تاریخ : 1405,دوشنبه 16 شهريور16:10
کد خبر : 126879 - سرویس خبری : مقاومت اسلامی

سلطنت برای ما، بمباران اتمی برای مردم ایران


سلطنت برای ما، بمباران اتمی برای مردم ایران

محمدرضا الهی

فاش نیوز - گاهی لازم نیست کسی صریحاً از جنگ و ویرانی دفاع کند؛ کافی است ویرانی را چنان روایت کنیم که گویی مقدمه‌ای برای ساختن آینده است.
 در روزهای اخیر، سخنان و توییت یاسمین پهلوی درباره بمباران اتمی ژاپن و همچنین نمایش شبیه‌سازی حمله اتمی به تهران در شبکه ایران اینترنشنال، پرسشی تلخ را پیش روی ما می‌گذارد: 
 آیا قرار است ویرانی ایران، بهای بازگشت یک خاندان به قدرت باشد؟
 هیروشیما و ناکازاکی فقط نام دو شهر نیستند؛ یادآور یکی از تلخ‌ترین فجایع انسانی تاریخ‌اند. نمی‌توان مرگ انسان‌های بی‌گناه و نابودی یک شهر را به‌عنوان مقدمه‌ای برای پیشرفت و ساختن آینده‌ای بهتر توجیه کرد.
 در بخش تصویری این برنامه، نقشه تهران و شهرهای اطراف، همراه با دایره‌های تخریب ناشی از یک انفجار هسته‌ای، نمایش داده می‌شود و در کنار آن، تصویری از «بمب تزار» و قدرت تخریبی آن قرار گرفته است؛ تصویری که ابعاد یک فاجعه احتمالی را پیش چشم مخاطب می‌آورد.
 اما مسئله فقط یک شبیه‌سازی نظامی نیست.
 وقتی نابودی یک کلان‌شهر و مرگ انسان‌ها به تصویری عادی و قابل‌تماشا تبدیل می‌شود، این پرسش جدی مطرح می‌شود که آیا به‌تدریج در حال عادی‌سازی یک فاجعه انسانی نیستیم؟
 این دیگر، دست‌کم از منظر انسانی، نمی‌تواند صرفاً «خبرنگاری» یا اطلاع‌رسانی تلقی شود.
 وقتی درباره این سخن می‌گوییم که بمب اتم در صورت اصابت به تهران چه مناطقی را هدف قرار می‌دهد، چند کیلومتر را ویران می‌کند و چه بر سر شهر می‌آورد، باید به یاد داشته باشیم که درباره مرگ، سوختن و نابودی انسان‌های واقعی سخن می‌گوییم؛ نه درباره یک بازی جنگی یا تصویری روی نقشه.
 تلخ‌تر آنکه می‌توان پیش‌بینی کرد برخی مخاطبان چنین رسانه‌ای باز هم همه مسئولیت را متوجه جمهوری اسلامی بدانند و بگویند: 
 اگر جمهوری اسلامی به فکر مردم بود، تسلیم می‌شد و از توانمندی‌ها، شعارها و عقاید ایدئولوژیک خود دست می‌کشید، تا ارتش اخلاق‌مدار آمریکا مجبور به استفاده از بمب اتم نشود!
 اما آیا واقعاً می‌توان چنین منطقی را پذیرفت؟
 آیا حملات نظامی و بمباران‌های آمریکا علیه کشورهایی مانند پاناما، گرانادا، هائیتی، افغانستان، عراق، سومالی، سودان، لیبی، سوریه، یمن و ونزوئلا در دهه‌های اخیر، صرفاً به دلیل شعارهای ضدآمریکایی و عقاید ایدئولوژیک آنان بوده است؟
 آیا اگر حکومتی موردقبول ما نیست، جان مردم بی‌گناه نیز دیگر اهمیتی ندارد؟
 هیچ اختلاف سیاسی، هیچ دشمنی و هیچ هدفی برای رسیدن به قدرت، نمی‌تواند کشتار مردم یک کشور را توجیه کند.
 امروز شاید بهتر از همیشه می‌توان فهمید که چرا بخش اعظمی از مردم ایران در سال ۱۳۵۷، در واکنش به استبداد و وابستگی حکومت پهلوی به قدرت‌های خارجی، این خاندان ضدایرانی را از ایران کنار زدند.
 حداقل انتظار از هر جریان سیاسی که خود را مدعی آزادی‌خواهی، احترام به عقاید، تکثرگرایی، استقلال، منافع ملی و رهبری مردم می‌داند، این است که این اصول را نه‌فقط در شعار، بلکه در عمل نیز محترم بشمارد.
 رفتار امروز سلطنت‌طلبان، بیش از هر چیز، می‌تواند تصویری روشن از نگاه آنان به ایران و ایرانی و میزان پایبندی‌شان به منافع ملی ارائه دهد.
 تاریخ را می‌توان از زوایای مختلف نقد کرد و عملکرد جمهوری اسلامی نیز قطعاً قابل‌نقد است؛ اما یک اصل نباید فراموش شود: 
 ایران نباید قربانی قدرت‌طلبی هیچ خاندان، جریان سیاسی یا قدرت خارجی شود.
 اگر برای بازگشت «سلطنت»، سهم مردم ایران از آینده، جنگ و بمب و ویرانی باشد، باید صریح گفت: 
 هیچ تاج و تختی ارزش سوختن ایران را ندارد.
 ایران را باید با آزادی، دانش، عقلانیت، استقلال و اراده مردم ساخت نه بر روی خاکستر شهرهایش و خون انسان‌های بی‌گناه.
 ایران، خانه ایرانیان است؛ و خانه را نمی‌توان با بمب ساخت.
 
 || محمدرضا الهی