
فاش نیوز - وقتی مردم در میدان ایستادهاند، «وکیل ملت» نباید غایب باشد. هفت ماه پس از جنگ؛ مطالبه مردم از خانه ملت، نظارت واقعی بر اقتصاد و معیشت است هفت ماه از آغاز جنگ تحمیلی سوم گذشته است؛ هفت ماهی که ملت ایران در یکی از حساسترین مقاطع امنیتی و اقتصادی کشور، همزمان با تهدید خارجی، فشار معیشتی و التهاب بازار، پای ایران ایستاد.
مردم در آن روزهای دشوار فقط تماشاگر نبودند؛ در میدان بودند، در اجتماعات حضور یافتند، از کشور دفاع کردند و نشان دادند که در بزنگاههای تاریخی، ایران را تنها نمیگذارند. اما امروز یک سؤال جدی و البته کاملاً بهحق در برابر مجلس شورای اسلامی قرار دارد: مجلس، بهعنوان نهادی که قرار است در رأس امور باشد، امروز در کجای امور مردم قرار گرفته است؟ این سؤال از سر تخریب مجلس نیست؛ اتفاقاً از سر اهمیت جایگاه مجلس است.
مردم میدانند که شرایط جنگی، ملاحظات امنیتی ایجاد میکند و حفظ جان نمایندگان و مسئولان نیز مسئلهای واقعی است. اما وقتی دانشگاهها و مدارس فعالیت خود را ازسرگرفتهاند و دستگاههای اجرایی و اقتصادی کشور مشغول فعالیت هستند، طبیعی است که افکار عمومی انتظار داشته باشد نظارت پارلمانی نیز باقدرت و شفافیت ادامه پیدا کند. برای نمونه، فعالیت آموزشی دانشگاهها از شهریور ۱۴۰۵ آغاز شده و برخی دانشگاهها آموزش حضوری را از همان هفتههای نخست دنبال کردهاند؛ بنابراین بحث امروز این نیست که «مجلس تعطیل بوده یا نبوده است». اتفاقاً گزارشهای منتشرشده نشان میدهد مجلس در دوره جنگ جلسات تخصصی و نظارتی داشته و حتی جلسات صحن در مقاطعی بهصورت مجازی برگزار شده است. مسئله اصلی، چیز دیگری است: مردم اثر این نظارت را در زندگی خود تا چه اندازه احساس میکنند؟ وقتی سفره مردم کوچک میشود، صدای نظارت باید بلندتر شود امروز جامعه با مجموعهای از مسائل اقتصادی روبهروست؛ از فشار بر قدرت خرید و افزایش هزینههای خانوار گرفته تا نوسانات بازار، مشکلات تولید، سیاستهای ارزی و پولی و نگرانی از آینده اقتصادی. در چنین شرایطی، مردم حق دارند بپرسند چه کسی بر عملکرد دولتمردان نظارت میکند؟ اگر سیاستی در حوزه ارز و پول نتیجه مطلوب نمیدهد، چه کسی باید از مسئول مربوط توضیح بخواهد؟ اگر بازار در برخی حوزهها دچار آشفتگی است، چه نهادی باید عملکرد دستگاههای مسئول را بررسی کند؟ اگر تصمیمات اقتصادی هزینه آن را مستقیماً به سفره مردم منتقل میکند، مجلس چه ابزار نظارتی را به کار گرفته است؟ و مهمتر از همه: این اقتصاد با این تصمیمات، قرار است به کدام سمت برود و چه کسی مسئول پاسخگویی به مردم است؟ مجلس البته در ماههای اخیر درباره معیشت و اقتصاد بیتحرک نبوده است. برای نمونه، موضوع کالابرگ و حفظ قدرت خرید خانوار در دستور کار مجلس قرار گرفته و درباره منابع آن نیز بحثهای نظارتی مطرح شده است. همچنین سؤال از وزیر اقتصاد در دستور کار صحن قرار گرفته است. رئیس مجلس نیز تأمین معیشت مردم را در شرایط جنگی از اولویتهای مهم و فوری دولت و مجلس دانسته و بر پیگیری امور نظارتی تأکید کرده است. پس مسئله را باید دقیقتر دید. بحث بر سر نبود هیچ اقدامی نیست. بحث بر سرفاصله میان «اقدام» و «احساس نتیجه» در افکار عمومی است.
جنگ نباید به چک سفیدامضای اقتصادی تبدیل شود. هیچ انسان منصفی منکر آثار جنگ و فشارهای خارجی بر اقتصاد کشور نیست. اما یک مرز مهم وجود دارد. فشار خارجی، به معنای تعطیلکردن مطالبه پاسخگویی داخلی نیست. جنگ ممکن است منابع کشور را محدود کند، هزینهها را افزایش دهد و بازار را تحتفشار قرار دهد؛ اما دقیقاً در همین شرایط است که نظارت باید قویتر شود. وقتی منابع محدود است، باید پرسید چگونه هزینه میشود. وقتی ارز محدود است، باید پرسید چگونه تخصیص پیدا میکند. وقتی قدرت خرید مردم کاهش مییابد، باید پرسید سیاست حمایتی دولت چیست. وقتی بازار متلاطم میشود، باید پرسید مسئول تنظیم بازارچه کرده است و وقتی سیاستی نتیجه نمیدهد، باید پرسید، چه کسی باید پاسخ بدهد؟ این همان نقطهای است که مجلس باید خود را نشان دهد.
