
فاش نیوز - مقوله مسکن از اساسیترین نیازها و مهمترین مؤلفه امنیت و آرامش اجتماعی است و برای خانواده معظم شهدا، جانبازان، آزادگان و ایثارگران اهمیتی مضاعف دارد.
بخش قابلتوجهی از جامعه ایثارگری، سالها از عمر و توان خود را در مسیر دفاع از کشور هزینه کردهاند و طبیعی است که در سیاستهای حمایتی دولت و بنیاد شهید و امور ایثارگران، موضوع خانهدارشدن آنها باید با نگاهی ویژه و متفاوت از سیاستهای عمومی مسکن دیده شود.
بااینحال، واقعیت امروز بازار مسکن نشان میدهد که بسیاری از تسهیلات موجود، حتی با خوشبینانهترین محاسبه، پاسخگوی ساخت یک واحد مسکونی متناسب با نیاز یک خانواده ایثارگر نیست. اگر برای ساختوساز در شهرها، هزینه هر مترمربع را حدود ۸۰ میلیون تومان در نظر بگیریم، تسهیلاتی که در عمل تنها بخشی از هزینه ساخت را پوشش میدهد، نمیتواند یک ایثارگر را از اجارهنشینی به خانهدارشدن برساند.
در چنین شرایطی، افزایش اسمی مبلغ وام، بدون توجه به قیمت زمین و هزینه واقعی ساخت، عملاً نمیتواند مشکل را بهصورت ریشهای حل کند. چرا که مشکل اصلی زمین است، نهفقط وام و این موضوع یکی از واقعیتهایی که باید در سیاستگذاری مسکن ایثارگران موردتوجه قرار گیرد،
به این دلیل است که مشکل مسکن فقط با افزایش سقف تسهیلات حل نمیشود. هر چند که در بسیاری از شهرها، قیمت زمین سهم بسیار بزرگی از هزینه تمامشده مسکن را تشکیل میدهد؛ بنابراین اگر دولت و بنیاد شهید بتوانند زمین مناسب و دارای قابلیت ساخت را در اختیار ایثارگر قرار دهند، بخش مهمی از مشکل مسکن ایثارگران حلوفصل خواهد شد.
به همین دلیل، پیشنهاد میشود بنیاد شهید و امور ایثارگران، وزارت راه و شهرسازی و سایر دستگاههای متولی، موضوع واگذاری زمین به ایثارگران فاقد مسکن را بهعنوان یک سیاست اصلی و نه یک اقدام فرعی موردتوجه قرار دهند.
در این صورت ایثارگری که زمین مناسب در اختیار دارد، حتی با یک تسهیلات منطقی و مرحلهای، امکان ساخت مسکن خواهد داشت؛ اما ایثارگری که باید همزمان هم زمین خریداری و هزینه ساخت را نیز تأمین کند، حتی وامهای نسبتاً سنگین ممکن است برایش ناکافی باشد.
متأسفانه در این چارچوب یک خلأ جدی در سیاستهای حمایتی ایثارگری وجود دارد و ایثارگری که درگذشته زمین گرفته باشد، ممکن است در حال حاضر مسکن نداشته باشد و این موضوع نیازمند بازنگری جدی است. متأسفانه این موضوع در مورد ایثارگرانی است که در دهههای ۶۰ و ۷۰، قطعه زمینی از بنیاد یا دستگاههای حمایتی دریافت کردهاند، اما آن زمین در زمان واگذاری، در منطقهای قرار داشته که عملاً قابلیت سکونت و ساختوساز نداشته است.
متأسفانه بسیاری از این افراد، سالها با امید تبدیلشدن زمین به محدوده مسکونی و فراهمشدن امکان ساخت، منتظر ماندهاند. اما وقتی تحقق این امر دهها سال به طول انجامیده، برخی از آنان به دلیل نیاز فوری به سرپناه و تأمین هزینههای زندگی، ناچار شدهاند زمین را بفروشند و حاصل آن را برای ودیعه مسکن یا تأمین هزینه اجارهنشینی مصرف کنند.
بنابراین امروز ممکن است این افراد پس از گذشت چند دهه، همچنان مستأجر و فاقد مسکن باشند؛ اما صرفاً به دلیل سابقه دریافت آن زمین، در فرایند بررسی وضعیت مسکن با مانعی مانند سابقه مالکیت یا وضعیت نامطلوب فرم «ج» مواجه شوند.
اینجاست که باید میان دریافت یک امتیاز درگذشته و برخورداری واقعی از مسکن در زمان حال تفاوت قائل شد. اگر ایثارگری امروز فاقد خانه و ملک مسکونی است، صرف اینکه چند دهه قبل قطعه زمینی به او واگذار شده و به دلیل شرایط اقتصادی یا نامناسببودن موقعیت زمین آن را فروخته است، نباید بهتنهایی موجب شود برای همیشه از حمایتهای مسکن ایثارگری محروم بماند.
