
فاش نیوز - از تغییر متولی تا سرگردانی خانوارها؛ مردم قربانی آزمونوخطای سامانهها و ضعف مدیریت شدهاند؟ واگذاری تولیت طرح کالابرگ الکترونیک به سازمان برنامهوبودجه، در نگاه نخست ممکن است تصمیمی برای ساماندهی بهتر این طرح حمایتی باشد؛ اما پرسش اساسی اینجاست: اگر قرار است متولی تغییر کند، آیا مشکل اصلی کالابرگ نیز برطرف میشود یا مردم همچنان باید هزینه ناهماهنگی دستگاهها و تصمیمهای غیرشفاف را بپردازند؟
کالابرگ قرار است بخشی از فشار اقتصادی بر خانوارهای کمدرآمد را کاهش دهد؛ نه اینکه به دغدغهای تازه در کنار گرانی، تورم، اجارهبها و هزینههای روزمره تبدیل شود. بااینحال، گزارشهای مربوط به ارسال پیامک برای برخی خانوارها و درخواست تکمیل اطلاعات یا اظهارنامه در مهلتهای مشخص، این پرسش جدی را ایجاد میکند که پس از اینهمه هزینه برای دهکبندی، پایگاههای اطلاعاتی و سامانههای رفاهی، چرا هنوز بخشی از مردم برای تعیین تکلیف وضعیت حمایتی خود باید سرگردان کافینتها و مراکز خدماتی شوند؟
وقتی یک پیامک، آغاز یک دردسر تازه است!
خانواری که برای تأمین مایحتاج اولیه زندگی خود با دشواری روبهروست، نباید برای پیگیری یک حق حمایتی قانونی، گرفتار پیچیدگیهای اداری و سامانههای ناکارآمد شود. ارسال پیامکهای مهلتدار، بدون اطلاعرسانی روشن، راهنمایی کافی و پیشبینی شرایط افراد کمبرخوردار، میتواند اضطراب و سردرگمی گستردهای ایجاد کند.
در این میان، وضعیت سالمندان، افراد کمتوان، خانوارهای ساکن روستاهای دورافتاده و کسانی که به اینترنت، تلفن هوشمند یا مراکز خدماتی دسترسی آسان ندارند، اهمیت بیشتری دارد. آیا پیش از اجرای این فرایندها، شرایط این گروهها بهدرستی بررسی شده است؟ اگر پاسخ مثبت است، چرا هنوز احتمال سرگردانی آنان وجود دارد؟ و اگر بررسی کافی صورت نگرفته، مسئولیت این ضعف برنامهریزی با چه نهادی است؟
حمایت اجتماعی زمانی معنا دارد که دسترسی به آن آسان، شفاف و بدون تحقیر و فرسایش روانی باشد.
اینهمه سامانه، پس چرا مردم باید دوباره خودشان را اثبات کنند؟
امروز دستگاههای مختلف برای شناسایی افراد، تبادل داده و بررسی اطلاعات مالی و هویتی از سامانههای متعدد استفاده میکنند؛ بنابراین، طبیعی است که مردم انتظار داشته باشند اطلاعاتی که پیشتر بهصورت قانونی ثبت شده، تاحدامکان میان دستگاههای مسئول تبادل شود و از درخواستهای تکراری و غیرضروری جلوگیری گردد.
البته بررسی مجدد اطلاعات در برخی موارد ممکن است برای اصلاح دادههای ناقص یا جلوگیری از پرداخت نادرست ضروری باشد؛ اما این ضرورت، مجوزی برای پیچیده کردن فرایندها و انتقال بار اداری دولت به دوش مردم نیست.
