تاریخ : 1405,سه شنبه 21 مهر14:48
کد خبر : 127923 - سرویس خبری : شهدا

شهید نادر مهدوی خالق حماسه جنگ نفتکش ها


شهید نادر مهدوی خالق حماسه جنگ نفتکش ها

«نادر مهدوی» جوان شجاع بوشهری، از شگفتی‌های دفاع مقدس هشت ساله است. فرمانده‌ای که با رشادت‌های کم‌نظیر خود در آخرین سال‌های دفاع مقدس، نامی ماندگار در تاریخ مقاومت دریایی ایران شد...

 فاش نیوز - حماسه «نادر» یکی از نادرترین شگفتی‌های تاریخ دفاع مقدس و تمامی تاریخ این سرزمین است، حماسه‌ای که در دوران دفاع مقدس شهید «نادر مهدوی»؛ قهرمانی که یک‌تنه در برابر یک ابرقدرت ایستاد.
 فرزند دلیر دریا، سردار بی‌نشانی که هر موج «خلیج غیرت و غیور»، تا ابد از عظمت حماسه‌اش شگفت‌زده است، شیرمردی است که ترس را مضحکه کرد و با هم‌رزمانش به قلب ناوگان شیطان بزرگ و ابرقدرت جهنمی تاریخ زد. پیکرش را سلاخان بزرگ‌ترین دموکراسی جهان! از خشم و کینهٔ این جرئت و جسارت غیرقابل‌باور، شکنجه و با میخ سوراخ‌سوراخ کردند، اما هنوز پس از نزدیک به چهل سال، پنتاگون دارد معرکه‌ای که او با دست‌خالی و باایمان و عشق بزرگش آفرید، حلاجی می‌کند و هنوز از بهت بلندای قهرمانی او درنیامده است!
 حماسه «نادر» یکی از نادرترین شگفتی‌های تاریخ دفاع مقدس و اصلاً تمامی تاریخ این سرزمین است و: «عالم، فسانه، عشق؛ فسانهٔ فسانه‌هاست».

حماسه «نادر»
شانزدهم مهر ۱۳۶۶ ناگهان حادثه‌ای در خروجی تلکس خبرگزاری‌های معتبر و مشهور جهان، خبر اول شد و مثل بمب صدا کرد و به‌سرعت همه‌جا پیچید؛ در بحبوحه شرارت‌ها و تحرکات تنش‌زا و تشنج‌آفرین ایالات متحده و هم‌پیمانانش در خلیج‌فارس و در اوج بحران‌سازی موسوم به «جنگ نفتکش‌ها» و حملات مداوم و مستمر به سکوهای نفتی و نفتکش‌های ایرانی برای تغییر موازنه جنگ به سود متجاوز و جبران شکست ارتش بعث در جبهه، شیرمردی با چند هم‌رزم خود، یک‌تنه در برابر یک ناوگان عظیم ایستاد و تاریخ را متحیر از عظمت این مصاف نابرابر کرد.
فضاحت اخلاقی و حیثیتی استکبار در جریان این جنایت ناجوانمردانه و انتقام‌جویی بزدلانه از جوانی بی‌دفاع و بی‌سلاح که تنها باانگیزه دفاع از حرمت حریم سرزمینش با این ناوگان درافتاده بود و شکنجه وحشیانه و به‌شهادت‌رساندن او، ننگی ابدی در کارنامه «شیطان بزرگ» و برگی زرین از شهامت و شرف مردان میدان جهاد و شهادت است.
«نادر مهدوی» جوان شجاع بوشهری، از شگفتی‌های دفاع مقدس هشت‌ساله است. فرمانده‌ای که با رشادت‌های کم‌نظیر خود در آخرین سال‌های دفاع مقدس، نامی ماندگار در تاریخ مقاومت دریایی ایران شد؛ فرمانده‌ای که با خلوص، ایمان و شجاعت، هیمنه ناوهای آمریکایی در خلیج‌فارس را شکست.
 او ابتدا «گروهان دریایی ناوتیپ امـیرالمؤمنین (ع)» و سپس «ناوگروه دریایی ذوالفقار» را باهمت خود راه‌اندازی کرد و همه توان و تمرکز خویش را در مقابله مستقیم و فرماندهی عملیات ضد تهاجمی در برابر آمریکا گذاشت که معروف‌ترین آنها انهدام بزرگ‌ترین اسکورت دریایی تاریخ در قالب نفتکش کویتی «الرخاء» با نام مبدل «بریجتون» بود. حماسه بزرگی که حاج احمد آقا خمینی پس از آن به شهید گفت: «شما با این کار، دل امام را شاد کردید.» اما آخرین و بزرگ‌ترین حماسه او، شهادتش بود.

