
فاش نیوز - برادرم حسن، از همان کودکی حس ایثار و فداکاری بسیاری داشت. به یاد میآورم وقتی یکی از فامیلها به جبهه رفته بود، حسن کمکحال همسر و کودک خردسال او بود و با مهربانی در کنارشان حضور داشت. او فوقالعاده مهربان و خوشاخلاق بود. رفتارش در فامیل بسیار قابل تحسین بود و همه از اخلاق بینظیرش تعریف میکردند. او با مهربانی و گشادهروییاش، در دل همه جا داشت. آخرین باری که حسن به خانه آمد و قصد رفتن به جبهه را داشت، با خنده و ذوق و شوق گفت: «من این دفعه میروم و شهید میشوم.» انگار عاشق شهادت بود و با تمام وجود به دنبال آرزوی قلبیاش میرفت. همینطور هم شد و او به خواستهاش رسید. مهمترین توصیه حسن به ما خواهرها این بود: «زینب زمان باشید و پشتیبان ولایت فقیه.» او همیشه بر حفظ ارزشهای انقلاب و تبعیت از ولایت تأکید داشت. او عشق عمیقی به کشورش داشت. میگفت: «ما باید به جبهه برویم و نگذاریم کشورمان به دست اجنبی بیفتد.» این عشق به میهن، انگیزه اصلی او برای حضور در جبهه بود. وقتی خبر شهادت حسن را به ما دادند، بسیار ناراحت شدم، اما دانستن اینکه او به آرزوی قلبیاش، یعنی شهادت، رسیده بود، کمی از غمهایمان را تسکین داد. شهادتش، تحقق عشق و ایمانش بود. فداکاری، مهربانی و خوشاخلاقی حسن، همیشه در ذهنم ماندگار است. خندههای زیبایش هنوز در قلبم زنده است و یادش هرگز از خاطرم نمیرود. در وصیتنامهاش، اینگونه نوشته بود: «اگرچه دنیا زیبا و دوستداشتنی است و آدم را به سوی خود میکشد، اما خانه آخرت، خیلی زیباتر است.» برادرم با شهادتش، فداکاری، مهربانی و نیکوکاری را به ما آموخت. امیدوارم بتوانیم راه او و دیگر شهدا را ادامه دهیم.
در یاد و خاطره حماسه دفاع مقدس، نام جوانانی میدرشد که با ایثار خود، مرزهای میهن را حفظ کردند. شهید حسن نادی، فرزند روستای حصارقاضی در شهرستان ورامین، که در سال ۱۳۴۷ متولد شد، یکی از آن ستارگان درخشان است که راه ایستادگی را برگزید.
طبق گزارشهای موجود، شهید نادی در جریان عملیاتهای دفاعی در جبهه خاکریز، در تاریخ ۱۰ اسفند سال ۱۳۶۲، در حالی که در قلب میدان نبرد در جزیره مجنون حضور داشت، بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. پیکر مطهر ایشان هماکنون در مزار امامزاده جعفر پیشوا در ورامین است. روایت خواهر ایشان، زهرا نادی، بازتابدهنده ایثار و فداکاری این شهید در مسیر حفظ مقدسات اسلامی و دفاع از خاک ایران است.