
فاش نیوز - در روزهای جنگ رمضان، اتفاقاتی افتاد که نباید به فراموشی سپرده شود؛ نهفقط بهعنوان بخشی از تاریخ جنگ، بلکه بهعنوان لحظههایی که پرده از چهره واقعی جنگ کنار زدند.
در یکی از همان روزها، هنگامی که حمله آمریکا به مجتمعهای گازی و پتروشیمی عسلویه، بخشی از تأسیسات را به آتش و انفجار کشاند، یک آتشنشان در میان دود و آتش، تلفن همراهش را برداشت و با دخترش تماس تصویری گرفت.
شاید خودش هم میدانست که ممکن است این، آخرین تصویر و آخرین صدای او برای دخترش باشد.
پدر، در میان صدای انفجار و آژیر و شعلهها، به دخترش نگاه کرد و گفت: «دخترم... آمریکا اینه»
شاید این جمله کوتاه، بیش از هزار صفحه تحلیل سیاسی حرف برای گفتن داشت.
دختری که شاید سالها در ذهنش، آمریکا را از قاب فیلمها، شبکههای اجتماعی و روایتهای پرزرقوبرق شناخته بود؛ سرزمین آزادی، رفاه، حقوق بشر و رؤیاها؛ جایی که همه چیز در جای خودش قرار دارد و گویی هیچ «کثافتی» در آن نیست.
و البته کم نیستند کسانی که سرباز آمریکایی را نیز با همین تصویر میبینند؛ انسانی که برای صلح و آزادی به کشورهای دیگر میرود، بمب میریزد؛ اما نیتش نجات انسانهاست؛ سربازی که چون آمریکایی است، لابد به حقوق بشر ایمان دارد و هرگز قصد تعرض به مردم و ناموس دیگران را ندارد.
اما درست در همان لحظهای که آن پدر در عسلویه با دخترش سخن میگفت، واقعیت با تصویرهای ساختهشده از آمریکا فاصلهای بهاندازه یک انفجار داشت.
آن پدر شاید میخواست بگوید: آمریکا را فقط در ویترینش نبین؛ پشت ویترین را هم ببین.
آمریکای واقعی را میتوان در شهرهایی دید که بمباران شدند، در خانههایی که بر سر خانوادهها فروریختند، در کودکانی که قربانی جنگ شدند، در منابعی که به بهای خون ملتها تصاحب شدند و در میزهای مذاکرهای که گاهی امضاها نیز نتوانستند مانع بیاعتمادی و پیمانشکنی شوند.
این سخن به معنای نفی همه مردم آمریکا یا انکار ارزشهای انسانی در میان ملت آمریکا نیست؛ مسئله، سیاست قدرتی است که بارها آزادی و حقوق بشر را در جایی فریاد زده و در جایی دیگر زیر چکمه منافع و هژمونی خود گذاشته است.
مسئله این نیست که بگوییم هر آمریکایی بد است و هر ایرانی خوب.
مسئله این است که قدرت را نباید با تبلیغاتش شناخت؛ قدرت را باید از رفتار و کارنامهاش شناخت.
و شاید آن آتشنشان، در واپسین لحظات، نهفقط با دخترش، بلکه با نسلی سخن میگفت که باید میان «آمریکای رؤیایی» و «آمریکای واقعی» تفاوت بگذارد.
آمریکای واقعی، در سیاست خارجی، آنجاست که منافعش بر اصولش مقدم میشود؛
آنجاست که منابع دیگران وسوسهاش میکند؛
آنجاست که قدرت نظامی، تحریم و فشار، ابزار پیشبرد اراده سیاسی میشود و آنجاست که لبخند دیپلماتیک، لزوماً به معنای اعتماد و پایبندی نیست.
پس اگر قرار است درباره آمریکا قضاوت کنیم، نه با نفرت و شعار، بلکه با تاریخ و کارنامه قضاوت کنیم و آن جمله کوتاه را به یاد داشته باشیم:
«دخترم... آمریکا اینه»
|| محمدرضا الهی