متولد «روز قیام»؛ سربازی در گهواره!
 نادر مهدوی که نامش ابتدا «حسین بسریا» بود، روز ۱۴ خرداد ۴۲ در یک خانواده مستضعف و محروم امّا متدیّن و اهل ایمان و تقوا، در روستای نوکار از توابع دهستان بحیری در شهرستان دشتی استان بوشهر به دنیا آمد. او درست در روزی دیده به جهان گشود که امام (ره) را از امتش جدا کردند تا نهضت بزرگش را در نطفه خفه کنند و فردایش عاشورای ۱۵ خرداد، سرلوحه و سلسله‌جنبان تاریخ شد و سال‌ها باید می‌گذشت تا کسانی چون او که به قول امام (ره) «سربازانی در گهواره» بودند، در مکتب مجاهدت و شهادت‌طلبی، قد بکشند و بزرگ شوند و جان و هستی خود را فدیه این راه کنند.
او ششمین فرزند خانواده بود. در سال دوم دبستان بود که به مکتب رفت و قرآنِ کریم، این کتاب هدایتگر الهی را به مدد علاقه وافر و هوشِ سرشارِ خود، در عرض مدتِ تنها بیست و پنج‌روز نزد آقای علی فقیه خــتم نمود. در همین سال بود که خانواده وی از روستای نوکار، به روستای بحیری مهاجرت کردند و در آنجا ساکن شدند.
نادر باذکاوت و تیزبینی توأم باروح حقیقت‌طلبی و شور و عطش معرفت‌افزایی و شوق آموختن و دانستن حقایق، در کنار اهتمام به تحصیل، پیگیر اخبار و مسائل نهضت انقلابی مردم هم بود و همه خبرها را با اشتیاق دنبال می‌کرد. مشکلات مالی و عدم استطاعت برای تأمین خرج تحصیل، دوری راه از منزل تا مدرسه و به‌خصوص پرداختن به فعالیت‌های پیگیر انقلابی، سبب شد تا او در پایه دوم راهنمایی به‎ناچار، ترکِ تحصیل کند. پس از ترک تحصیل، به‌منظور سامان‎بخشی به وضع معیشتی خود و کمک به والدین، در مغازه‌ای که از ملکِ پدر و تنها برادرش فراهم کرده بود، مشغول به کار شد و در کنار کار، فعالیت‌های انقلابی خود را نیز باعلاقه و پشتکار فراوان، پی گرفت.

حماسه «نادر»
 از مقابله با عوامل نفاق تا شرکت در عملیات «فتح بستان»
 با پیروزی انقلاب، او با همه وجود خود در همه صحنه‌های دفاع از این امانت الهی حاضر بود. در اولین روز اعلام تشکیل بسیج و ارتش بیست‌میلیونی توسط امام (ره) او در تاریخ پنجم آذر ۱۳۵۸ به عضویت این نهاد انقلابی و مردمی درآمد. با شروع جنگ تحمیلی، کار و مغازه را رها کرد و به خانواده گفت: «من دیگر حاضر نیستم در مغازه بمانم و کار را ادامه دهم وقتی جنگ است. من به هر طریقی باید در جبهه باشم.» او در تاریخ ۱ اردیبهشت ۶۰ رسماً به استخدام سپاه پاسداران درآمد. از ۲۱ مرداد تا ۲۰ مهر ۶۰ به تهران اعزام شد و با مأموریت مقابله با منافقین، انجام‌وظیفه کرد. پس از آن به جبهه جنوب رفت و در عملیات «فتح بستان» شرکت کرد.

