
فاش نیوز - خروج نظامیان آمریکایی و دیگر نیروهای غربی از افغانستان پس از دو دهه اشغال، در حالی صورت گرفت که همزمان با انتقال قدرت به طالبان، روند محدودسازی حضور جمهوری اسلامی ایران و شیعیان در عرصههای سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و امنیتی این کشور نیز تشدید شد؛ روندی که با تعطیلی مراکز فرهنگی و مذهبی، مصادره اموال و اراضی و افزایش فشار بر شیعیان همراه بوده و نگرانیهایی جدی درباره پیامدهای آن برای ایران و منطقه ایجاد کرده است.
خروج با برنامهریزی قبلیِ نظامیان آمریکایی و متعاقباً اعضای دستگاههای مرتبط با وزارت دفاع و سازمانهای استخباراتیِ آنان و همچنین ترک افغانستان توسط سایر متجاوزان غربی در مجموعهٔ جهنمیِ «ناتو»، آنهم پس از ۲۰ سال اشغال و جنایت ضدبشری علیه مردمان این همسایهٔ مسلمان، دقیقاً زمانی به انجام رسید که مذاکرات دو سالهٔ مرتبط با توافقنامهای «یکصد بندی» بین سران اصلی طالبان و فرماندهان و سر جاسوسان یانکیان. در دوحهٔ قطر به پایان رسیده و تعهدات طرفین مورد امضا قرار گرفته بود. گر چه بخش اعظم قول و قرارها بین آنها «محرمانه» باقی ماند، آنچه اما در همان ایام بهصورت جسته، گریخته وارد فضای رسانهای گردیده و نگرانیهایی را به وجود آورد همین مواردی بوده که طی ۵ سال گذشته بخشی از آن راجع به قطع جایگاه و پایگاههای مرتبط با ج. ا. ایران، حذف شیعیان و مصادرهٔ اموال و زمینهای متعلق به ایشان در مناطق مختلف افغانستان عملاً محقق گردیده و تا الان ادامه یافته است. در این زمینه و باهدف استحضار همگان، بهویژه برخی «خود را بخواب زدگان» و «تحلیل نداشتگان» در بین بعضی تصمیمگیران و سیاستزدگان مواردی را تقدیم مینماییم.
۱- هیچکس نباید شک کند که خروج نظامیان غربی و آمریکایی و متعاقباً بر جایگذاری دهها میلیارد دلار انواع سلاحهای سبکوسنگین و همچنین تحویل بدون درگیریِ مَصادر دولتی و پایگاههای امنیتی، اطلاعاتی و ارتباطاتی به دشمن ظاهراً شمارهٔ یک خود، یعنی طالبان، پس از انجام توافقات پنهان و اخذ تضمینات با اطمینانی صورتگرفته که در رأس همهٔ آنها قطع گامبهگام پایِ جمهوری اسلامی و حامیان سنتی و مذهبیشان، یعنی شیعیان و فارس زبانان از تمامی ارکان سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، امنیتی و سایر جایگاههای دولتی و ملی افغانستان بوده که در همین زمینه تا الان و بر اساس تعهدات ایشان، اقدامات متعددی به انجام رسیده است.
۲- اولین کاری که حاکمان قندهار بلافاصله پس از تحویلگرفتن برنامهریزیشدهٔ قدرت و حاکمیت از اشغالگران آمریکایی انجام دادند «بستن» تمامی مراکز مرتبط با ایران و ایرانیان و تعطیل نمودن پایگاههای متعلق به حامیان کشورمان در ولایات مختلف افغانستان بود، از جمله برخورد با کارمندانِ صدها دفتر وابسته به «مدارس و مراکز فرهنگی»، «هلالاحمر»، «کمیتهٔ امداد امام ره»، «بانک مشترک» و متعاقباً اخراج مأموران و مسئولان آنها، با اتهاماتی واهی نظیرِ «جاسوسی.» که نگارنده ۱۳ مردادماه ۱۴۰۲ و در «قسمت ۱۰۷» از همین سلسله یادداشتها مبسوطا به آن پرداخته است.
۳- «شیعهزدایی» از ارکان حاکمیتی و حکومتی با اقداماتی همچون:
- تعطیلی مراکز تعلیمی و تربیتی.
- حذف احوالات شخصی پیروان امیرمؤمنان از قانون اساسی.
