تاریخ : 1405,یکشنبه 19 مهر18:03
کد خبر : 127890 - سرویس خبری : شهدا

روایت صدثانیه‌ای

در وصف شهید شیر علی سلطانی


در وصف شهید شیر علی سلطانی

ابوالقاسم محمدزاده

فاش نیوز - فرزندش می‌گفت:
برف می‌بارید، پدرم از خانه بیرون رفت، وقتی که برگشت کت به تن نداشت، سردش بود و دستانش یخ زد. 
مادرم با تعجب پرسید: 
-چرا این جوری؟ 
کتتان کجاست؟ 
چیزی نگفت، دست‌هایش را روی بخاری گرم کرد، مادرم که اصرار کرد گفت:
-پیرمردی را دیدم که لبا‌س نداشت،
از سرما بی‌تاب بود، کتم را تن او کردم.

|| ابوالقاسم محمدزاده