شهید حسن آیت بیش از دیگران در تیررس قرار گرفت؛ نه به خاطر مسئولیت سیاسی، بلکه به دلیل نقش دیده‌بانی که خطر را پیش از بحران می‌دید. او از معدود شخصیت‌هایی بود که هم متفکر بود، هم سیاستمدار و هم مدیر اجرایی.

حسن آیت با حافظه قوی، مطالعه گسترده و تسلط بر زبان‌های عربی، انگلیسی و فرانسه، قدرت تحلیل کم‌نظیری داشت. از نگاه او، خطرناک‌ترین نفوذ، نفوذ کسانی بود که با ادبیات انقلاب سخن می‌گفتند، اما در بزنگاه‌های تاریخی مسیر دشمن را هموار می‌کردند.

او پیش از انقلاب، شبکه‌ای از افسران متدین در ارتش سازماندهی کرد و پس از انقلاب در تدوین قانون اساسی با جدیت از اصل ولایت فقیه دفاع نمود و آن را سپر راهبردی انقلاب در برابر استحاله از درون می‌دانست.

شهید آیت نسبت به انحراف فکری جریان رجوی و ائتلاف بنی‌صدر با منافقین سال‌ها پیش از آشکار شدن آن هشدار داد. او حتی از اخراج از حزب زحمتکشان به خاطر سکوت نکردن در برابر مظفر بقایی نهراسید و استقلال رأی خود را حفظ کرد.

شلیک به یک اندیشه

صبح چهاردهم مرداد ۱۳۶۰، حسن آیت با وجود تب و بیماری، خانه را ترک کرد تا به مجلس برود. رگبار گلوله‌ها سکوت کوچه را شکست؛ مهاجمان پس از شلیک ده‌ها گلوله گریختند و یکی دیگر از چهره‌های اثرگذار انقلاب بر زمین افتاد.

این ترور در امتداد زنجیره‌ای از شهادت‌ها بود که از شهید مطهری آغاز شده بود. الگوی مشترک این ترور‌ها تصادفی نبود؛ هر بار یکی از ستون‌های فکری و مدیریتی انقلاب هدف قرار می‌گرفت. دشمن می‌دانست که اگر نتواند انقلاب را در میدان جنگ شکست دهد، باید مغز‌های متفکر آن را از میان بردارد.

پوشه‌ای که هرگز پیدا نشد

آنچه ترور آیت را متمایز می‌کند، پوشه‌ای است که همواره همراه داشت و هرگز پیدا نشد. بر اساس بیانات دادستان کل کشور، آیت اسنادی درباره ارتباط میرحسین موسوی با تشکیلات فراماسونری و همچنین پرداخت‌های کلان بنی‌صدر از بودجه ارتش به گروه‌های معارض در اختیار داشت. این اسناد قرار بود در مجلس معادلات سیاسی را دگرگون کند.

ضاربان تنها به کشتن او بسنده نکردند؛ پوشه را نیز ناپدید کردند. شهید آیت به گفته رهبر معظم انقلاب، «چهره مبارز و فعال و خستگی‌ناپذیری بود که با گلوله انتقام منافقین کشته شد».

گلوله‌ها اندیشه را متوقف نکردند

این راهبرد دشمن محدود به دهه شصت نماند. در همه نبرد‌های بزرگ، قدرت‌های متخاصم ابتدا سراغ چهره‌های اثرگذار و اندیشمندان می‌روند. امروز ابزار‌ها تغییر کرده، اما هدف همان است: شکستن اراده یک ملت از طریق حذف ستون‌های آن.

اما تجربه چهار دهه گذشته ثابت کرد که هر ترور، اندیشه‌ای را که می‌خواست خاموش کند، فراگیرتر ساخت. انقلاب اسلامی بر ستون‌های ایمان، مردم و حقیقت بنا شده است؛ و حقیقت را نمی‌توان با گلوله ترور کرد.