تاریخ : 1405,دوشنبه 19 مرداد13:47
کد خبر : 126345 - سرویس خبری : شهدا

قهرمانانی که دشمن را در خارج از مرزها زمین‌گیر کردند



فاش نیوز - مدافعان حرم بیش از یک دهه در خارج از مرزها با دشمن جنگیدند. دشمنی که هم چشم طمع به حرم اهل بیت(ع) دوخته بود و هم حرم جمهوری اسلامی ایران.

خبرگزاری فارس؛ مرداد ۱۳۹۶ بود که تصویری از جوان ایرانی با دستان بسته و نگاهی آرام در برابر یکی از نیروهای داعش منتشر شد و به یکی از ماندگارترین قاب‌های سال‌های نبرد با تروریسم تبدیل شد. آن جوان، «محسن حججی» بود؛ رزمنده‌ای که ۱۸ مرداد ماه به شهادت رسید و سالروز شهادتش شد، روز بزرگداشت شهدای مدافع حرم. او نماد مقاومت شجاعت مظلومانه مدافعان حرم بود. مدافعان حرمی که وقتی آن روزها به سوریه و عراق می‌رفتند، کارشان خیلی به چشم نمی‌آمد. طعنه‌های زیادی به خودشان و حتی خانواده‌هایشان می‌زدند. حتی برخی حرف پول را پیش می‌کشیدند و می‌گفتند آنهایی که به سوریه می‌روند، به‌خاطر پول می‌روند! وقتی پیکرهای قطعه‌قطعه یا پیکرهای بی‌سرشان می‌آمد، خانواده‌ها هم داغ فراق را تحمل می‌کردند و هم زخم‌زبان‌ بی‌خردان را. و اما این روزها که صد و شصت و دومین روز از جنگ تحمیلی آمریکایی صهیونیستی علیه ایران را پشت سر می‌گذاریم، بیش از پیش می‌فهمیم مدافعان حرم، برای چه رفتند؟ آنهایی که نه از سر دادن هراسیدند، نه از طعنه‌ها و زخم‌زبان‌ها. مدافعان حرمی که می‌دانستند اگر دست داعشی‌ها به آنها برسد، زنده برنمی‌گردند، اما رفتند. آنها خوب می‌دانستند که اگر در خارج از مرزها دشمن را زمین‌گیر نکنند، باید در شهرهایمان مقابل داعشی‌ها بایستند.
مدافعان حرمی که از فرمانده‌شان حاج قاسم جنایت‌های بی‌شمار داعشی‌ها را شنیده بودند. در یک مورد داعشی‌ها در دیاله عراق کودکی را از سینه مادر گرفتند، او را روی آتش سرخ کردند و پیکر این کودک را لابلای پلو برای مادر فرستادند. این جنایات وحشتناک در سابقه تاریخ بشریت نایاب بوده و بلایی بزرگ بر سر ملت‌ها بود که باید از میان برداشته می‌شد. اینگونه بود که مدافعان تاب نیاوردند؛ رفتند برای دفاع از بشریت. و این روزها دیگر کار مدافعان حرم به چشم می‌آید.در این روز یاد می‌کنیم از مدافعان حرم؛ سردار شهید «عبدالله اسکندری»؛ نخستین شهیدی که داعشی‌ها سر از بدنش جدا کردند. شهید خبرنگار و مدافع حرم «محسن خزایی»؛ او وقتی در سوریه بود، علاوه بر تهیه گزارش از عملیات‌های رزمندگان در سوریه، برای آنها مداحی می‌کرد که سرانجام ۲۲ آبان‌ماه ۱۳۹۵ در حلب سوریه به شهادت رسید.
