
فاش نیوز - باتوجهبه جایگاه نهچندان مهم "وزارت امور خارجه" در ساختار سیاسی آمریکا، «اگر آن طور که گفتهاند، واژگان لمحهٔ [وقت، لحظه] شاعرانهٔ اندیشه باشند، آنگاه "انتخابهای واژگانی" بههیچوجه نمیتوانند خنثی و بیطرف باشند (۱)»، از همین رو "روبیو" که ظاهراً مدرس سیاست در دانشگاه است، چند سطر از کتاب تاریخ و فلسفهٔ علم مربوط به تاریخ یونان را ازبر خواند؛ «آنها مردمی ماجراجو با ذهنی خیالپرداز بودند... (۲)» ولی آن تبهکار تهی از خرد! از کنار «عفریت جادو Circe در اساطیر یونان» با چراغ خاموش گذشت!
وزیر خودشیفته با اغراق در ستایش تمدن غربی، چنان پرتوپلایی بلغور کرد که بهعنوانمثال انگار گوانتانامو آینهٔ دموکراسی دروغین نیست. کسانی که نهفقط از موقعیت اسیر جنگی که در کنوانسیون ژنو تعریف شده برخوردار نیستند، حتی از موقعیت کسی که بر اساس قوانین آمریکا به جُرمی هم متهم شده باشند، بیبهرهاند. نه اسیر نه متهم؛ صرفاً بازداشتیاند.»
در نگاه روبیو، هیروشیما و ناکازاکی صرفاً ساختهٔ ذهن دشمناند و سگ زندان ابوغریب نیز فتوشاپ! نسلکشی غزه را هم باید فراموش کرد...
بهراستی، «کسی به یاد ندارد چنین عجب زَمنی»! اما دانش الکترونیک به تعبیری، «جانوری را پروراند که مسئلهٔ راستین انسان [فراموشی] تا حد زیادی حل شده است! (۳)»؛ حل این مسئله واقعیت دارد اما همهٔ واقعیت نیست؛ یعنی با بیرون آمدن غول دیجیتال از چراغ جادو، واژهٔ فراموشکاری معنای تازهای یافت... به قول سخنگوی وجدان ایرانی:
مزاجِ دَهر تبَه شد در این بلا حافظ
کجاست فکر حکیمی و رأی برهمنی
و ایکاش دانشگاه از تعطیلات تاریخ برگردد...!
انگار"مارکو روبیو" بهسان یک میسیونر و مبلغ، مأموریت یافته در بلندگوی دیجیتال و محراب کلیسای گوگل، با نظریاتی مشعشع، «در پی اسرار و رموز گیتی برآید و مقاصد خود را در"دین نوبتِ ثانی" بیابد. (۴)» و دلبخواهانه دادگری و درستکاری را تفسیر و تأویل کند. "فرهنگِ آریانپور missionary را هیئت اعزامی تبلیغی ِکلیسای کاتولیک روم معنا کرده"... این "نومسیونر" ضمن تحریف آشکار تاریخ و ترکیب جعلی آرمان انقلاب یونان برای استقلال از حکومت عثمانی، سخن از بحث آزاد و گفتوگوی عمومی و هماوردی اندیشه با اندیشه سخن به میان آورده و مدعی است، ما -آمریکا، اروپا و دوستان در سراسر غرب- میتوانیم فضیلت، شجاعت و توان رویارویی با خطرهای روزگار خود را دوباره بازیابیم...
حال که دانشگاه صرفاً نظارهگر شده و جواب اراجیف نمایندهٔ ابرتروریستهای متجاوز و تهدیدگر را به شیوهای مستند و مبتنی بر دانش سیاسی نمیدهد، جای نیچه (استاد فقه اللغة) خالی تا با آویختن قبای ژندهٔ نقد سیاسی - اخلاقی بر جایی از سپیدهدم! توفنده بگوید: «آنان حدسیاتشان را با چنان گستاخی پیش میکشند که جزمهایشان را فراتر از تفسیر [و تأویل القا کنند و] بندرت دچار شرمساری میشوند. آنها همواره میگویند، حق با من است. (۵)»...
بهراستی، سخنگوی وجدان ایرانی چه زیبا سروده:
این سخن پایان ندارد ای قباد
حرص ما را اندرین پایان مباد
اما «العاقل یکفی بالاشاره»؛ حال که میسیونر و نور و رنگ و صدا و تصویر جهت عقربهٔ افکار عمومی را تعیین میکنند، باید از شوخی فیلترینگ و بگیروببند سیاسی و جناحی دست برداشت و راهکار را در مقتضیات منبر دیجیتال جستجو کرد...
|| دکتر سیدمهدی حسینی
سرنخ:
۱. آگامبن؛ وضعیت استثنایی
۲. هال؛ تاریخ و فلسفهٔ علم
۳. نیچه؛ تبارشناسی اخلاق
۴. اشپنگلر؛ فلسفهٔ سیاست "چهرهٔ عریان دموکراسی غرب"
۵. نیچه؛ سپیدهدمان "پیشداوریهای اخلاقی"