در این راستا ضرورت اصلاح نگاه به فرم «ج» * فرم «ج» در سیاستهای عمومی زمین و مسکن، میتواند ابزاری برای جلوگیری از برخورداری مضاعف از حمایتهای دولتی باشد؛ اما در مورد ایثارگران باید شرایط و سوابق افراد بادقت بیشتری بررسی شود. هدف قانون نباید صرفاً تشخیص این باشد که فردی در چند دهه گذشته زمین دریافت کرده است یا نه؛ بلکه باید مشخص شود این فرد اکنون مسکن مناسب و قابلسکونت دارد یا خیر.
پیشنهاد مشخص این است که برای ایثارگران، یک سازوکار استثنایی و کارشناسی فراهم شود تا وضعیت فردی که در حال حاضر فاقد مسکن ملکی و زمین قبلی را سالها قبل دریافت؛ اما زمین مذکور در زمان واگذاری قابلیت واقعی ساخت مسکن نداشته است نیز لحاظ شود.
این موضوع در مورد زمینی که در شرایط اضطراری زندگی و برای تأمین نیازهای ضروری فروخته شده است و مالک ایثارگر اکنون مستأجر است صدق میکند و باید بتوان پس از بررسی مستندات و احراز شرایط، یکبار دیگر امکان دریافت زمین یا تسهیلات مسکن ایثارگری برای شخص فراهم شود.
این امر به معنای اعطای امتیاز مضاعف و بدون ضابطه نیست؛ بلکه به معنای بازگرداندن امکان حمایت از خانهدارشدن به فردی است که در زمان حال واقعاً فاقد مسکن است.
برایناساس راهکار پیشنهادی میتواند بر فرمول زمین بهاضافه تسهیلات ساخت باشد و سیاست مطلوب برای حل مشکل مسکن ایثارگران میتواند بر سهپایه زیر استوار شود:
نخست؛ واگذاری زمین مناسب و دارای قابلیت ساخت به ایثارگران فاقد مسکن.
دوم؛ پرداخت تسهیلات ساخت متناسب با هزینه واقعی ساختوساز و نه صرفاً افزایشهای محدود سالانه.
سوم؛ ایجاد سازوکار بررسی مجدد برای ایثارگرانی که در دهههای گذشته زمین دریافت کردهاند؛ اما امروز فاقد مسکن هستند.
بنابراین بر اساس چنین فرمولی، بنیاد شهید میتواند با همکاری وزارت راه و شهرسازی، استانداریها و شهرداریها، بانکهای عامل و دستگاههای متولی زمین، پرونده ایثارگران را بهصورت موردی بررسی کند. این سیاست حتی میتواند به شکل «زمین بهشرط ساخت» اجرا شود تا زمین واگذار شده مستقیماً در مسیر تأمین مسکن قرار گیرد و از تبدیلشدن آن به معاملهای صرفاً اقتصادی جلوگیری شود.
موضوع بسیار مهم شأن ایثارگر است که باید در سیاست مسکن دیده شود و مسئله مسکن ایثارگران را نباید فقط با عدد وام سنجید. وقتی قیمت زمین و ساختوساز به ارقامی نجومی رسیده است، انتظار اینکه یک خانواده ایثارگر با یک تسهیلات محدود و بدون زمین بتواند صاحبخانه شود، با واقعیت اقتصادی جامعه فاصله دارد.
ایثارگری که سالها در انتظار خانهدارشدن مانده و امروز مستأجر است، بیش از هر چیز به یک سیاست جامع، عملیاتی و متناسب با واقعیتهای اقتصادی امروز نیاز دارد. بنیاد شهید و امور ایثارگران میتواند با ارائه یک طرح مشخص به دولت و مجلس، خواستار اصلاح مقرراتی شود که در موارد خاص، سابقه دریافت زمین در چند دهه قبل را ملاک محرومیت دائمی از حمایت مسکن قرار میدهد.
سخن اینکه معیار اصلی باید وضعیت واقعی امروز ایثارگر باشد، نه صرفاً سابقهای که متعلق به چند دهه قبل است. اگر ایثارگری امروز خانه ندارد، باید راهی قانونی برای خانهدارشدن او وجود داشته باشد. زمین مناسب، تسهیلات متناسب با هزینه ساخت و بازنگری در مقرراتی که مانع حمایت از ایثارگرِ واقعاً فاقد مسکن میشود، میتواند سه ضلع یک سیاست مؤثر برای حل این معضل باشد.
اکنون زمان آن رسیده است که در سیاست مسکن ایثارگران، از «پرداخت وام» به سمت «حل واقعی مشکل مسکن» حرکت کنیم؛ زیرا هدف حمایت، صرفاً پرداخت تسهیلات نیست، بلکه رساندن خانواده ایثارگر به یک سرپناه امن و پایدار است.
|| محمد غیبی