فاش نیوز - خانواده شهید برای گرفتن حقش، باید مدرک جمع کند، استعلام بگیرد، به بنیاد مراجعه کند و منتظر «بررسی موردی» بماند؛ گویی بار اجرای قانون هم بر دوش همان خانوادهای است که پیشازاین سهم خود را برای امنیت کشور پرداخته است.

یکی از مسائل مهم، موضوع پرداخت حقوق فرزندان شهدا و مشکلات ناشی از تفکیک واریزی حقوق است. بنیاد شهید اعلام کرده است افرادی که حقوقشان به نام پدر شهید برقرار شده، در صورت ارائه مدارک و مستندات لازم و احراز ذینفع بودن، بهصورت موردی بررسی خواهند شد. اما سؤال اینجاست که اگر پیشازاین قرار بوده با همکاری واحد حقوقی بنیاد و مراجع قضایی، مسیر اخذ ولایت نامه و قیمنامه برای خانوادهها تسهیل شود، نتیجه این مکاتبات چه شده است؟ چند استان برای اجرای این سازوکار اقدام کردهاند؟ چند خانواده شهید از این فرایند استفاده کردهاند؟ بنیاد در هر استان چه نمایندهای برای پیگیری موضوع معرفی کرده است؟
خانوادهای که برای برداشت حقوق فرزند شهید یا تأمین هزینه درمان او با مشکل مواجه است، نمیتواند ماهها میان بنیاد، دادستانی و فرایندهای اداری سرگردان باشد و در نهایت پاسخ بشنود که «مدارک لازم را ارائه کنید.» اگر راهکار سراسری وجود دارد، چرا خانواده باید خودش راه آن را پیدا کند؟
بیمه پایه؛ سؤالی که بنیاد شهید اصلاً به آن پاسخ نداد
موضوع بیمه پایه نیز از دیگر موارد مورد پیگیری فارس بود. طبق پیگیریهای انجامشده، حدود ۸۰ درصد از این خانوادهها همچنان فاقد بیمه پایه هستند و به خانوادهها اعلام شده است که باید شخصاً برای دریافت استعلام بیمه و برقراری پوشش بیمهای اقدام کنند. با وجود طرح صریح این موضوع در نامه فارس، بنیاد شهید در پاسخ ارسالی، اساساً پاسخی به سؤال مربوط به بیمه پایه ارائه نکرد. این سکوت در حالی است که مسئله بیمه پایه میتواند مستقیماً با دسترسی خانوادهها به خدمات درمانی ارتباط داشته باشد.

در موضوع بیمه پایه مسئلهای روشن وجود دارد؛ وقتی حقوق خانواده شهید از سوی بنیاد شهید پرداخت میشود، طبیعتاً پوشش بیمهای نیروهای مسلح که مبتنی بر پرداخت حقوق بوده، قطع میشود و انتظار میرود بنیاد شهید بهصورت خودکار و بدون تحمیل فرآیند اداری به خانواده، پوشش بیمه پایه آنان را برقرار کند. اما چرا این اتفاق نیفتاده و خانوادهها باید پس از قطع بیمه، خودشان برای دریافت استعلام و اثبات نداشتن پوشش بیمهای اقدام کنند؛ فرایندی که هم زمانبر است و هم هزینه و رفتوآمد به خانواده تحمیل میکند؟ اگر بنیاد شهید اطلاعات خانوادهها و وضعیت پرداخت حقوق آنان را در اختیار دارد، چرا شناسایی افراد فاقد بیمه و برقراری پوشش بیمه پایه به شکل جمعی و سازمانیافته انجام نشده است؟
حکم یک چیز میگوید، پرداخت چیز دیگر
اما مطالبه مطرحشده این نیست که «آیا پرداخت حقوق نیازمند حکم قانونی است؟» بلکه پرسش این است که آیا مبلغی که به خانواده پرداخت میشود دقیقاً مطابق حکم صادرشده است یا خیر؟ اگر مغایرتی وجود دارد، علت چیست؟ چه تعداد پرونده با این مشکل مواجهاند؟ چه سازوکاری برای تطبیق حکم با پرداختی وجود دارد و مسئول اصلاح این مغایرتها چه کسی است؟ پاسخ به این پرسشها میتواند مشخص کند مشکل از کجاست؛ اما ارجاع کلی به قانون، پاسخ این ابهام نیست.