و یاد می‌کنیم از شهدای خان‌طومان؛ خان‌طومان را می‌شود به شلمچه ایران تشبیه کرد، نقطه‌ای که خون بیش‌ترین مدافعان حرم ایرانی برای مبارزه با تروریست‌های تکفیری‌ در این منطقه ریخته شد. خون شهیدانی چون محمد بلباسی، سیدرضا طاهر، حسین مشتاقی و علی جمشیدی. شهید مدافع حرم «حسین مشتاقی»؛ شهیدی که در ۱۶ اردیبهشت ۹۵ به شهادت رسید و پیکر مطهرش بعد از چهل روز مفقودی تفحص شد و در اول تیرماه در گلزار شهدای شهرستان نکا مازندارن آرام گرفت.این شهید عاشق همسر و دوقلوهایش نازنین زهرا و امیرمهدی بود. او به همسرش می‌گفت: «نمی‌دانی عمه سادات چقدر مظلوم است و من یکی به خاطر مظلومیت سیده زینب و دوم زمینه‌سازی برای ظهور امام زمان(عج) به سوریه می‌روم.» همسر شهید شهید مشتاقی درباره شوق شهادت حسین‌آقا می‌گوید: «یک روز بعد از ظهر حسین آقا به من گفت: شما چرا دعا می‌کنی من شهید نشوم؟ تو هنوز شهادت را درک نکرده‌ای. دعا کن من شهید شوم که آن دنیا شفاعت شما را کنم.»
یاد می‌کنیم از شهید سیدمصطفی صدرزاده؛ مدافع حرمی که وقتی دید اجازه اعزام به سوریه نمی‌دهند، برای رفتن به سوریه کارت شناسایی افغانستانی گرفت و وارد تیپ فاطمیون شد و زمانی که استعدادهای او را دیدند، مصطفی صدرزاده شد، فرمانده گردان عمار لشکر فاطمیون. فرمانده‌ای که اول آبان ۱۳۹۴ مصادف با روز تاسوعای حسینی به شهادت رسید.مدافع حرمی که وقتی از او پرسیدند سختتان نیست که همسر و فرزندانت را می‌گذاری و می‌روی سوریه؟ پاسخ می‌دهد: «خودم، همسرم، فرزندم و همه اجدادم فدای یک کاشی حرم بی‌بی زینب(س)».او حتی بعد از شهادتش در رؤیای صادقانه پیامی داده بود. همسر شهید صدرزاده می‌گفت: «بعد از اتفاقات سوریه با همه طعنه‌هایی که می‌زدند، صحبت‌های گرانبهای حضرت آقا مرحمی بود روی این زخم‌ها اما دل‌نگران حرم حضرت زینب(س) و خانم سه ساله بودم. تا اینکه بنده خدایی خواب دید که اطراف حرم حضرت زینب (س) شلوغ شده و همه مضطرب و نگران بودند. وسط این شلوغی آقا مصطفی سعی می‌کرد مردم را آرام کند. او جلو آمد و گفت: چرا ناراحتید؟ برایش توضیح دادند با وضعیت سوریه، تکلیف حرم آل الله چه می‌شود؟ آقا مصطفی می‌گوید نگران نباشید ما اینجا هستیم و از حرم مراقبت می‌کنیم. این گونه خواب‌ها خیلی تکرار شد. سبب خوشحالی و البته غبطه انگیز برای ما که شهدای مدافع حرم برای همیشه پاسبان حرم خواهر ارباب شدند.»
برخی از مدافعان حرم در این جهاد شهید شدند؛ برخی دیگر ماندند برای روزهایی که باید در ایران جلوی دشمن آمریکایی ‌ـ صهیونیستی می‌ایستادند مثل شهید هوافضا، میثم فتح‌قریب. شهیدی که در وصیت‌نامه‌اش نوشته بود «به آقایم سیدعلی بگویید که میثم فقط فقط خنده شما را دوست دارد و خیلی دوست داشت و از آرزوهایش بود که از نزدیک شما را ملاقات کند.» این وصیت‌نامه به دست رهبر شهیدمان رسید در حالی که با خواندنش لبخند زدند.

در این سفره جهاد و شهادتی که باز شده بود، رزمندگان افغانستان در قالب لشکر فاطمیون نقش‌آفرینی شجاعانه‌ای کردند. گاهی مادران ۴ ـ ۵ فرزندشان را راهی سوریه می‌کردند تا ثمره زندگیشان از حریم اهل بیت (ع) دفاع کنند. یکی از مادران «بی‌بی‌ موسوی» است که مادر دو شهید و دو جانباز مدافع حرم از لشکر فاطمیون است، این مادر۴ فرزندش را راهی نبرد با تکفیری‌ها کرد سیدمحمد و سید اسحاق به شهادت رسیدند و سیدابراهیم و سیدمهدی هم جانباز شدند.

و البته قهرمانان بسیار دیگر....

|| فاطمه ملکی