
فاش نیوز - به نظر میرسد درباره وضعیت اقتصادی کشور نمیشود چشم بر واقعیتها بست. مشکلات اقتصادی جدی است و مردم آثار آن را در زندگی روزمره خود لمس میکنند.
به قولی، در دعوای بین یخچال و تلویزیون، فعلاً به یخچال باختهایم! بنابراین نمیتوان با چند آمار یا شعار، مشکلات معیشتی مردم را نادیده گرفت.
اما درباره رسیدن به قله، شاید لازم باشد کمی دقیقتر نگاه کنیم. اگر منظور از قله فقط رفاه اقتصادی و وضعیت معیشتی باشد، واقعاً هنوز فاصله داریم و تصمیمهای نادرست و پرهزینهای هم داشتهایم؛ از مشکلات ساختاری اقتصاد دولتی گرفته تا ناکارآمدیهایی که هنوز نتوانستهایم بهطورجدی اصلاحشان کنیم.
حتی گزارشهای اقتصادی بینالمللی نیز از تأثیر تحریمها، تورم، مشکلات ساختاری و ناکارآمدیهای داخلی بر اقتصاد ایران سخن گفتهاند. اما اگر منظور از قله، استقلال سیاسی، حفظ حاکمیت ملی و توانایی یک کشور برای تصمیمگیری درباره سرنوشت خودش باشد، موضوع کمی متفاوت میشود. به نظر میرسد، اینجا منظور از قله بیشتر به استقلال و وابسته نبودن به اراده قدرتهای خارجی برمیگردد.
فکر میکنم امروز نه در قله هستیم و نه در انتهای راه؛ بلکه در یک گردنه سخت و سرنوشتساز قرار داریم. عبور از این گردنه هم فقط با ایستادگی در برابر فشار خارجی ممکن نیست.
اقتصاد سالم، مدیریت کارآمد، اصلاح اشتباهات، مبارزه با فساد و ناکارآمدی و در نهایت رضایت مردم، همه در کنار هم لازم است. نه انکار، نه ناامیدی.
اگر کسی به بیماری سختی مبتلا شود، نه انکار بیماری درست است و نه ناامیدی. باید بیماری را پذیرفت، درمان را جدی گرفت، روحیه را حفظ کرد و برای بهبود تلاش کرد. روحیه بهتنهایی بیماری را درمان نمیکند، اما بدون امید و اراده، مبارزه سختتر میشود.
قرآن میفرماید: وَلَنَبْلُوَنَّکُم بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَالْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَ بَشِّرِالصَّابِرِینَ، بقره/۱۵۵ سختی و آزمایش بخشی از زندگی است؛ اما این آیه نباید بهانهای برای توجیه سوءمدیریت باشد.
ابتلا و آزمایش الهی با بیمسئولیتی فرق دارد. از طرف دیگر قرآن میفرماید: أَحَسِبَالنَّاسُ أَن یُتْرَکُوا أَن یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لَا یُفْتَنُونَ، عنکبوت/۲ یعنی صرف گفتن ایمان داریم کافی نیست؛ انسان در میدان عمل، بهخصوص در شرایط سخت، خودش را نشان میدهد.
برای همین به نظرمی رسد نباید قبل از اینکه مشکلات ما را شکست دهند، خودمان از نظر روحی شکست بخوریم. امید واقعی یعنی مشکل را ببینی، ضعفها را بشناسی، اشتباهاتت را بپذیری و بااینحال برای اصلاح و بهترشدن تلاش کنی. هم نان امروز، هم آینده فردا. ممکن است بعضی بگویند ما به دنبال بهشت و جهنم نیستیم؛ یک زندگی آرام، امن و همراه با رفاه در همین دنیا میخواهیم. به این نگاه احترام میگذارم. حرف من هم این نیست که سفره و زندگی امروز مردم را فدای وعده فردا کنیم.
باید هم نان و رفاه مردم را ببینیم و هم عزت، استقلال و آینده نسلهای بعد را.
اگر کسی به معاد اعتقاد دارد، این دنیا را پایان راه نمیداند و خودش را در برابر اعمالش مسئول میبیند. اگر هم کسی به معاد اعتقاد ندارد، باز فقط یک فرصت برای زندگی دارد؛ پس چهبهتر که همین فرصت را برای ساختن دنیایی بهتر برای خود و کسانی که بعد از او میآیند، صرف کند.