حماسه «نادر»
 فرمانده عملیات «سپاه خارک»، «ناوتیپ امیرالمؤمنین (ع)» و «ناوگروه ذوالفقار»
 نادر مهدوی پس از بازگشت به سِمَت معاونت فرمانده سپاه جم منصوب شد و بعد از دو سال خدمت در سپاه جم، به سپاه بوشهر بازگشت و به سِمَت فرمانده عملیات سپاه خارک منصوب شد. در جریان اعزام طرح «لبیک یا امام» در سال ۱۳۶۳، مهدوی به‌عنوان مسئول، همراه با رزمندگان اعزامی از جزیره خارک، عازم دشت عباس شد و در آنجا مسئولیت فرماندهی گروهان را به عهده گرفت.
 اما از این نقطه قرار بود مأموریت‌های بزرگ او تازه شروع شود. کارهایی که شاید یک دهه زمان برای به بار نشستنش زمان لازم است، او در یک سال کرد و نام خود را در همین مدت کوتاه در تاریخ مقاومت ملی و ضداستکباری این قرن مردم ایران، برای همیشه ماندگار ساخت. مهدوی گروهان دریایی ناوتیپ امـیرالمؤمنین (ع) را بنیان‌گذاری کرد و خودش هم فرماندهی این گروهان دریایی را برعهده گرفت.
 پس از آن ناوگروه دریایی ذوالفقار وابسته به منطقه دوم دریایی سپاه پاسداران را راه‌اندازی کرد و تا زمان شهادت، فرماندهی این ناوگروه را برعهده داشت. مهدوی به‌عنوان فرمانده ناوگروه دریایی ذوالفقار، از زمان ورود آمریکایی‌ها به خلیج‌فارس تا زمان شهادت، لحظه‌ای از نبرد بی‌امان با این جنایت‌کاران دست برنداشت و تمام توان و تدبیر و قابلیت خود را در این راه به کار گرفت. او در این مدت، عملیات‌های بسیاری را علیه آمریکایی‌های متجاوز طراحی و فرماندهی کرد که معروف‌ترین آن زدن کشتی بریجتون بود.

 

حماسه «نادر»
 «ناوگروه ذوالفقار»؛ یگان پیشتاز، عملیاتی و تعیین‌کننده در رزم آبی
 ناوگروه ذوالفقار که به همت نادر مهدوی و جمعی از فرماندهان جوان شکل گرفت، در بحبوحه تهدیدات دریایی و حضور مستقیم آمریکا در خلیج‌فارس، به یگانی مؤثر و تعیین‌کننده تبدیل شد. این یگان بر پایه آموزش‌های منظم، ابتکار عمل و روحیه جهادی، عملیات‌های متعددی را در دفاع از سواحل ایران اجرا کرد و نقش کلیدی در تقویت قدرت بازدارندگی دریایی سپاه ایفا کرد.
 برادر شهید، درباره ویژگی‌های شخصی نادر مهدوی می‌گوید: «او همیشه مصمم، مسئولیت‌پذیر و آرام بود. وقتی برای اولین‌بار عازم جبهه شد، بدون ذره‌ای ترس گفت: احتمالاً این آخرین دیدار است، اما با آرامش می‌روم، چون راه خداست.» او همچنین تأکید می‌کند که: «نادر لباس پاسداری را مقدس می‌دانست و حتی در ظاهر نیز با وسواس و نظم رفتار می‌کرد، چراکه معتقد بود پاسدار باید آیینه ایمان و تعهد و مسئولیت‌پذیری باشد.»

حماسه «نادر»
 پایه‌گذار تفکر عملیاتی در نیروی دریایی تازه‌تأسیس سپاه
 سردار «بهرام درویشی»، فرمانده سابق منطقه چهارم نیروی دریایی سپاه، نادر مهدوی را یکی از پایه‌گذاران تفکر عملیاتی در نیروی نوپای دریایی سپاه معرفی می‌کند. او می‌گوید: «در آن سال‌ها، با قایق‌های سبک و صد نفر نیرو وارد میدان شدیم، اما ایمان ما از ناوهای دشمن سنگین‌تر بود. نادر اعتقاد داشت که ایمان بدون تخصص و تخصص بدون ایمان، هیچ‌کدام کارساز نیستند.»
 او همچنین به خاطره‌ای اشاره می‌کند که در مسیر گمرک فاو، در حال چیدن کنار از درختی بودند که یکی از پاسداران گفت این کنارها در خاک عراق است و خوردنشان حرام. این تذکر ساده برای درویشی، نشانه‌ای روشن از عمق پایبندی رزمندگان به اصول شرعی، حتی در میانه میدان جنگ بود.

