
دفاعپرس _ حمید بناء (پژوهشگر و نویسنده ادبیات پایداری)؛ ایران در نیمقرن اخیر به اندازۀ تمام دوران چند هزار سالهاش، بالا و پایین روزگار را تجربه کرده است؛ از تغییر نظام حکومتی گرفته تا جنگ و تحولات تمدنی و زیر و رو شدن نظامهای سیاسی و اجتماعی و صدها اتقاق خرد و کلان دیگر. در این نیمقرن ما شاهد اتفاقها و رخدادهایی بودهایم که حتی قادر به فهرست کردن عناوین آن هم نیستیم.

همین جنگ تحمیلی بعثیها به ملّت ما خودش یک فصل تاریخی مفصل و پر و پیمانِ چندوجهی بهحساب میآید. دفاعمقدس آنقدر گفتنی دارد که امام شهید انقلاب، سال ۱۴۰۲ بعد از گذشت چهار دهه تلاش در این حوزه فرمودند: «این کارهای جاریای که دارد انجام میگیرد خوب است، [ولی]اینها باید صد برابر بشود».
دفاعمقدس منشور «ما توانستیم» ایران و ایرانیهاست. ما در آن دورۀ تاریخی هویت فرهنگی خودمان را بازسازی کردیم. ایران بعد از سال ۱۳۵۷ نسخۀ جدید خودش را به دنیا عرضه کرد. نسخهای متحول شده و قدرتمند که قابلیت راهبری داشت و الگوی ملّتهای آزادیخواه جهان گردید. ایران جدید در جنگ آبدیده شد و به کمال رسید. بدون بزرگنمایی باید به این واقعیت اشاره کنیم که تمام موفقیتهای ایران ماحصل دستاوردهای دفاعمقدس است.
این گزاره ادعای گزاف و دور از ذهنی نیست. ما در زمان جنگ یاد گرفتیم که باید روی پای خودمان بایستیم. این باور تازه موجب ورود جدی جوانها به حوزههای مدیریت جهادی و ابداعات و ابتکارات علمی و فناورانه شد. بعدها همین عنوان مدیریت جهادی گره کور بسیاری از عقبماندگیهای کشور را باز کرد. مدیریتی که افق نگاه و سقف خواستههایش فراتر و بالاتر از داشتههایش بود. شهید حسن طهرانیمقدم یک نمونه از تربیت شدههای این مکتب مدیریتی بهشمار میرود که صنعت موشکی کشورمان را پایهگذاری کرد.
توسعه و پیشرفت موشکهای ایران در حالی شکل گرفت که دنیا درهای دانش و تکنولوژی را به روی ما بسته بود. رسیدن به قلۀ فناوری در چنین وضعیتی، کار هر کسی نیست. دانشمندان هستهای ایرانزمین هم مثال دیگری برای ایمان آوردن به قدرت مدیریت و روحیۀ جهادی هستند. آنها با دست و پای بسته خودشان را به لبۀ تکنولوژی دنیا رساندند. در اینباره میتوانیم به مصادیق بیشتری اشاره کنیم لکن همین اندازه برای رساندن منظور کافی بهنظر میرسد. ریشۀ تمام این دستاوردها همان فرهنگی است که دفاعمقدس به سرمایههای معنوی ایرانیان اضافه کرد.
علاوه بر این موارد، ادبیات، هنر و دیگر شئون اجتماعی ایران هم در ایام جنگ وارد مسیر جدیدی شد و گونۀ اختصاصی حماسه و شهادت در ذیل آن شکل گرفت. آثار ادبی و هنری درخشان و ماندگار خلق شده به دست کسانی که فرزند مکتب جهاد و شهادت هستند، آبروی مضاعفی به فرهنگ ایران عطا کرده است.
گفتن و نوشتن دربارۀ دفاعمقدس درواقع زنده کردن و ترویج راهی است که نسل نخست انقلاب آن را پیمودند و نسلهای بعدی تکمیلش کردند. به عنوان مثال اگر حماسۀ پشتیبانی مردمی از دفاعمقدس نقل نشده بود، پشتیبانی مردم از رزمندهها در جنگ تحمیلی سوّم صورت نمیگرفت. بیتردید نقش مردم در حمایت از این جنگ بسیار برجستهتر از نمونۀ قدیمی آن است لکن این حماسه را باید فرزند آن حماسه بدانیم.