شاید اصلاً مسئله اصلی بر سر بهشت و جهنم نباشد؛ مسئله این باشد که با همین فرصت کوتاهی که در اختیارمان گذاشته شده، چه میکنیم. نقد لازم است؛ اما نقد مسئولانه. معتقدم نقدکردن نهتنها بد نیست، بلکه برای پیشرفت ضروری است.
خیلی از دوستان وقتی از نقاط ضعف، ناکارآمدیها و مشکلات صحبت میکنند، واقعاً از سر دلسوزی و باهدف آگاهیبخشی و اصلاح است و این نیت قابلاحترام است. اما در کنار نقد، بد نیست به یک نکته دیگر هم توجه کنیم. ما در دنیایی زندگی میکنیم که تحولات کشورها، بهویژه در فضای مجازی، بهسرعت دیده و تحلیل میشود؛ بنابراین شاید بهتر باشد قبل از انتشار هر مطلبی، حتی وقتی نیت ما کاملاً خیرخواهانه است، از خودمان بپرسیم: آیا این شیوه بیان، بیشتر به اصلاح و پیشرفت کشور کمک میکند یا ممکن است ناخواسته بخشی از نقاط ضعف ما را در اختیار کسانی قرار دهد که نگاه متفاوتی به منافع این سرزمین دارند؟ این سؤال به معنای کنارگذاشتن نقد نیست؛ برعکس، یعنی نقد را مسئولانهتر و سازندهتر انجام دهیم؛ هم مشکل را ببینیم، هم راه اصلاح را مطرح کنیم و هم شرایط و منافع عمومی کشور را در نظر بگیریم.
ایران؛ مجموعهای از ضعفها و تواناییها. باوجود همه مشکلات، یک سؤال هم بد نیست از خودمان بپرسیم: کشوری که از سالهای پس از انقلاب تاکنون با جنگ، تحریمهای گسترده، فشارهای خارجی و مشکلات داخلی روبهرو بوده، چگونه توانسته در بسیاری از حوزههای علمی، فناوری، صنعتی و زیرساختی همچنان ظرفیتهای خود را حفظ و توسعه دهد؟ تحریمهای اقتصادی ایران سابقهای طولانی دارد و آثار آن بر اقتصاد کشور در گزارشهای مختلف بینالمللی نیز بررسی شده است.
در درگیریها و حملات نظامی اخیر دشمن امریکایی صهیونیستی، نیز مراکز مرتبط با برنامه هستهای و شماری از دانشمندان و تأسیسات علمی ما کمتر از مراکز نظامی و فرماندهان هدف حمله قرار نگرفتند؛ موضوعی که نشان میدهد ظرفیت علمی و فناوری کشور نیز بخشی از اهمیت راهبردی آن محسوب میشود. البته بیان این نکات به معنای فراموشکردن ضعفها نیست. اتفاقاً باید هر دو طرف ماجرا را با هم ببینیم؛ هم چیزهایی را که ساختهایم و حفظ کردهایم و هم مشکلاتی را که در اقتصاد، مدیریت و زندگی مردم داریم و باید اصلاح شوند.
نه سیاه دیدن همه چیز واقعبینانه است و نه سفید دیدن همه چیز. سؤال اصلی؟ در نهایت شاید مهمترین سؤال این باشد: بااینهمه فرصت، بااینهمه انسان خوب، با این سرزمین و تاریخی که به ما رسیده، چه کردیم؟ امیدوارم اگر روزی قرار شد به این سؤال پاسخ بدهیم، بتوانیم بگوییم: مشکلات را دیدیم، اشتباهاتمان را پذیرفتیم، برای اصلاحشان تلاش کردیم، امیدمان را از دست ندادیم، کسی را ناامید نکردیم و چیزی بهتر از آنچه تحویل گرفته بودیم، به نسل بعد سپردیم. قله اگر قرار باشد روزی فتح شود، نه با شعار فتح میشود و نه با ناامیدی؛ با عبور آگاهانه از همین گردنههای سخت، باعقل، اصلاح، امید و عمل.
|| محمدرضا الهی