حماسه «نادر»
عاشورای «نادر»؛ حماسه‌ای به وسعت خلیج همیشه فارس
 ۱۶ مهرماه، روزی است که معادلات نظامی در تاریخ جنگ‌های دریایی به هم ریخت. کار بزرگی که آن روز دریادلان سبزپوش سپاه در پهنه آبی خلیج‌فارس رقم زدند، حماسه‌ای فراموش‌نشدنی در تاریخ ساخت. روزی که اُبهت استکبار جهانی برای همیشه در آب‌های نیلگون خلیج‌فارس با رشادت، مقاومت و سرانجام شهادت مظلومانه اما قهرمانانه این گروه، دفن شد.
 روزی که دلیرمردانی از استان بوشهر با قایق‌های کوچک اما با اراده‌هایی بزرگ، حماسه‌ای بی‌نظیر مقابل تجاوز نیروی دریایی آمریکا در خلیج‌فارس خلق کردند. حماسه مهدوی و یارانش برای نظامیان آمریکایی، کابوسی فراموش‌نشدنی شد و اقتدار همیشگی ایران را در حفاظت از مرزهای دریایی به اثبات رساند.
 آن چند نفر با تاسی از مکتب عاشورا، علاوه بر پاسخ دندان‌شکن به متجاوزان، روحیه‌ای تازه از شهادت‌طلبی و ایمان به وعده نصرت خداوند را در جان نیروهای انقلاب دمیدند؛ جریانی از جرئت، نهراسیدن از دشمن، ابتکار عمل و توکل به نصرت الهی و حرکت دلاورانه آنان الهام‌بخش و آموزگار و اسوه همه نسل‌های بعد شد در ایده استقامت و پیروزی روح و عنصر و اندیشه مقاومت در برابر دشمن با همه سبعیت و ستیزه‌گری و هرچند به‌ظاهر قدرتمند و مرعوب گر و تا بن دندان مسلح و متکی به تجهیزات نظامی بسیار و بی‌شمار.
حماسه جزیره فارسی، نه‌تنها کوبنده‌ترین پاسخ به متجاوزان آمریکایی بود، نسلی از دریادلان نوآور، جسور و متکی به دانش و توان داخلی را پرورش داد و روح خودباوری را به آنان تزریق کرد. نسلی که باور خدشه‌ناپذیر به توانستن و قدرت ایستادگی و پایداری در برابر دشمن را تثبیت کرد و معنای عملی مقاومت عاشورایی را استمرار داد.
شهید نادر مهدوی و دیگر هم‌رزمانش در مقابله مستقیم با آمریکا در خلیج‌فارس، اقتدار و عزت ایران اسلامی را به منصه ظهور رساندند. آمریکا خود را فرمانروای آب‌های منطقه می‌پنداشت، اما نادر مهدوی و یارانش با کمترین امکانات و اتکا به ایمان و اراده پولادین، هیبت پوشالی ابرقدرت را در هم شکستند.

