
فاش نیوز - دفتر رهبر انقلاب با تماسی تلفنی از آتش نشان بهشهری که فداکاری اش موجب نجات جان یک کودک شد،تقدیر و قدردانی کردند.

همشهری آنلاین: از روزی که عباس فلاح با به خطر انداختن جان پسر نوجوانش، کودکی را نجات داده، افراد مختلفی با او تماس گرفتهاند و از فداکاریای که آقای آتش نشان و فرزند شجاعش نشان دادهاند، تمجید و قدردانی کردهاند، ولی او فکر نمیکرد آوازه کار بزرگش به دفتر رهبر انقلاب هم برسد. اما این اتفاق افتاده و چند روز پیش از بیت رهبری با آتش نشان فداکار بهشهری تماس گرفتهاند و پیام تحسین و تقدیر رهبر را به او رساندهاند. عباس فلاح فرمانده شیفت سوم آتشنشانی بهشهر است. او برای نجات جان کودکی که به درون چاهی سقوط کرده بود، جان فرزندش را به خطر انداخت.

روز جمعه عباس فلاح در میان پیامها و تماسهای تلفنی کاری و شخصی متعددش، تماسی با پیش شماره تهران داشت که نمیدانست از طرف چه کسی است. او تعریف میکند: «وقتی تماس را جواب دادم سراغ پسرم را از من گرفتند و گفتند از بیت رهبری زنگ میزنیم و میخواهیم از طرف رهبر از شما و پسرتان تشکر کنیم که با شجاعت و فداکاری خود جان یک کودک را نجات دادید.» این تماس غیرمنتظره پسر نوجوان آقای آتش نشان را هم حسابی غافلگیر و خوشحال کرد: «باورم نمیشد که در این شرایط جنگی رهبر به این کار ما توجه نشان دادهاند. پسرم آقا حیدر هم وقتی متوجه شد از بیت تماس گرفتهاند، خوشحال و هیجانزده شده بود. همینکه تماس قطع شد من به مدیرم، مادرم و بسیاری از دوستانم زنگ زدم و این موضوع را برای آنها تعریف کردم.» سفر خانوادگی به مشهد هدیه خانواده فلاح و چاشنی این تماس تلفنی بود:«چند دقیقه بعد دوباره از بیت با ما تماس گرفتند و گفتند چند روز دیگر مقدمات سفر شما به مشهد فراهم میشود و میتوانید همراه خانواده به زیارت امام رضا (ع) بروید.»
آقای آتش نشان ماموریتهای پر خطر کمنداشته و روزی هم که همراه تیم عملیاتیاش به شهر رستمکلا اعزام شد، نمیدانست با این ماموریت فداکاری او و همکارانش مدتها در فضای مجازی نقل میشود و دهان به دهان میچرخد:«آن روز از آتشنشانی بهشهر با من تماس گرفتند و گفتند کودک خردسالی به داخل چاه سقوط کرده و باید با فوریت به رستمکلا اعزام شوید. وقتی به آن جا رسیدیم، متوجه شدم درحالیکه مادر و مادربزرگ کودک ٢ و نیمساله در زمینهای کشاورزی مشغول کار بودند، زمین زیر پای کودک نشست میکند و او به عمق ٨ و نیم متری زمین سقوط میکند.» عرض دهانه چاه بهاندازهای نبود که با امکانات محدود آتشنشانی بهشهر بتوانند کاری از پیش ببرند: «در مرحله اول تصمیم گرفتیم کنار چاه تونلی ایجاد کنیم و از طریق تونل خودمان را به کف چاه برسانیم، ولی این کار لااقل ٨-١٢ ساعت طول میکشید، درحالیکه کودک بهشدت ترسیده بود و کارشناسان اورژانس معتقد بودند که ممکن است ترس و اضطراب باعث سکته او شود. در این شرایط تنها راهی که به نظرم رسید این بود که از کسی که جثهای ترکهای دارد، بخواهم به داخل چاه برود و بچه را بیرون بیاورد.» در میان افرادی که اطراف چاه جمع شده بودند، تعداد نوجوانانی که هم قد و قامت حیدر بودند، کمنبود اما آقای آتش نشان ترجیح داد از فرزند خودش بخواهد این کار پرریسک را انجام دهد: «با آن که کودک توی چاه، برای من با فرزند خودم تفاوتی نداشت، باز هم نمیتوانستم جان بچه دیگری را به خطر بیندازم و تصمیم گرفتم این کار را از پسر خودم بخواهم.»