
دفاعپرس: در هشت سال دفاع مقدس، میدان جنگ تنها عرصه رویارویی رزمندگان با دشمن نبود؛ در پشت هر عملیات و هر خط مقدم، گروهی از امدادگران و نیروهای درمانی حضور داشتند که در سختترین و پرخطرترین شرایط، برای نجات جان مجروحان و بازگرداندن آنان از میدان نبرد تلاش میکردند. امدادگرانی که گاه در فاصلهای نزدیک به خطوط درگیری، زیر آتش دشمن، جان خود را به خطر میانداختند تا مجروحی را از میدان خارج و به مراکز درمانی منتقل کنند.

امدادگری از مهمترین و حساسترین وظایف در زمان بحران است؛ وظیفهای که در شرایط جنگی اهمیتی دوچندان پیدا میکند. امدادگران در دوران دفاع مقدس بخشی از زنجیره نجات بودند؛ زنجیرهای که از لحظه مجروح شدن رزمنده در میدان نبرد آغاز میشد و تا انتقال او به مراکز درمانی و ادامه مراحل درمان ادامه پیدا میکرد.
امدادگران در دوران جنگ تحمیلی با شرایطی متفاوت از حوادث عادی روبهرو بودند. آنان باید در شرایطی که صدای انفجار و تیراندازی در اطرافشان شنیده میشد، خود را به مجروحان میرساندند، وضعیت آنان را ارزیابی میکردند، کمکهای اولیه را انجام میدادند و در کوتاهترین زمان ممکن آنان را به محل امن یا مراکز درمانی منتقل میکردند.
این مأموریت در بسیاری از عملیاتها با خطرات جدی همراه بود. حضور در مناطق عملیاتی، بمبارانها، حملات توپخانهای و دشواری دسترسی به مجروحان، امدادرسانی را به یکی از پرخطرترین مأموریتهای دوران دفاع مقدس تبدیل کرده بود.
امدادگر باید در همان لحظات نخست، با تکیه بر آموزش و تجربه، اقدامات لازم برای حفظ جان مجروح را انجام میداد. کنترل خونریزی، انجام اقدامات اولیه، جلوگیری از تشدید آسیبها و انتقال سریع مجروح، از جمله اقداماتی بود که میتوانست سرنوشت یک رزمنده را تغییر دهد.
نقش امدادگران را نمیتوان تنها به ارائه کمکهای اولیه محدود کرد. آنان در واقع نخستین حلقه از زنجیره درمان مجروحان جنگی بودند و عملکردشان تأثیر مستقیمی بر ادامه روند درمان داشت.
پس از امدادرسانی اولیه، مجروحان باید با سرعت و دقت از منطقه عملیاتی خارج و به مراکز درمانی منتقل میشدند. در این مسیر نیز امدادگران و نیروهای انتقال مجروحان با دشواریهای فراوانی مواجه بودند؛ چرا که مسیرهای انتقال نیز گاه در معرض حملات دشمن قرار داشت.
در کنار نیروهای امدادی، پزشکان، پرستاران، بهیاران و سایر کادر درمان نیز در مراکز درمانی و بیمارستانهای صحرایی فعالیت میکردند و تلاش داشتند امکان ادامه حیات و درمان مجروحان را فراهم کنند. به این ترتیب، امدادرسانی در دوران دفاع مقدس به یک شبکه گسترده از نیروهای انسانی نیاز داشت که هر کدام بخشی از مأموریت نجات را بر عهده داشتند.
امدادگر فردی آموزشدیده است که باید در زمینه کمکهای اولیه، فوریتهای پزشکی، مدیریت شرایط بحران و نحوه برخورد با آسیبدیدگان مهارت داشته باشد؛ اما در شرایط جنگی، در کنار این مهارتها، شجاعت، سرعت عمل و توانایی تصمیمگیری در شرایط پراسترس نیز اهمیت ویژهای پیدا میکند.
امدادگران دفاع مقدس در شرایطی فعالیت میکردند که کوچکترین تأخیر میتوانست پیامدهای جبرانناپذیری برای یک مجروح داشته باشد. آنان باید میان حفظ جان خود و تلاش برای نجات فرد آسیبدیده، در شرایطی دشوار تصمیم میگرفتند و بارها جان خود را در معرض خطر قرار میدادند. از همین رو، روایت دفاع مقدس بدون روایت امدادگران و نیروهای درمانی کامل نیست. اگر رزمندگان در خط مقدم از مرزهای کشور دفاع میکردند، امدادگران نیز در همان میدان برای حفظ جان آنان تلاش میکردند.
هشت سال دفاع مقدس نشان داد که دفاع از یک سرزمین تنها به معنای حضور مسلحانه در برابر دشمن نیست. پزشک، پرستار، امدادگر، راننده آمبولانس و تمامی نیروهایی که در زنجیره امداد و درمان فعالیت میکردند، هر کدام به شکلی در این دفاع سهیم بودند.
امدادگران با حضور در کنار رزمندگان، بخشی از مسئولیت انسانی جنگ را بر دوش داشتند؛ مسئولیتی که هدف آن کاهش رنج انسانها و نجات جان آسیبدیدگان بود.
امروز نیز امدادگری یکی از ارکان مهم مدیریت بحران در کشور به شمار میرود. امدادگران در حوادث طبیعی، تصادفات، سوانح و بحرانهای مختلف در نخستین لحظات حضور پیدا میکنند و با استفاده از آموزشهای تخصصی، برای نجات جان آسیبدیدگان تلاش میکنند.
تجربه هشت سال دفاع مقدس نیز بخشی مهم از تاریخ امدادرسانی در ایران است؛ تجربهای که نشان داد آموزش، آمادگی، سرعت عمل و فداکاری امدادگران میتواند در بحرانیترین شرایط، مرز میان مرگ و زندگی باشد.
امدادگران دفاع مقدس شاید کمتر از رزمندگان در قاب تصاویر تاریخی دیده شده باشند، اما در روایت هر عملیات، هر مجروح و هر رزمندهای که از میدان نبرد بازگشت، ردپای تلاش آنان دیده میشود؛ مردان و زنانی که در یکی از سختترین دورههای تاریخ معاصر ایران، در کنار رزمندگان ایستادند و برای نجات جان انسانها، خطر را به جان خریدند.