
فاش نیوز - ۱- جناب آقای قائمپناه، معاون اجرایی رئیسجمهور، اخیراً نکتهای را درباره نحوه مدیریت تهدیدات خارجی و اولویتهای ملی مطرح کردهاند:
«من اگر بودم و میدانستم آمریکا میخواهد رهبرمان را شهید کند، دست از غنیسازی برمیداشتم!... چرا صنایع ما را بزند؟ چرا راههای ما را بزند؟ چرا پالایشگاه و عسلویه ما را بزند؟ برقزدن، پالایشگاه زدن یعنی بیکاری زیاد شود... خردمندی این است که هدفی که میتوانید با کمترین هزینه انجام دهید»
درباره این رویکرد تحلیلی و پیامی که ممکن است در عرصه بینالمللی دریافت شود، نکاتی قابلتأمل است. بررسی این نگاه در تراز عقلانیت انقلابی و مبانی فکری حضرت امام خمینی (رضوانالله علیه)، میتواند به درک دقیقتری از چگونگی تأمین امنیت کشور در شرایط حساس کنونی کمک کند.
۲- بر اساس کدام منطق سیاسی یا تجربه تاریخی میتوان پذیرفت که عقبنشینی در برابر زیادهخواهی دشمن، سایه جنگ، ترور و تخریب زیرساختها را از سر یک ملت برمیدارد؟!
تجربه معاصر منطقه پیش روی ماست؛ قذافی در لیبی دقیقاً با همین فرضیه برای «بهانه زدایی و کاهش هزینه»، تمامی تأسیسات هستهای خود را تحویل داد، اما فرجام آن چیزی جز نابودی زیرساختها، ناامنی پایدار و سرنگونی فجیع خودش نبود. سرنوشت صدام نیز پس از خلع سلاح و بازرسیهای مداوم، گواهی دیگر بر این واقعیت است.
کدام عقلانیتِ راهبردی میپذیرد که واگذاری مؤلفههای بازدارندگی، طرف مقابل را از تهاجم منصرف میسازد؟! واقعیتِ جهانِ قدرتمحور نشان میدهد دست شستن از ابزارهای قدرت ملی، اراده دشمن را برای تحمیل خسارت و ضربه نهایی جریتر میکند، نه مهار!
این تحلیل که قربانیکردن مؤلفههای قدرت ملی (نظیر فناوریهای هستهای و اداره انحصاری تنگه هرمز) مانع از اقدامات تخریبی یا امنیتی میشود، با پیچیدگیهای معادلات قدرت در جهان امروز همخوانی دشواری دارد و نیاز به بازنگری جدی دارد.
۳- در تبیین اولویتها، گاهی یک دوگانهسازی میان «حفظ زیرساختها» و «تداوم مسیر عزت» شکل میگیرد. درحالیکه دغدغه مسئولان برای صیانت از معیشت مردم و سلامت زیرساختها، کاملاً محترم و وظیفهای مبرم است، اما منطقِ فقه سیاسی امام خمینی (ره) افق وسیعتری را ترسیم میکند. ایشان در یکی از بیانات تاریخی خود پیرامون تکلیف الهی حفظ نظام اسلامی فرمودند: «امروز ما مواجه با همه قدرتها هستیم... حفظ جمهوری اسلامی از حفظ یک نفر - ولو امام عصر باشد - اهمیتش بیشتر است؛ برای اینکه امام عصر هم خودش را فدا میکند برای اسلام. همه انبیا از صدر عالَم تا حالا که آمدند، برای کلمه حق و برای دین خدا مجاهده کردند و خودشان را فدا کردند...»
این کلام نورانی به ما میآموزد که در منظومه فکری اسلامِ انقلابی، اقتدار و شرفِ یک ملت، همسنگ و همتراز با بقای آن است. رهبران الهی، جانِ خود را برای اعتلای اسلام و امنیت ملت فدا میکنند و این یعنی در نگاه کلان، بقای زیرساختها و معیشت مردم، خود در گروِ همین استقامت و حفظ عزتِ ملی است. قائد شهید بارها باصلابت علوی تصریح فرمودهاند: «جان من و امثال من هزار بار فدای اسلام و عزت این ملت بزرگ». اکنون با چه مجوزی جایگاه علمدار مقاومت را تا این حد تنزل داده و القا میکنند که باید در برابر عربدهکشی دشمن خلع سلاح شد؟!
۴- از زاویه امنیتی، باید به پیامی که مواضع رسمی به اتاقهای فکر دشمن مخابره میکنند، توجه ویژهای داشت. وقتی این گزاره مطرح میشود که «در صورت فشارِ بیشترِ دشمن، میتوان از مؤلفههای قدرت دست کشید»، این پیام به تحلیلگرانِ جبهه مقابل منتقل میشود که «آستانه تحمل و راهِ مهارِ ایران» کشف شده است.
در دنیای سیاست، دشمنانِ عهدشکن، هرگونه سیگنالِ تردید در مسیرِ راهبردی را بهعنوان فرصتی برای فشارِ مضاعف تفسیر میکنند؛ بنابراین، اتخاذ مواضع سادهنگرانه یا از سر تغافل که گویای تمایل به کاهشِ توان بازدارندگی باشد، ناخواسته میتواند محاسبات دشمن را تغییر داده و نهتنها به امنیت کمک نکند، بلکه ضریبِ تهدیدات را برای مردم و زیرساختها افزایش دهد.
۵- در نهایت، آنچه تجربه تاریخی ثابت کرده، این است که هزینه مقاومت هرگز با خسارت تحقیرآمیز سازش قابلمقایسه نیست؛ صیانت از کشور و خون شهیدان تنها از مسیر «تولید قدرت، تکیه بر توان بومی و بازدارندگی پشیمانکننده» میگذرد، نه زبان التماس.
آقای دکتر قائمپناه!
پاسخ به بقیه فرمایشتان بماند به نوبتی دیگر اما اصلاح و تبیینِ مجدد این رویکرد، ضمن تقویت همافزایی ملی، محاسبات دشمن را در توهم نفوذ نقشبرآب میکند. تریبون جمهوری اسلامی باید پژواک صدای شهید سلیمانیها و طهرانی مقدمها باشد، چرا که دشمن تنها در برابر «مشت محکم» عقب مینشیند.
|| مجتبی شاکری(دبیرکل جمعیت جانبازان)