
فاش نیوز - حوالی سال ۱۳۶۹ از سوی بنیاد مستضعفان و جانبازان شهرستان ساری به یک اردوی تفریحی دوروزه شمال و استان گیلان اعزام شویم، ازاینرو یک اتوبوس که ویژه شرایط جانبازان ویلچری تعبیه شده بود که در آن جانبازان بهراحتی در آن سوار شوند در اختیار ما قرار دادند و با گروهی از جانبازان ۷۰ درصد و خانواده آنها راهی سفر شدیم.
در آن زمان من مجرد بودم و قرار شد مسئولیت این کاروان به عهده شهید مهران ذوالفقاری باشد که او نیز هنوز مجرد بود و بودجه اردو نقداً در اختیارش قرار داشت.
تابستان بود و یک روز عصر از ساری حرکت کردیم و حوالی ۹ شب به یک ویلای قدیمی که حیاط بزرگی نیز در آن داشت در اطراف رامسر رسیدیم.
پس از اینکه، در ویلا مستقر شدیم کمی خرید کردیم و قرار شد یک شام مختصری تهیه کرده و صرف کنیم، جالب اینجاست زمانی که به زمان تهیه غذا رسید، تمامی همسران جانبازان رفتند گوشه نشستند و تمام مسئولیت پخت غذا و حتی شستن ظرفها را به عهده خود جانبازان گذاشتند.
جانبازان نیز بدون هیچ شکوه و شکایتی شام درست کردیم و خوردیم پس از آن یک چایی نیز دم داده و در آخر ظرفها توسط خود جانبازان بیشتر ویلچری و دو چشم نابینا به همراه شوخی و خنده شسته شد و هیچیک از همسران جانبازان از جایش تکان نخورد و گویا این بارجای جانبازان با همسران جانبازان عوض شده بود و کسی هم اعتراضی نداشت، پس از آن همگی خسته خوابیدیم.
فردای صبح به سمت استان گیلان حرکت کردیم تا ظهر به شهر رشت رسیدیم برای ناهار در میدان اصلی مرکز رشت به یک رستوران رفتیم تا ناهار سفارش دهیم اکثر خانوادهها تصمیم گرفتند میرزاقاسمی سفارش بدهند که خیلی هم مزه کرد.
پس از آن به راهمان ادامه دادیم و عصر بود رسیدیم به بندر انزلی و در پارک این شهر اتراق کردیم. یک عکاس دورهگرد در پارک دیدیم و تصمیم گرفتیم چند عکس یادگاری بگیریم که عکاس بعداً این عکسها را برای ما چاپ و پست کند.
سپس سروته کردیم و در بازگشت به سمت ساری، اما دیگر در آن ویلای قدیمی توقفی نداشتیم و با تصمیم اکثر دوستان یکسره به ساری بازگشتیم که پس از مدتی عکسها نیز به دستمان رسید عکسی که شاهد هستید عکس یادگاری من با شهید مهران ذوالفقاری در پارک شهر بندر انزلی در همین اردو است.
شهید مهران (احمد) ذوالفقاری بهتازگی مدتی پیش، در ۱۸ خردادماه ۱۴۰۵ به دوستان همرزم شهیدش پیوست، روحش شاد.
|| مرتضی قنبری وفا