تاریخ : 1405,یکشنبه 12 مهر19:00
کد خبر : 127531 - سرویس خبری : مقاومت اسلامی

هرتوافقی بدون سازوکارهای قدرتمند، تضمین اجرا ندارد


هرتوافقی بدون سازوکارهای قدرتمند، تضمین اجرا ندارد

سیدرضا موسوی فاضل

فاش نیوز - تجربه برجام نشان داد که توافق سیاسی، بدون سازوکارهای قدرتمند تضمین اجرا، نمی‌تواند به‌تنهایی مسئله بی‌اعتمادی را حل کند. اتحادیه اروپا نیز همچنان در توضیح رسمی خود، برجام را توافقی می‌داند که برای برنامه هسته‌ای ایران و رفع مجموعه‌ای از تحریم‌های مرتبط طراحی شده بود.
بنابراین توافق می‌تواند ابزار باشد؛ اما نباید تبدیل به ستون اصلی بقای اقتصادی و امنیتی کشور شود.
راهکار چیست؟
۱. دیپلماسی چندمسیره؛ ایران نباید تنها یک مسیر برای ارتباط اقتصادی و سیاسی داشته باشد. چین، روسیه، هند، کشورهای آسیای مرکزی، قفقاز، کشورهای عربی، ترکیه، سازمان همکاری شانگهای، بریکس و حتی مسیرهای اروپایی، هرکدام باید بخشی از شبکه روابط خارجی ایران باشند. هرچه مسیرهای ارتباطی بیشتر باشد، امکان تحمیل فشار از یک مسیر کمتر می‌شود.
۲. اقتصاد را از «گلوگاه‌های محدود» خارج کنیم. تجربه نشان داده است که وابستگی به چند کانال بانکی، چند مسیر ارزی یا چند کشور واسطه، در زمان بحران به نقطه آسیب‌پذیر تبدیل می‌شود. بنابراین باید برای تجارت خارجی، انتقال پول، بیمه، حمل‌ونقل، انرژی و صادرات، مسیرهای متعدد و جایگزین طراحی شود. از تونل‌های محدود دلاری و واسطه‌ای گرفته تا شبکه‌های جدید مالی و تجاری، همه باید با یک نگاه کلان بازطراحی شوند؛ نه اینکه در زمان بحران به فکر راه فرار باشیم.
۳. مذاکره از موضع نیاز مطلق نباشد؛ دیپلماسی مقتدر به معنای بستن درهای مذاکره نیست. برعکس؛ مذاکره زمانی قدرتمند است که کشور مذاکره‌کننده گزینه‌های دیگری نیز داشته باشد. اگر اقتصاد، انرژی، تجارت، امنیت و ارتباطات کشور به یک توافق وابسته باشد، قدرت چانه‌زنی کاهش می‌یابد. اما اگر طرف مقابل بداند که ایران برای هر سناریو چند مسیر جایگزین دارد، محاسبه او نیز تغییر خواهد کرد.
۴. چین و روسیه را شریک بدانیم، نه قیم. ایران باید از ظرفیت چین و روسیه حداکثر استفاده را ببرد؛ اما نباید امنیت ملی خود را به تصمیم پکن یا مسکو گره بزند. چین منافع خودش را دارد. روسیه منافع خودش را دارد. ایران نیز باید منافع خودش را داشته باشد و از آن دفاع کند.
۵. قدرت نظامی و دیپلماسی دو روی یک سکه‌اند. دیپلماسی بدون قدرت بازدارندگی، آسیب‌پذیر است؛ و قدرت نظامی بدون دیپلماسی فعال نیز نمی‌تواند تمام ظرفیت‌های ملی را به فرصت تبدیل کند. بنابراین مسیر درست، قرار دادن اقتدار دفاعی، توان اقتصادی، انسجام اجتماعی و دیپلماسی فعال در کنار یکدیگر است.
ژاپن؛ یک هشدار تاریخی، نه یک الگوی ساده؛ در تاریخ معاصر، تجربه ژاپن پس از جنگ جهانی دوم نشان می‌دهد که وابستگی امنیتی و اقتصادی می‌تواند برای یک کشور، ساختار بلندمدتی ایجاد کند که تصمیمات راهبردی آن را تحت تأثیر قرار دهد. ایران نباید اجازه دهد هیچ قدرتی، شرق یا غرب، به نقطه‌ای برسد که بتواند با قطع یک مسیر اقتصادی، امنیتی یا سیاسی، تصمیمات کشور را تحت فشار قرار دهد. نه شرق‌گرایی مطلق، نه غرب‌گرایی مطلق؛ اصل باید ایران و منافع ملی ایران باشد.
نتیجه؛ ایران باید یک قدم جلوتر از بحران حرکت کند. تفاهم‌نامه ایران و آمریکا اگر به مرحله جدیدی از مذاکرات منجر شود، باید با یک اصل روشن همراه باشد، مذاکره کنیم، اما به دشمن اعتماد نکنیم؛ توافق کنیم، اما همه تخم‌مرغ‌ها را در سبد توافق نگذاریم؛ تعامل کنیم، اما برای شکست تعامل نیز نقشه داشته باشیم.
چین و روسیه می‌توانند در عرصه دیپلماتیک، اقتصادی و امنیتی برای ایران فرصت ایجاد کنند؛ نمونه روشن آن وتوی اخیر شورای امنیت است. اما هیچ‌کدام قرار نیست جایگزین قدرت ملی ایران شوند.
اکنون زمان آزمون دوباره یک نسخه قدیمی نیست. زمان آن است که ایران نقشه راهی چندلایه، چندجانبه و غیرقابل‌تحمیل طراحی کند؛ نقشه‌ای که در آن تجارت با شرق توسعه یابد، روابط منطقه‌ای گسترش پیدا کند، مسیرهای مالی متنوع شود، اقتصاد داخلی مقاوم‌تر گردد و دیپلماسی پشتوانه اقتدار دفاعی و ملی داشته باشد. دشمن را نباید دست‌کم گرفت؛ اما نباید از دشمن هم ترسید. کشوری که برای هر فشار، چند پاسخ آماده داشته باشد، تحقیرشدنی نیست.
امروز بیش از هر زمان دیگری باید یک اصل را جدی گرفت، اعتماد به توان خود، پیش‌شرط هر مذاکره موفق است و دیپلماسی مقتدر یعنی هیچ‌گاه آینده کشور را به وعده یک طرف گره نزنیم. این‌بار باید یک قدم جلوتر از دشمن، یک نقشه جلوتر از بحران و چند مسیر جلوتر از تحریم حرکت کرد.

|| سیدرضا موسوی‌فاضل