
فاش نیوز - خطاب به کسانی که دیروز برای «زن، زندگی، آزادی» یقه میدریدند و امروز برای «فرانسه» سکوت کردهاند؛
چند صباحی بود که گوشِ فلک را با فریادهای «زن، زندگی، آزادی» کر کرده بودید و از آنسوی آبها، برای ما نسخه «آزادیِ بیان و اعتراض» میپیچیدید. حالا که نوبت به مهد دموکراسی پوشالیتان یعنی فرانسه رسیده، چرا صدای عدالتخواهیتان در گلوهایتان خشک شده است؟
گویی آزادی در فرانسه، فقط تا جایی محترم است که به پرستیژ آقای مکرون و دکوراسیون کاخ الیزه آسیب نزند! وقتی پلیس فرانسه با باتوم از دانشآموزان پذیرایی میکند و زنان معترض را زیر چکمههای «مدرنیته» له میکند، چرا خبری از تیترهای یک رسانههایتان نیست؟ نکند تعریف «زن» در آنجا با اینجا فرق دارد؟ یا شاید در آنجا «زندگی»، با طعم گاز اشکآور، گواراتر است؟
واقعیت این است که برای شما، «حقوق بشر» نه یک اصل اخلاقی، بلکه یک «کارت بازی» است؛ هر وقت بخواهید کشور ما را تحت فشار بگذارید، از جیبِ لباستان در میآورید و هر وقت دوستانِ غربیتان دست به جنایت میزنند، آن را در صندوقخانهیِ وجدان خفتهتان پنهان میکنید.
آقایان و خانمهای مدعی! پلیسِ فرانسه به مردم خودش نشان داد که «آزادی غربی»، یعنی آزادیِ در چارچوبی که پلیس تعیین میکند. شما که دیروز برای ما اشک تمساح میریختید، امروز در برابرِ واقعیت خشونتِ سازمانیافته علیه زنان و دانشآموزان در قلب اروپا، فقط سکوت کردهاید.
آیا واقعاً آزادی همین است؟ یا شاید فقط وقتی در خاورمیانه باشد، «زن» و «زندگی» و «آزادی» معنا دارد، اما در پاریس، سرکوب وحشیانه، نامش «اقتدار پلیس» است؟
قلمتان اگر برای حقیقت میچرخد، اینجا وقت عیان کردنِ همین نفاق است. پردهها بالا رفته، بوی تعفن این دروغهای حقوقبشری دیگر با هیچ عطر فرانسوی پنهان نمیشود!
|| سیدرضا موسویفاضل