نقص پرونده، مشکل خانواده یا بنیاد؟
یکی دیگر از مشکلات مطرحشده، ثبتنشدن برخی اعضای خانواده شهدا در سامانه سجایا است. بنیاد شهید در پاسخ اعلام کرده خانوادهها باید با مراجعه به بنیاد محل سکونت و ارائه مدارک، اطلاعات خود را تکمیل کنند.این در حالی است که در توضیحات مربوط به وضعیت موجود، وجود نقص در ثبت اطلاعات خانوادهها در برخی پروندهها نیز مورد تأکید قرار گرفته است. گاهی پدر یا مادر شهید ثبت نشده، گاهی همسر در سامانه وجود دارد اما فرزند ثبت نشده و در مواردی نیز مدارک ناقص بارگذاری شده است.
اگر این نقص ناشی از فرایند پذیرش و ثبت اطلاعات در بنیاد است، آیا منطقی است خانواده زمانی متوجه آن شود که برای دریافت یک خدمت مراجعه کرده و تازه مشخص شود اطلاعات یکی از اعضای خانواده در سامانه ناقص است؟ بهخصوص درباره شهدای جدید، انتظار میرود بنیاد یک بار برای همیشه اطلاعات خانوادهها را بررسی و پروندههای ناقص را شناسایی کند؛ نه اینکه خانواده پس از برخورد با مشکل، تازه متوجه نقص پرونده شود.
آیا برای هفت فرزند صغیر؛ پاسخ «چنین امتیازی در قانون نیست» کافی است؟
شاید یکی از مهمترین مطالبات مطرحشده، وضعیت خانوادههایی باشد که تعداد زیادی فرزند صغیر دارند. پاسخ بنیاد شهید صریح است: در قوانین و مقررات جاری، امتیاز مستقلی تحت عنوان «حق سرپرستی صرفاً به دلیل داشتن بیش از چهار فرزند» پیشبینی نشده است. اما حتی اگر عنوان مشخصی در قانون وجود نداشته باشد، سؤال مهمتر همچنان باقی میماند: بنیاد شهید برای حمایت از خانوادهای که مادر آن بهتنهایی مسئول نگهداری از چندین فرزند صغیر است، چه راهکار جایگزینی دارد؟
آیا وظیفه دستگاه متولی حمایت فقط اعلام این است که «حکم قانونی نداریم» یا باید برای حل یک مسئله واقعی، پیشنهاد اصلاح مقررات، استفاده از ظرفیتهای حمایتی موجود یا ارائه خدمت جایگزین را نیز پیگیری کند؟ خانواده شهیدی که هفت فرزند صغیر دارد، با یک عبارت قانونی مشکلش حل نمیشود.
فرزندان معلول و محجور؛ سامانه هست، متولی کجاست؟
در موضوع فرزندان معلول و محجور نیز بنیاد شهید ارائه خدمات را منوط به ثبت مدارک، تأیید کمیسیون پزشکی و طی مراحل قانونی دانسته است. اما مسئلهای که از وضعیت موجود به دست میآید، فراتر از ثبت اطلاعات است؛ مسئله نبود یک متولی مشخص و پاسخگو برای پیگیری امور این خانوادههاست. اگر خانوادهای دارای فرزند محجور است و برای دریافت خدمات درمانی، بیمهای یا حمایتی باید مراحل متعدد اداری را طی کند، چه کسی باید این خانواده را هدایت کند؟ صرف ایجاد یک گزینه در سامانه، به معنای حل مشکل نیست. وقتی خانواده نمیداند به چه کسی مراجعه کند و واحدهای مختلف نیز مسئولیت را به یکدیگر ارجاع میدهند، در عمل خدمت قانونی روی کاغذ باقی میماند.
«قانون» را از روی کاغذ به زندگی خانوادهها بیاورید
آنچه در پاسخهای بنیاد شهید بیش از همه تکرار شده، عباراتی همچون «مطابق مقررات»، «ارائه مدارک»، «بررسی موردی» و «احراز شرایط قانونی» است. هیچکس منکر ضرورت رعایت قانون نیست؛ مسئله این است که خانواده شهید برای اجرای همان قانون باید به چه کسی مراجعه کند و چه زمانی نتیجه بگیرد؟ خانواده شهدا سالهاست هزینه سنگینی برای امنیت کشور پرداختهاند. امروز مطالبه آنها امتیاز خارج از قانون نیست؛ مطالبهشان این است که حقوقی که قانون برایشان تعیین کرده، در پیچوخم اداری گم نشود.