
فاش نیوز - در روزهایی که فشار اقتصادی، تحریم و دشواریهای معیشتی، بیش از هر زمان دیگری ضرورت حمایت از اقشار کمبرخوردار را برجسته کرده، یک سؤال جدی پیش روی افکار عمومی قرار دارد:
اگر مدیری برای کاهش هزینه زندگی مردم وارد میدان شود، چرا باید بهجای آزمون و ارزیابی عملکردش، با موجی از تخریب و مخالفت روبهرو شود؟
علیرضا زاکانی، شهردار تهران، اخیراً طرحی را برای تثبیت قیمت بخشی از کالاهای اساسی و کاهش هزینه سبد خانوار آغاز کرده است. در مرحله نخست، ۱۲ قلم کالای اساسی به مدت شش ماه باقیمت ثابت در ۱۰۸ میدان میوه و ترهبار عرضه شده و قرار است دامنه طرح توسعه پیدا کند. همچنین برای برخی اقلام، قیمتهایی پایینتر از بازار اعلام شده و شهرداری از حذف واسطهها، خرید قراردادی و عرضه مستقیم تولیدکنندگان سخن گفته است.
زاکانی پیشتر نیز گفته بود هدف، عرضه برخی کالاهای اساسی حداقل ۲۵ درصد پایینتر از قیمت بازار است.
مسئله دقیقاً کجاست؟
طبیعی است که هر طرح اقتصادی باید شفاف، قابل نظارت و قابلارزیابی باشد. باید مشخص شود منابع مالی آن از کجا تأمین میشود، چه میزان از مردم را پوشش میدهد، آیا کالا بهموقع تأمین خواهد شد و آیا در نهایت به کاهش واقعی هزینه خانوار منجر میشود یا نه.
اما میان نقد کارشناسی و تخریب سیاسی فاصله زیادی وجود دارد.
اگر اشکالی در طرح وجود دارد، باید با عدد و سند گفته شود؛ اگر منابع آن محل سؤال است، باید شفافسازی شود؛ اگر اجرای آن امکانپذیر نیست، باید دلایل کارشناسی ارائه شود.
اما اینکه اصلِ تلاش برای ارزانتر رساندن کالا به دست مردم، پیشاپیش تبدیل به موضوعی برای هجمه سیاسی شود، پرسشی جدی ایجاد میکند:
منافع چه کسانی با کوتاهشدن دست واسطهها و کاهش فاصله قیمت تولیدکننده تا مصرفکننده به خطر میافتد؟
پاسخ این سؤال البته نیازمند سند است، نه حدس و اتهام.
مردم، میدان آزمایش سیاسی نیستند
سالهاست از ضرورت بهبود معیشت، حمایت از دهکهای پایین، کنترل بازار و کاهش فشار اقتصادی سخن گفته میشود. امروز که یک مدیریت شهری تلاش کرده بخشی از این مسئولیت را از مسیر ظرفیتهای موجود خود دنبال کند، منطقیترین رویکرد آن است که اجازه دهیم طرح اجرا شود و سپس با معیارهای روشن درباره نتیجه آن قضاوت کنیم.
حتی اگر کسی با زاکانی، عملکرد گذشته او یا سیاستهایش موافق نباشد، میتواند منتقد باقی بماند؛ اما مخالفت با یک فرد نباید به مخالفت با هر اقدامی که احتمالاً به کاهش هزینه زندگی مردم کمک میکند، تبدیل شود.
اتفاقاً اگر منتقدان معتقدند این طرح موفق نخواهد شد، بهترین پاسخ، ارائه راهحل بهتر است.
مردم بهجای جدالهای سیاسی، قیمت پایینتر، دسترسی آسانتر و ثبات در سفره خود را میخواهند.
از شعار مردمسالاری تا آزمون واقعی
اگر قرار است مدیریت کشور و شهرها در خدمت مردم باشد، باید هر طرحی که باهدف کاهش فشار معیشتی ارائه میشود، در معرض آزمون، شفافیت و نظارت عمومی قرار گیرد؛ نه اینکه قبل از آنکه نتیجهاش مشخص شود، قربانی منازعات سیاسی شود.
طرح زاکانی نه مصون از نقد است و نه میتوان موفقیتش را از پیش تضمینشده دانست. اما یک اصل روشن وجود دارد: طرحی که ادعا میکند میتواند بخشی از هزینه سبد خانوار را کاهش دهد، باید با معیار عملکرد سنجیده شود، نه با میزان محبوبیت یا عدم محبوبیت مجری آن.
امروز سؤال اصلی نباید این باشد که «زاکانی را قبول داریم یا نه؟»
سؤال مهمتر این است: آیا این طرح واقعاً میتواند بخشی از فشار اقتصادی مردم را کم کند یا نه؟
اگر پاسخ مثبت است، باید از اجرای شفاف و قابل نظارت آن استقبال کرد؛ اگر پاسخ منفی است، باید با استدلال و ارائه راهکار بهتر آن را نقد کرد.
سفره مردم، عرصه تسویهحساب سیاسی نیست.
وقتی پای معیشت اقشار آسیبپذیر در میان است، همه جریانها باید یک مطالبه مشترک داشته باشند: هرکس میتواند باری از دوش مردم بردارد، بگذارید کارش را انجام دهد؛ سپس عملکردش را با عدد، سند و نتیجه بسنجید.
و شاید مهمترین پرسش امروز همین باشد: «اگر قرار بود معیشت مردم بهتر شود، پس چرا وقتی کسی برای آن وارد میدان میشود، اولین واکنش برخی، متوقف کردن اوست؟»
|| سیدرضا موسوی فاضل