
فاش نیوز - ۲۶ مرداد فقط یک خبر نیست! یک زمانی کافی بود چند روز به ۲۶ مرداد نزدیک شویم؛ تلویزیون خودش حالوهوای دیگری پیدا میکرد. تیزرها یکی پس از دیگری روی آنتن میرفتند، تصاویر ورود آزادگان پخش میشد، از اردوگاهها و سالهای اسارت گفته میشد، با آزادگان گفتوگو میکردند و برنامههایی ساخته میشد که دوباره خاطره آن روز بزرگ را به خانههای مردم میآورد.

اما چه اتفاقی افتاده است؟
هرچه سالها جلوتر آمدهایم، این حضور کمرنگتر شده است؛ تا جایی که امسال، ۲۶ مرداد از راه رسید و تلویزیون ملی، آنگونه که انتظار میرفت، صدای آزادگان نبود. نه گفتوگوی جدی، نه برنامهای درخور این مناسبت، نه بازخوانی شایستهای از سالهای اسارت. اگر هم خبری گفته شد، در چند جمله کوتاه و گذرا خلاصه شد؛ گویی اتفاقی معمولی در تقویم رخداده است.
اما برای آزادگان، ۲۶ مرداد یک روز معمولی نیست. ۲۶ مرداد روز بازگشت مردانی است که سالهای جوانی خود را پشت دیوارهای اردوگاههای عراق گذاشتند. مردانی که صبح را بدون دیدن آسمان آزاد آغاز کردند و شب را با شمارش میلهها به پایان رساندند. مردانی که خانوادههایشان سالها با یک عکس، یک نامه و یک امید زندگی کردند.
آیا اینهمه رنج، ارزش چند دقیقه بیشتر از یک خبر کوتاه را ندارد؟
صداوسیما دقیقاً چه وظیفهای در قبال این تاریخ دارد؟
اگر رسانه ملی قرار نیست صدای تاریخ این سرزمین باشد، پس چه کسی باید روایت کند که آزادی برای این ملت چگونه به دست آمد؟ چه کسی باید به نسل جوان بگوید پشت واژه «آزاده» چه سالهایی پنهان شده است؟ نگرانی ما فقط از کمشدن برنامهها نیست؛ نگرانی عمیقتر، فراموششدن تدریجی یک فرهنگ است.
نسلی از آزادگان در حال پیرشدن است. خاطرات آنان، اگر ثبت و روایت نشود، همراه خودشان خاموش خواهد شد. هنوز کسانی هستند که میتوانند از شبهای اردوگاه بگویند، از دلتنگی برای مادر، از خبرهای ناقص ایران، از لحظهای که خبر پایان جنگ را شنیدند و از روزی که سرانجام دروازه اردوگاه باز شد و خاک وطن را دوباره دیدند.
اینها سرمایههای زنده تاریخ معاصر ایراناند. چرا باید تا سالگرد ۲۶ مرداد منتظر بمانیم و بعد هم سهم آزادگان از رسانه ملی به چند جمله خبری محدود شود؟

صداوسیما برای بسیاری از مناسبتها ساعتها برنامه میسازد؛ میزگرد، گفتوگو، مستند، گزارش و برنامه ویژه. آیا آزادگان آنقدر کوچک شدهاند که دیگر جایی برایشان در این قاب بزرگ وجود ندارد؟
آیا قرار است هر سال، یکقدم دیگر از آزادگان فاصله بگیریم تا روزی برسد که ۲۶ مرداد فقط یک تاریخ در تقویم باشد؟
این انتقاد، گلایه از یک مجری یا تهیهکننده نیست. سخن از یک نگاه است؛ نگاهی که اگر اصلاح نشود، بخشی از تاریخ شفاهی کشور را آرامآرام از حافظه عمومی پاک خواهد کرد.
ما از صداوسیما توقع تشریفات نداریم؛ توقع داریم فراموش نکند. توقع داریم وقتی ۲۶ مرداد میرسد، تلویزیون فقط یک خبر چندثانیهای پخش نکند و عبور نکند؛ دوربینش را به سراغ آزادگان ببرد، پای حرفشان بنشیند، خاطراتشان را ثبت کند و اجازه دهد نسل امروز چهره مردانی را ببیند که بخشی از بهترین سالهای زندگیشان را در اسارت گذراندند.
آزادگان برای دیدهشدن التماس نمیکنند؛ آنها بخشی از تاریخ این کشورند. اگر امروز صدای آنان کمرنگ شده، فردا خاطراتشان نیز کمرنگ خواهد شد و روزی خواهیم فهمید که آنچه از دست دادهایم، فقط چند برنامه تلویزیونی نبوده است؛ بخشی از حافظه یک ملت را از دست دادهایم.
صداوسیما باید پاسخ دهد:
چرا ۲۶ مرداد، هر سال کمرنگتر از سال قبل میشود؟
آیا آزادگان دیگر اهمیتی ندارند یا ما آنقدر گرفتار مناسبتهای جدید شدهایم که بعضی از قهرمانان دیروز را از یاد بردهایم؟
هنوز دیر نشده است. تا وقتی آزادگان زندهاند، هنوز میتوان شنید، ثبت کرد و روایت کرد.
فقط کافیست دوربینها را از آنها دریغ نکنیم. ۲۶ مرداد را از یک خبر کوتاه به یک روایت ملی بازگردانید. این کمترین کاری است که میتوان برای مردانی کرد که سالها انتظار کشیدند تا یک روز، دوربینها و مردم ایران به استقبالشان بیایند.
|| داود گودرزی