
فاش نیوز - در روزگاری که یمن بار دیگر به نماد ایستادگی، مقاومت و بازآفرینی قدرت در منطقه تبدیل شده است، یک حقیقت بیش از هر زمان دیگری خود را نشان میدهد:
ملتهایی که ریشه در غیرت، شرف و روح مقاومت دارند، در سختترین میدانها نیز سر خم نمیکنند.
پیشرویهای انصارالله یمن را فقط نمیتوان با معادلات نظامی توضیح داد؛ پشت این تحولات، روحیهای تاریخی از پایداری، شجاعت و وفاداری به خاک و کرامت انسانی نهفته است. روحیهای که یمن را به سرزمینی شکستناپذیر بدل کرده و نام آن را در معادلات جدید منطقه باصلابت ثبت کرده است. اما در کنار این واقعیت میدانی، طی قرون گذشته برخی مورخان و نسب نویسان دوره اسلامی کوشیدهاند با روایتسازیهای کهن، پیوندهایی افسانهای میان اقوام مختلف از جمله کُردها و قبایل عرب یمنی ایجاد کنند.
در آثاری از برخی تاریخنگاران قدیم، ادعاهایی دیده میشود مبنی بر اینکه کُردها شاخهای از قبایل عرب یمن، همچون حمیریان یا بنی بکر، بودهاند که پس از حوادثی چون سیل عرم، فروپاشی سد مأرب یا آشوبهای اسطورهای به کوهستانهای زاگرس کوچ کرده و بهمرورزمان هویت زبانی خود را ازدستدادهاند.
این روایتها اگرچه در فضای فکری و تبارشناسی سنتی آن دوران قابلفهم است، اما از منظر دانش تاریخی، زبانشناسی و مردمشناسی معاصر، چیزی جز افسانههای نسبسازی سیاسی و مذهبی نیستند، روایتهایی ساختهشده برای مشروعیتبخشی، پیوندسازی نمادین یا بازتعریف هویتها در چارچوب ذهنیت قرون میانه. امروز روشن است که اینگونه ادعاها فاقد پشتوانه علمی هستند و نمیتوان آنها را بهعنوان واقعیت تاریخی پذیرفت. بااینحال، در میان انبوه افسانهها، یک واقعیت تاریخی روشن و مستند درباره ارتباط کردها و یمن وجود دارد، واقعیتی که نه زاییده خیال مورخان، بلکه برخاسته از متن تحولات سیاسی و نظامی منطقه است.
در سال ۱۱۷۴ میلادی، همزمان با گسترش قدرت ایوبیان، تورانشاه ایوبی، برادر صلاحالدین ایوبی، به یمن لشکر کشید و حکومت ایوبیان را در این سرزمین پایهگذاری کرد. ایوبیان که خاستگاهی کُردی داشتند، با خود گروهی از فرماندهان، سربازان و کارگزاران کُرد را به یمن بردند، افرادی که در شهرهایی چون صنعا، تعز، زبید و عدن مستقر شدند و در ساختار سیاسی و اجتماعی آن روزگار نقش ایفا کردند. بخشهایی از این جمعیت بهمرور در جامعه یمن ادغام شدند و ردپای آنها در برخی نامهای خانوادگی و خاندانهای شناختهشده، از جمله با عنوان الکُردی، تا امروز نیز دیده میشود. این، دیگر افسانه نیست، تاریخ است. از همینجاست که باید میان افسانهپردازیهای کهن و پیوندهای واقعی تاریخی تفاوت قائل شد. کردها نه با جعل نسب، بلکه با کارنامه تاریخی خود شناخته میشوند، همانگونه که یمنیها نیز امروز نه با تبلیغات دشمن، بلکه با میدان، مقاومت و اراده تعریف میشوند.
اگر امروز از غیرت کُرد و ایستادگی یمن در یک قاب سخن گفته میشود، این سخن نه از جنس نژادسازی و نه از جنس افسانه بافی است، بلکه اشارهای است به یک اشتراک عمیق در فرهنگ مقاومت: فرهنگی که تسلیم را ننگ میداند، تجاوز را برنمیتابد و در برابر تحقیر، با قامتی استوار میایستد.
انصارالله یمن در پیشرویهای خود تنها از سلاح بهره نبرده است، آنچه این جریان را در برابر ائتلافها، فشارها و محاصرهها پابرجا نگه داشته، سرمایه معنوی عزت، صبر و اراده است. همان مؤلفهای که در حافظه تاریخی ملتهای کوهستان، از جمله کُردها، نیز همواره جایگاه ویژه داشته است. امروز زمان آن رسیده است که بهجای تکرار روایتهای سست و افسانهای مورخان کهن، واقعیتهای زنده میدان و تاریخ مستند را ببینیم: یمن باتکیهبر شرف مقاومت پیش میرود، و هر جا غیرت، وفاداری و ایستادگی زنده باشد، شکست، آخرین واژه خواهد بود.
|| حمیدرضا مرادی