
دفاعپرس- مریم حاجیعلی؛ بیایید برایتان قصهی زنی را بگویم از خطهی کردستان که هم جوان است، هم زیباست و از همه مهمتر اینکه با لباس کردی عکس دارد. همان لباسی که میتوانسته سوژهی نابی برای ضد انقلاب باشد تا به این بهانه روی خونش اسکی برود و لگدی نثار جمهوری اسلامی کند و مدتی چند خیابانها را به آشوب بکشد...

«فاطمه اسدی» مادر ۲۲ سالهی یک دختر خردسال و یک پسرک شیرخواره است. در سال ۱۳۶۳، در سالهایی که نظام نوپای جمهوری اسلامی ایران همزمان درگیر جنگ با دشمن بعثی و احزاب مختلف از گوشه و کنار کشور است. این زن غیور از خطهی کردستان، ارتش تکنفرهی مردی میشود که حزب دموکرات به جرم اینکه برای روزهای بیآبی زمستان، چند حلقه چاه حفر کرده است، او را به اسارت میبرد. چون جهموری اسلامی خار چشم این احزاب است و هرکس هر کمکی به این نظام بکند، در قاموس این بیوطنها، مجرم است!
فاطمه دار و ندار زندگی روستایی و تمام گوسفندانش را میفروشد و با دویست تومان پول نقد (که در زمان خودش مبلغ قابلتوجهی بوده) به سراغ دموکراتها میرود تا پشنگش را آزاد کند، اما آن بیشرفها او را اسیر میکنند و پس از یک ماه شکنجه، در هشتم شهریور ماه سال ۱۳۶۳ تیربارانش میکنند و در گوری بینشان به خاک میسپارند...
وقتی مرد این خانه پس از دو سال آزاد میشود با جای خالی همسر و پسر شیرخوارش روبهرو میشود. شما بگویید حال مردی که نشانی از گور همسرش ندارد را چه کسی درک میکند...؟!
۳۷ سال بعد و در آبان ماه سال ۱۴۰۰ پیکر این زن توسط گروه تفحص پیدا میشود و نام این زن به عنوان اولین بانوی تفحص شده در تاریخ سرزمین کردستان ثبت میشود.
این روزها یاد کنیم از زنی که هیچ رسانهی بینالمللی و حتی داخلی برای او هشتک نمیزند، احدی برایش موی نمیتراشد و فریاد وااسلاما وامصیبتا سر نمیدهد، چون از نام و مرامش، آبی برای دشمن دنی، گرم نمیشود...