فاش نیوز - مشهدیعباس روزخوش سال ۱۳۶۲ و در میانسالی به اسارت بعثیها درآمده بود. او در اسارت غم و غصه و کدورتهای خیلیها را با صلوات درمان میکرد.

خبرگزاری فارس؛ اسارت پر از رنج و سختی و شکنجه بود. در کنار این رنج کشیدنها کسانی بودند که مسیر را هموارتر میکردند برای رسیدن به آرامش. مرحوم مشهدیعباس [حاجعباس روز خوش] از شیرمردان بهبهانی بود که در عملیات خیبر در سال ۱۳۶۲، توسط عراقیها به اسارت گرفته شد. او در طول سالهایی که در بند بعثیها بود، با دعوت بچهها به فرستادن صلوات، غم و غصه را از دل آنها میزدود. بچهها با دیدن این شیرمرد و چهره متبسم او، چهرههایشان خندان میشد و صلوات میفرستادند.اگر احیانا بین بعضی از بچهها بدلیلی کدورتی رخ داده بود، با حضور مشهدیعباس و لبخندش و دعوت آنها به ذکر صلوات، کدورتها از بین میرفت. به گفته آزادگان دفاع مقدس، الحق و الانصاف که مشهدیعباس نقش بسزایی در بالا بردن روحیه معنوی و صمیمت بین اسرا داشت. او هرگاه احساس میکرد که فردی بهخاطر مشکلات و سختیهای اسارت، دچار ناراحتی و غم و اندوهی شده، با دعوتش به قدم زدن در محوطه اردوگاه و صحبت کردن با او و فرستادن صلوات، امکان فکر کردن پیرامون مسائل و سختیهای اسارت را از او میگرفت و در جهت تقویت روحیه آزادگی او تلاش میکرد.

او در اسارت با خاکرس تسبیح گِلی درست کرده بود. وقتی بعثیها متوجه این اقدام او شدند، تسبیح را پاره کرده و او را وادار کردند دانههای تسبیح را بخورد. مشهدی عباس در این باره روایت کرده بود: «افسر بعثی لبهایم را با دست باز کرد و یک مشت دانه تسبیح داخل گلویم ریخت و با مشت وسط دهانم کوبید. دندانم شکست و لبم پاره شد و خون از لب و دهان و دندانم بیرون زد. دوباره با مشت به گلویم زد و دانهها را با خون از گلویم پایین فرستاد. بعد هم گفت: این درس عبرتی باشد برای تو، تا در عراق اسیر هستی، یاد صلوات نکنی.» این آزاده دفاع مقدس نه از صلوات فرستادن کوتاه آمد نه صلوات درمانی و تا آخرین روزهای اسارت پای عقایدش ماند.این رزمنده، جانباز و آزاده دفاع مقدس سال ۱۳۹۴ و در ۸۷ سالگی به دوستان شهیدش پیوست.
|| فاطمه ملکی