- جمعآوری کتب مربوط به تبلیغ مذهب و مکتب حقه از کتابفروشی و کتابخانههای عمومیِ شهری و روستایی.
- مصادرهٔ اموال و اراضیِ آبایی و اجدادی، اخراج و آواره نمودن صاحبان قبلی و اصلی و جایگزینی آنان با عدهای از عشایر و خانوادههای اتباع وارداتی.
- اجبار دانشآموزان به فراگیریِ اصول و فروع برآمده از معتقدات و سنتهای قبایل بدوی.
- ممنوعیت برگزاری مراسم مذهبی و جلوگیری از انجام مناسک ملی و مذهبی همچون عزاداری سیدالشهدا ع، جشنهای عید نوروز و سایر مناسبتهای دینی.
شایانذکر است آخرین مورد از سلسله اقدامات تندروانه و البته کاملاً همسویانۀ حکام طالبان با وهابیت عربی و پیروِ توافقات و تعهدات قبلی با نظامیان آمریکایی آنهم علیه معتقداتِ ولایتمداران علوی و نبوی در افغانستان که طی روزهای جاری و بلافاصله پس از ملاقات «زلمی خلیلزاد»، مأمور شناختهشدهٔ سی آی اِی، با ملا برادر و چند تن دیگر از ملایان قندهاری، به انجام رسیده عبارت است از محاصرهٔ دانشگاه و حوزهٔ علمیه «خاتم الانبیاء ص» در غرب کابل، دستگیری علما، روحانیون و طلاب دینیِ شاغل به تدریس و تحصیل در آن و متعاقباً تعطیلی شبکههای رادیویی و تلویزیونی شیعیان از جمله شبکه پُر بیننده و قدیمیِ موسوم به «تمدن» و همچون «دولتی» اعلام نمودن چندین شهرکِ شیعهنشین در مرکز و سایر ولایات.
یادآور میشود آنچه که امروز توسط حکام «تنگنظر» و «قبیله گرِ» قندهاری در سراسر افغانستان بکار گرفته شده و میگیرد، تحقیقاً نسخهای بروز شده از سیاست خطرناکِ «تصفیهٔ نژادی»، «یکدستسازی مذهبی» و «اخراج اجباریِ» ساکنان بومی است که قبلاً در سرزمینهای دور و نزدیک دیگری نیز توسط اشغالگران مورداستفاده قرار گرفته و تقریباً از ۲۰۰ سال گذشته به اینسو با کشتار وسیع فارس زبانان و پیروان خاندان ختم رسولان و رهروان امیرمؤمنان و اقوام آنان از جانب جنایتکاری بنام «عبدالرحمنخان»، یا جدِ اعلای همین طالبان، آغاز گردیده و موجب قتلعام صدها هزار نفر پیر، جوان و کودکِ زن و مرد در این نقطهٔ همیشه پُر جنگ و درگیری شده است. موضوعی که عاملین هیچگاه به اهداف پلید خود نایل نگردیده و موفق به حذف سایر اقوام و مذاهب نشدهاند.
در پایان توجه داشته باشیم سیاست گامبهگام و مرحلهبندی شدهٔ ظالمانِ فعلی افغانستان و «وحشت آفرینی»های آنان، تا همینجا نیز زمینهساز آوارگی و مهاجرتهای بیرویهٔ صدها هزار نفر از ساکنان به کشورهای همسایه از جمله ایران اسلامی گردیده و مشکلاتی جدی برای همنوعان، همزبانان و همسویانِ کشورمان را به وجود آورده. موضوعی که باکمال تأسف بهصورت «جاهلانه» یا «عامدانه» توسط برخی کارگزاران حاضر در سیاست خارجی، بهویژه تعدادی از منفعتجویان فاقد بصیرت و به تعبیری طالبانیزه شدۀ تصمیمساز در سفارت و سایر نمایندگیها نادیده گرفته شده و زمینهساز اشتباهات غیرقابلجبران در تحلیل و تفسیرهای داخلی گردیده است. امری که به نظر میرسد تا دیرتر نشده بایستی برای رفع و دفع آن فکری اساسی صورتگرفته و نسبت به خطرات ناشی از اقدامات حاکمان همسایهٔ شرقی در آیندهٔ نزدیک تدبیرات، تصمیمات و ترتیبات لازم اندیشیده شود.
|| امانالله دهقان فرد