 حماسه «نادر»
 ما ز دریاییم و دریا می‌رویم...
 عصر روز پنجشنبه ۱۶ مهر ۱۳۶۶ سردار شهید نادر مهدوی همراه با تنی چند از هم‌رزمانش که همه در این ماجرا به شهادت رسیدند: غلامحسین توسلی، بیژن گرد، نصرالله شفیعی، آبسالانی، محمدی‌ها، مجید مبارکی و عده‌ای دیگر، جهت انجام گشت‌زنی، با استفاده از دو فروند قایق بعثت و یک فروند ناوچه به نام «طارق» به سمت جزیره فارسی حرکت می‌کنند.
 تعدادشان نه نفر بود که قرار بود دو نفر دیگر هم به جمع آنها اضافه شود. در یک قایق، پس از مدّتی حرکت، به ساحل «جزیره فارسی» می‌رسند و وسایل و امکانات موردنیاز خود را از داخل لنجی که قبلاً به جزیره رسیده بود، به داخل قایق‌های خود منتقل می‌کنند. پیاده می‌شوند و در کنار ساحل، نماز مغرب و عشا به جا می‌آورند. هنوز مغرب بود و سرخی مغرب در کرانه باختری آسمان، کماکان دیده می‌شد. در این اثنا صدای انفجار مهیبی همه را متوجّه خود می‌کند. رادار پایگاه فرماندهی از سوی بالگردهای آمریکایی هدف قرار گرفته و منهدم شده بود.
ارتباط ناوگروه با مرکز به‌کلی قطع شد و بی‌سیم در دست «نادر» جان داد. لحظاتی بعد، سردار شهید مهدوی و هم‌رزمانش یک فروند بالگرد بزرگ کبری به نام MS6 متعلّق به نیروهای آمریکایی را بالای سرخود می‌بینند. سردار شهید مهدوی بلافاصله نیروهای تحت امر خود را جهت انجام عملیات مقابله‌به‌مثل فرامی‌خواند. هنوز دقایقی از انهدام رادار فرماندهی نگذشته بود که قایق حامل شهید آبسالان و شهید نصرالله شفیعی نیز هدف اصابت موشک آمریکایی‌ها قرار گرفت.
موشک دیگری نیز از سوی دشمن به سمت اعضای ناوگروه شلیک شد که به هدف اصابت نکرد و به درون آب‌رفت. بالگردها نیز با شدّت، شروع به تیراندازی کردند. سردار شهید مهدوی و یارانش، به‌شدت در تب‌وتاب بودند که بالگرد را بزنند. پس از پانزده دقیقه درگیری شدید، کریمی در یک چرخش سریع موفّق شد با استفاده از یک فروند موشک استینگر، یکی از این بالگردها را منفجر سازد.
بالگرد، با انفجار مهیبی متلاشی و قطعاتش روی آب پراکنده شد. شب تاریک از انفجار این بالگرد، چون روز روشن گردید و همه صلوات فرستادند. سرداران شهید: گُرد و توسّلی فریاد می‌زنند که دومی را شلیک کن. در این اثنا قایق دیگر هم از چند طرف هدف قرار می‌گیرد. بسیاری از یاران نادر همچون سردار شهید توسلی که همدیگر را برادر خطاب می‌کردند، در برابر چشمانش پرپر شدند.
حالا دیگر تنها ناوچه طارق که سردار شهید مهدوی بر آن سوار بود، سالم مانده بود و دو قایق دیگر هدف قرار گرفته و در آتش می‌سوختند. نادر به‌اتفاق بیژن، هم با دوشکا به‌طرف بالگردهای آمریکایی در هوا شلّیک می‌کردند و هم در پی‌گرفتن شهدا و زخمی‌ها از آب بودند. پس از بیست دقیقه رزم جانانه، زنده به چنگال دشمن می‌افتند.
پای نادر به‌صورت مچاله، توسط دشمن بسته می‌شود؛ ولی او کماکان روحیه خود را تسلیم دشمن نمی‌کند و همچنان مردانه و دلاورانه مقاومت می‌کند. او می‌رود تا چند روز بعد پیکری بی‌جان و پر از زخم و جراحت دشمن، گواه مظلومیت مدافعان این سرزمین شود.
حماسه «نادر»
 با دست‌بسته، هم‌سفر کربلا شدی...
 شدت شکنجه‌های انجام شده بر روی پیکر شهید، نشان از نهایت کین‌توزی، قساوت و درنده‌خویی دشمن داشت که در این ماجرا همه معیارها و موازین اخلاقی و انسانی را زیر پا گذاشت و باطن و ذات پلید خود را عریان و آشکار به همه دنیا نشان داد.
هنگامی که پیکر پاک شهید به خاک مقدس میهن رسید، دست‌ها و پاهایش به‌صورت خیلی محکم بسته شده بود و نشان می‌داد که دشمن، حتّی از جسم بی‌جان این سردار نیز می‌ترسید. نادر بر عرشه ناو جنگی «یو. اس. اس. چندلر» آماج شکنجه‌های وحشیانه دشمن قرار می‌گیرد و سینه‌اش با میخ‌های بلند آهنی، سوراخ می‌شود و بدین ترتیب در نهایت مظلومیت، به شهادت می‌رسد.
سرانجام پس از گذشت شش روز، پیکرهای مطهر شهدا و اسرا از مسقط پایتخت کشور سلطان‌نشین عمان تحویل گرفته شد و از مرز هوایی وارد فرودگاه مهرآباد تهران گردید. پیکر شهید باشکوه خاصی بر دوش هزاران تن مردم انقلابی، از مقابل لانه جاسوسی آمریکا تشییع و سپس به زادگاهش بوشهر انتقال یافت.

 

حماسه «نادر»
 استاد «دشمن‌شناسی» و «بصیرت»
 اما وصیت‌نامه این سردار شهید، مشحون از نکات ارزشمندی است که او را در قله بصیرت و دشمن‌شناسی می‌نشاند. درس بزرگ او شناخت دشمن واقعی و نشان‌دادن راه مقابله با او در عمل بود که درس‌آموز همه مجاهدان جبهه مقاومت و عزت و اقتدار است: «امروز دشمن ما صدام نیست؛ امروز دشمن ما حزب بعث نیست؛ این‌ها عروسک‌های کوکی استکبارند و ما دشمن واقعی خود را استکبار جهانی، به سرکردگی آمریکا می‌دانیم. شرق و غرب، گذشته از اختلافات درونی خود، متحدانه موضعی خصمانه در برابر اسلام گرفته‌اند.
بدانید که امروز، شرافت و عزت، در سایهٔ جهاد و ایثار و شمشیر است. بکشید دشمنان اسلام و دین خدا را؛ تا فکر تجاوز و غارت را در سر نپرورانند.»

 حماسه «نادر»