
فاش نیوز - شهید حاج علی هاشمی، در سال ۱۳۴۰، در محله عامری اهواز، در خانوادهای مذهبی چشم به جهان گشود. ما ۹ خواهر و برادر هستیم و حاج علی، فرزند ارشد خانواده بود. با شروع جنگ تحمیلی، او در محور کرخهکور به مقابله با دشمن بعثی پرداخت. با تشکیل یگانهای رزم سپاه، حاج علی مأمور تشکیل تیپ ۳۷ نور شد و در عملیات الی بیتالمقدس، نقش مهمی در آزادی خرمشهر ایفا کرد. در آستانه عملیات والفجر مقدماتی، تیپ ۳۷ نور منحل شد و او به فرماندهی سپاه سوسنگرد منصوب گردید. در سومین سال جنگ، آقای محسن رضایی، فرمانده کل سپاه، حاج علی را به فرماندهی قرارگاه سری نصرت برگزید. در سال ۱۳۶۶، او به فرماندهی سپاه ششم امام صادق(ع) منصوب شد. سرانجام در ۴ تیر ۱۳۶۷، پس از حمله رژیم بعث برای بازپسگیری منطقه هورالعظیم، حاج علی مفقودالأثر شد. پس از ۲۲ سال، در ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۹، با انجام آزمایش DNA از مادرم، خبر شناسایی پیکر پاکش در اخبار سراسری اعلام شد. حاج علی، انسانی مهماننواز، مهربان، دلسوز و خوشاخلاق بود. ارادت ویژهای به حضرت فاطمه زهرا(س) و سادات داشت و در ماه مبارک رمضان، اگر فرصتی برای حضور در خانه پیدا میکرد، میگفت: «دوست دارم یک سید مهمان سفره افطارمان باشد.» بهخاطر خلوص نیتش، گاه این اتفاق میافتاد و سیدی بر سر سفره افطارش مینشست.
او بسیار به فکر یتیمان و نیازمندان بود. مادرم تعریف میکرد، در هشت یا نه سالگی او، وقتی برایش کت نو خریدند، از پوشیدن آن امتناع کرد و گفت: «برایم لباس معمولی بخرید. در مدرسه بعضیها یتیم یا نیازمند هستند. درست نیست من لباس نو بپوشم و آنها نگاه کنند.» حاج علی، حتی در دوران تحصیل، تابلویی بر در خانهمان نصب کرد که نوشته بود: «کلاس دروس تقویتی در مسجد محله برگزار میگردد. هزینه: ۱۰ صلوات و قبولی با خدا.»
او در دانشگاه علوم پزشکی مشهد پذیرفته شد، اما جبهه و دفاع از وطن و اسلام را برگزید. او خود را شریک غم خانوادههای شهدا و همرزمان شهیدش
میدانست. بچههای محله، که برخی همرزمانش بودند، در خانهمان جمع میشدند و تیمی به نام «شهباز» تشکیل داده بودند و با هم فوتبال بازی میکردند. خاطرهای که هرگز فراموش نخواهم کرد، به شب آخر دیدار خانواده با حاج علی بازمیگردد. ظهر روز ۲ تیر ۱۳۶۷، حاج علی به خانه مادر آمد و به او گفت: «میخواهم تمام خواهران و برادران را ببینم.» خواهر بزرگترمان، همه خانواده را برای شام به خانه مادری دعوت کرد. آن شب برای همه ما، بهیادماندنی و خاطرهانگیز بود.
در لحظه خداحافظی، حاج علی مرا در آغوش گرفت و وصیتی کرد: «هرگز حجاب و چادر را ترک نکن و بدان که برای این حجاب، شهدای زیادی دادهایم.» او سردار هور، نمادی از ایمان، مهربانی و غیرت بود. خصوصیات بارز او آنقدر زیاد است که قلم و زبان از توصیف آنها قاصرند. او با ایثار و فداکاریاش، راه شهدا را جاودانه کرد و یادش همیشه در دلهایمان زنده است.
شهید «علی هاشمی»، از فرماندهان برجسته و نامآشنای دوران دفاع مقدس که به عنوان «سردار هور» شناخته میشود، در تاریخ دهم دیماه ۱۳۴۰ در شهر اهواز دیده به جهان گشود. وی نقش کلیدی و سرنوشتسازی در سازماندهی و فرماندهی عملیاتهای مهم، به ویژه در منطقه جغرافیایی و استراتژیک هورالعظیم ایفا کرد.
بر اساس روایت خاطرهنگار دفاع مقدس، زهرا هاشمی (خواهر گرانقدر شهید)، این فرمانده دلاور پس از سالها مجاهدت و حضور خطشکن در جبهههای حق علیه باطل، سرانجام در تاریخ چهارم تیرماه ۱۳۶۷ در جریان بمباران و هدف قرار گرفتن منطقه هورالعظیم توسط موشک هلیکوپترهای ارتش رژیم بعث عراق، به درجهر رفیع شهادت نائل آمد.
پیکر مطهر این سردار سرافراز پس از سالها تفحص و شناسایی، هماکنون در گلزار شهدای بهشتآباد اهواز آرام گرفته و پناهگاه عاشقان فرهنگ ایثار و مقاومت است؛ مزار و یادبودی که همواره الهامبخش نسلهای آینده در پاسداشت استقلال و امنیت کشور بوده است.