وقتی شهروند باید بارها اطلاعات خود را ثبت کند، در صف انتظار بماند، هزینه کافینت بپردازد و نگران ازدسترفتن مهلت باشد، دیگر نمیتوان همه مشکلات را بهپای ناآگاهی مردم یا نقص اطلاعات گذاشت. باید پرسید چرا فرایندها از ابتدا به شکلی طراحی نشدهاند که کمترین زحمت را برای شهروند ایجاد کنند؟
تجربه درخواستهای مجدد برای اثبات وضعیت اقامت در برخی فرایندهای اداری، از جمله مواردی که درباره مسافران اربعین مطرح شده، نیز همین مطالبه را تقویت میکند: چرا مردم باید بارها اطلاعاتی را اثبات کنند که امکان بررسی آن از طریق مراجع مسئول وجود دارد؟
تغییر متولی، جایگزین پاسخگویی نیست!
اکنون که سازمان برنامهوبودجه بهعنوان متولی اصلی طرح کالابرگ معرفی شده است، انتظار میرود مسئولیتها، حدود اختیارات و نحوه پاسخگویی دستگاهها بهروشنی مشخص شود. تغییر ساختار مدیریتی بهخودیخود نه نشانه موفقیت است و نه تضمینکننده رفع مشکلات؛ معیار واقعی، نتیجهای است که مردم در زندگی روزمره خود احساس میکنند.
اگر قرار است مبلغ کالابرگ افزایش یابد، باید پیش از هر چیز درباره منابع مالی، زمان اجرا، گروههای مشمول و شیوه دسترسی خانوارها شفافسازی شود. افزایش مبلغ، بدون اصلاح سازوکار اجرا، ممکن است تنها بخشی از مشکل را پوشش دهد؛ بهویژه اگر تورم و افزایش قیمت کالاهای اساسی، قدرت خرید این حمایت را کاهش دهد.
همچنین باید روشن شود که مسئولیت شناسایی خانوارها، رسیدگی به اعتراضها، اصلاح اطلاعات و پاسخگویی به اختلالات بر عهده کدام دستگاه است. مردم نباید میان وزارت تعاون، سازمان برنامهوبودجه و سایر نهادها سرگردان بمانند و هر دستگاه، مسئولیت را به دیگری واگذار کند.
مردم، موضوع مدیریتاند؛ نه ابزار آزمونوخطای مدیریتی!
مسئولان باید به این واقعیت توجه کنند که فشار اقتصادی فقط به سفره مردم محدود نمیشود؛ پیچیدگیهای اداری، پیامکهای مبهم و نگرانی از محروم شدن از حمایت نیز بر آرامش روانی خانوادهها اثر میگذارد.
مردم از دولت انتظار معجزه ندارند؛ انتظار دارند تصمیمها پیش از اجرا کارشناسی شود، اطلاعرسانی دقیق باشد، سامانهها بدون تحمیل هزینه و زحمت اضافی کار کنند و در صورت بروز اختلال، مدیری مسئولیت آن را بپذیرد.
اگر دولت برای حمایت از اقشار کمبرخوردار برنامهریزی میکند، باید نخستین اصل آن حفظ کرامت همین مردم باشد. نمیتوان از یکسو شعار حمایت از معیشت داد و ازسویدیگر، شهروند را برای پیگیری همان حمایت در پیچوخم اداری رها کرد.
پرسش نهایی روشن است: آیا هدف از راهاندازی سامانههای رفاهی، تسهیل خدمترسانی به مردم است یا مردم باید خود را با ضعف و ناهماهنگی سامانهها تطبیق دهند؟
اکنون نوبت سازمان برنامهوبودجه و دستگاههای مسئول است که بهجای اکتفا به اعلام تغییر متولی، با اطلاعرسانی شفاف، اصلاح فرایندها، تسهیل ثبت اطلاعات و تعیین تکلیف سریع اعتراضها نشان دهند که کالابرگ واقعاً برای کاهش فشار معیشتی مردم طراحی شده است.
مردم به حمایت مؤثر نیاز دارند، نه صفهای تازه؛ به پاسخگویی نیاز دارند، نه پاسکاری میان دستگاهها؛ و بیش از هر چیز، شایسته مدیریتی هستند که آرامش و کرامت آنان را در مرکز تصمیمگیری قرار دهد.
|| سیدرضا موسوی فاضل