تاریخ : 1405,پنجشنبه 23 مهر13:10
کد خبر : 127907 - سرویس خبری : مقاومت اسلامی

قابل توجه کسانی که از تهدیدات دشمن نگران‌اند!


قابل توجه کسانی که از تهدیدات دشمن نگران‌اند!

کار دشمن این است که دلهره بیندازد، بترساند، ناامید کند؛ این کار دشمن است، کار شیطان است؛ مال امروز هم نیست، همیشه بوده...

محمدرضا دهقان
فاش نیوز - کار دشمن، پیش از هر چیز، هراس‌افکنی است؛ بزرگ‌نمایی قدرت خود، ترساندن مردم از تهدیدها و دمیدن در آتش ناامیدی. امروز که برخی با برجسته‌سازی تهدیدات دشمن، در پی تزریق هراس به جامعه و القای ناتوانی در برابر قدرت‌های مقابل هستند، بازخوانی این فراز از بیانات رهبر شهید انقلاب که ناظر به یکی از مهم‌ترین میدان‌های تقابل با دشمن است، برای کسانی که از تهدیدات دشمن نگران هستند، ضروری است.
رهبر شهید انقلاب: 
 «کار دشمن دلهره افکندن است. کار دشمن این است که دلهره بیندازد، بترساند، ناامید کند؛ این کار دشمن است، کار شیطان است؛ مال امروز هم نیست، همیشه بوده؛ در طول تاریخ و در طول تاریخ اسلام. إِنَّما ذٰلِکُمُ الشَّیطانُ یُخَوِّفُ أَولِیاءَهُ - [آیهٔ] قرآن است - این، شیطان است که دوستان و پیروان خودش را می‌ترساند؛ فَلا تَخافوهُم وَ خافونِ إِن کُنتُم مُؤمِنینَ؛ [خدا می‌فرماید] شما که مؤمن هستید، از اولیای شیطان، از پیروان شیطان، از قدرت‌هایی که قدرت‌های شیطانی هستند نترسید؛ از من بترسید، از انحراف از صراط مستقیم بترسید. اگر کسی از صراط مستقیم منحرف شد، این ترس دارد؛ چون وقتی شما از جادهٔ مستقیم و صحیح و خوب و درست منحرف شدید، می‌افتید در بیابان؛ از این بترسید؛ اما از دشمن اصلاً نترسید؛ از دشمن نترسید. یک جای دیگر [دارد]: فَلا تَخشَوهُم وَاخشَونِ؛ یا آن «قالَ لَهُمُ النّاسُ إِنَّ النّاسَ قَد جَمَعوا لَکُم فَاخشَوهُم فَزادَهُم... وَ قالوا حَسبُنَا اللَّهُ وَ نِعمَ الوَکیلُ»؛و ببینید آیات قرآن درس است، درس زندگی است، درس پیشرفت است.
بعد از جنگ اُحد که مسلمان‌ها شهید دادند و کسی مثل حمزهٔ سیّدالشّهدا به شهادت رسید و افراد دیگری شهید شدند، مجروح شدند، زخمی شدند و بالاخره جنگ تمام شد و روز تمام شد و برگشتند مدینه، همین دَم مدینه بودند، همان بیرون مدینه در محلّ اُحد بودند و یک عدّه‌ای زخمی و یک عدّه‌ای ناراحت [بودند] که دشمن که از مدینه دور شده بود - چون در مرحلهٔ آخر بالاخره مسلمان‌ها به دشمن ضربه زدند و دشمن را دور کردند - یک نقشه‌ای به خاطرش رسید و آن این بود که حالا که مسلمان‌ها برگشتند مدینه و شمشیرها را زمین گذاشتند، اینها برگردند، یک‌دفعه حمله کنند و قضایا را تمام کنند و برای اینکه دل‌ها را خالی کنند و بترسانند، خبر را هم به شکلی درز دادند که الان دشمن‌ها می‌ریزند، تا مردم بترسند؛ [خب] یک عدّه هم که مجروح‌اند، یک عدّه هم که خسته‌اند. «قالَ لَهُمُ النّاسُ إِنَّ النّاسَ قَد جَمَعوا لَکُم» آدم‌های نفوذی آمدند بین مردم گفتند که «بله، لشکر، بیرون مدینه منتظرند که به شما حمله کنند - فَاخشَوهُم - بترسید، پدرتان درمی‌آید، پدرتان درآمده است»؛ بعد پیغمبر فرمود که فقط آن کسانی که امروز در اُحد زخمی شدند، باید شمشیر دست بگیرند، بیایند بیرون؛ دیگران حق ندارند بیایند؛ ببینید، این [طور] است! شما زخمی شدید، همین شما که زخمی شدید و مجروح شدید، باید شمشیر دست بگیرید بیایید بیرون. یک عدّه‌ای زخمی شده بودند، مؤمن بودند دیگر، به پیغمبر ایمان داشتند، قبول داشتند پیغمبر را، [لذا] شمشیر دست گرفتند، رفتند بیرون، با آن جمعی که در نزدیکیِ مدینه - حالا مثلاً نیم فرسخی، یک فرسخی - اجتماع کرده بودند، درگیر شدند، پدر آنها را درآوردند؛ فَانقَلَبوا بِنِعمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضلٍ لَم یَمسَسهُم سوءٌ.
اوّلش گفتند: قالوا حَسبُنَا اللهُ وَ نِعمَ الوَکیلُ، بعد رفتند «فَانقَلَبوا بِنِعمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضلٍ» و برگشتند، هم غنیمت آوردند، هم شکست دادند دشمن را، هم غنیمت گرفتند و سرافراز برگشتند؛ این منطق اسلام است.»
 
 ||محمدرضا دهقان