جامعهای که ایثار و ایستادگی پدران و مادران شهدا در آن روزها را دیده یا شنیده، امروز داغ سنگین شهادت فرزندانش را با افتخار و صبوری تحمل میکند و این چیز کمی نیست. خدا پدر کسانی را بیامرزد که سیرۀ شهدا را برای ما روایت کردند تا نترسیدن از مرگ و ایستادگی در برابر ظالم را یاد بگیریم. ایستادن پای لانچر در حالی که میدانی زیر دید و تیر دشمن هستی، خودِ خود از خود گذشتگی است.
روح حضرت روحالله (ره) شاد که فرمودند: «ما برای چه نگرانی داشته باشیم؛ مایی که به تکلیف خودمان داریم عمل میکنیم؟ نگرانی آن باید داشته باشد که بر خلاف مسیر حق است. آن کسی باید نگرانی داشته باشد که چنانچه کشته بشود، به عقیده خودش این است که نابود شده است و به عقیده ما این است که به جهنم رفته است. ما چرا نگرانی داشته باشیم؟
ما که اگر شهید بشویم، قید و بند دنیا را از روح برداشتهایم و به ملکوت اعلی و به جوار حق تعالی رسیدهایم، چرا نگران باشیم؟ مگر مردن هم نگرانی دارد؟ مگر شهادت هم نگرانی دارد؟ ما دوستانمان که شهید شدهاند، در جوار رحمت حق هستند؛ چرا برای اینها دلتنگ باشیم؟ دلتنگ باشیم که از یک قید و بندی خارج شدهاند و به یک فضای وسیع و در تحت رحمت حق تعالی واقع شدهاند؟ البته ما ناراحت هستیم از اینکه از اینها استفاده میکردیم برای اسلام و اینها بازوهایی بودند برای اسلام، لکن ملت ما ۳۵ میلیون است که این تفالهها، اینها یک چند صد هزار نفری فرض کنید- فرض کنید- باشند.
۳۵ میلیون مصمماند، ۳۵ میلیون جمعیتی هستند که مادرها بچههایشان که شهید میشوند میآیند اینجا به من میگویند که دعا کنید، بعضی بچههای دیگر هم دارم! پیرمرد میآید میگوید: بچهام شهید شده است و گریه میکند، میگوید: نمیگذارند من بروم جبهه! یک همچه ملتی که نگرانی دیگر ندارد.»
از هر منظر که به معجزۀ دفاعمقدس نگاه کنیم، ضرورت پرداختن به آن را با تمام وجود حس میکنیم. جنگ سوّم هم دیر یا زود به آخر میرسد و ما باید دوباره آستین غیرت و همتمان را بالا بزنیم برای جبران خسارتهای آن. با این تفاوت که اینبار ما نسخه و نقشۀ روی پا ایستادن را در اختیار داریم و راهمان مشخص است.
حالا بهتر میفهمیم که چرا امام شهیدمان صدها مرتبه اهمیّت توجه به دستاوردهای مادی و معنوی دفاعمقدس را گوشزد کردند. این تأکید هموارۀ ایشان بعد از روایت پیروزیها و فتوحات جنگ اخیر برجسته و نمایانتر هم خواهد شد. هنوز ما در نقطۀ روایت جنگ با آمریکا قرار نگرفتهایم.
اینکه دشمن هزاران دفعه مقرهای نظامی ما را بمباران کرد ولی خللی در پرتاب موشک و قدرت دفاعی ما به وجود نیامد، گوشهای از میراث بزرگ دفاعمقدس محسوب میشود که در آینده رمز و رازهای آن کشف و افشا خواهد شد. آنها با همۀ قوا به میدان آمدند تا نظام حکومتی ایران از بین ببرند ولی درسآموختههای دفاعمقدس اجازه ندادند.
همۀ اینها را گفتیم که ضرورت پرداختن به دفاعمقدس را یکبار دیگر به خودمان و شما یادآوری کنیم.