مردمی که مقاومت کردند، امروز پاسخ میخواهند این نکته نباید فراموش شود که مطالبه امروز مردم از دل همان جامعهای میآید که در روزهای جنگ، کشور را تنها نگذاشت. مردم نگفتند؛ چون اقتصاد دشوار است، از دفاع از ایران کنار میرویم. نگفتند؛ چون دشمن تهدید کرده، مسئولیت ملی نداریم. ایستادند. اما امروز انتظار دارند در کنار مقاومت ملی، مدیریت اقتصادی و نظارت نیز جدی گرفته شود.
این مردم نمیگویند همه مشکلات را یکشبه حل کنید. نمیگویند تحریم و جنگ را نادیده بگیرید. نمیگویند دولت هیچ کاری نکرده است. سؤالشان سادهتر است: «در این شرایط سخت، چه کسی دقیقاً بر عملکرد مسئولان اقتصادی نظارت میکند؟» این سؤال، سؤال یک جناح سیاسی نیست. سؤال کارگر است؛ سؤال بازنشسته است؛ سؤال حقوقبگیر است؛ سؤال تولیدکننده است؛ سؤال خانوادهای است که هر ماه باید میان درآمد و هزینههایش دوباره حسابوکتاب کند.
مجلس باید «قابلمشاهده» باشد. مجلس فقط ساختمان بهارستان و صحن علنی نیست. مجلس یعنی قانونگذاری، پرسشگری، تحقیق و تفحص، بررسی عملکرد دستگاهها و استفاده از ابزارهای نظارتی. اگر بازار با مشکل مواجه است، مردم باید گزارش نظارتی مجلس را ببینند. اگر سیاست ارزی محل اختلاف است، مجلس باید توضیح بخواهد. اگر بانکها یا دستگاههای اقتصادی عملکرد قابل نقدی دارند، کمیسیونهای تخصصی باید موضوع را بررسی کنند. اگر تصمیم دولت درست است، مجلس میتواند از آن دفاع مستند کند. اگر تصمیمی اشتباه است، مجلس باید برای اصلاح آن از ابزارهای قانونی خود استفاده کند و اگر مسئولی پاسخ قانعکننده ندارد، سؤال و استیضاح نباید صرفاً عنوانی در اخبار باشد؛ باید بخشی از فرایند پاسخگویی باشد.
در روزهای اخیر نیز مجلس درباره خسارتهای جنگ و بازسازی واحدهای آسیبدیده وارد بررسی شده و از دولت درباره ارائه لایحه بازسازی مطالبه زمانی کرده است. این اقدامات نشان میدهد ظرفیت نظارتی وجود دارد؛ مطالبه اصلی جامعه این است که همین ظرفیت در موضوع معیشت و ثبات اقتصادی نیز با خروجی روشنتر و ملموستر به کار گرفته شود. مردم از مجلس تقابل با دولت نمیخواهند؛ نظارت بر دولت میخواهند. یک اشتباه اساسی این است که مطالبه نظارت مجلس را با تقابل سیاسی با دولت یکی بدانیم. مجلس نباید دولت را زمین بزند؛ همانطور که نباید در برابر عملکرد دولت سکوت کند. مجلس باید دولت را پاسخگو کند. این تفاوت بسیار مهمی است. کشور در شرایط جنگی به وحدت و انسجام نیاز دارد؛ اما وحدت به معنای چشمپوشی از ضعفها نیست. اتفاقاً نظارت دقیق، یکی از پایههای حفظ اعتماد عمومی است.
سخن پایانی؛
مردم تنها نیستند، اما نباید احساس تنهایی کنند امروز مهمترین سرمایه کشور، فقط منابع اقتصادی یا توان نظامی نیست؛ اعتماد مردم است. مردمی که در روزهای سخت کنار کشور ایستادند، نباید احساس کنند وقتی پای دفاع از ایران در میان است، از آنها انتظار ایستادگی میرود، اما وقتی پای معیشتشان به میان میآید، پاسخها در چرخهای از توضیحات تکراری گم میشود. مردم حق دارند بدانند چه کسی تصمیم میگیرد. حق دارند بدانند چه کسی مسئول است. حق دارند بدانند چه کسی نظارت میکند و حق دارند نتیجه این نظارت را ببینند. مردم هنوز پایکار ایران ایستادهاند. اکنون پرسش آنها این است که شما برای سفره مردم، برای ثبات اقتصاد و برای نظارت بر دولتمردان، کجای میدان ایستادهاید؟ این پرسش نه علیه مجلس است و نه علیه دولت. این پرسش، برای اصلاح امور است؛ زیرا «وکیل ملت» بودن، فقط عنوانی برای روزهای آرام نیست. آزمون واقعی نمایندگی، درست در روزهایی است که مردم بیش از همیشه به صدای مطالبهگر خود در خانه ملت نیاز دارند و شاید امروز باید این جمله را با صدای بلند تکرار کرد که مردم در سختترین روزهای جنگ، ایران را تنها نگذاشتند؛ مجلس هم نباید مردم را در سختترین روزهای معیشت تنها بگذارد.
|| سیدرضا موسوی فاضل