تاریخ : 1405,چهارشنبه 06 آبان15:01
کد خبر : 128394 - سرویس خبری : شهدا

طلبه‌ای که رهبر شهید او را الگوی جوان مسئولیت‌شناس دانست



فاش نیوز - طلبه‌ای که رهبر شهید او را الگوی جوان مسئولیت‌شناس دانست.

                                                                                 طلبه‌ای که رهبر شهید او را الگوی جوان مسئولیت‌شناس دانست
رهبر شهید انقلاب در سخنانشان درباره شهادت آرمان علی‌وردی، از او به‌عنوان طلبه‌ای جوان، متدین یاد کردند و نقش جوانان مسئولیت‌پذیر را در پیشبرد حرکت کشور ضروری دانستند.


خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: ششم آبان ماه سالگرد شهادت جوانی است که مسیر زندگی‌اش را نه با یک تصمیم ناگهانی، بلکه با مجموعه‌ای از انتخاب‌های کوچک و پیوسته ساخت. از حضور در مسجد و فعالیت‌های فرهنگی گرفته تا تحصیل در حوزه علمیه و مشارکت در فعالیت‌های جهادی. او که در رشته مهندسی عمران دانشگاه پذیرفته شده بود، پس از یک سال تحصیل، دانشگاه را رها کرد تا مسیر طلبگی را دنبال کند؛ مسیری که به باور خودش، جایگاه مناسب‌تری برای خدمت به دین و سربازی امام زمان(عج) بود. زندگی او در کنار فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی، با حادثه تلخ پاییز ۱۴۰۱ و شهادتش در جریان ناآرامی‌های منطقه اکباتان تهران گره خورد؛ حادثه‌ای که نام این طلبه جوان را به یکی از چهره‌های شناخته‌شده آن روزها تبدیل کرد.
روایت آرمان علی‌وردی، تنها روایت یک حادثه تلخ نیست؛ بلکه فرصتی برای بازخوانی نقش خانواده، مسجد، هیئت و محیط‌های تربیتی در شکل‌گیری شخصیت جوانی است که دوستانش او را با مسئولیت‌پذیری، پایبندی به باورها و حضور در موقعیت‌های دشوار به یاد می‌آورند. رهبر شهید انقلاب نیز در سخنان خود، از او به‌عنوان یکی از جوانان برجسته و مسئولیت‌شناس ایرانی یاد کردند؛ جوانی که سرگذشتش در حافظه عمومی با پرسش‌هایی درباره خشونت، باور و مسئولیت اجتماعی پیوند خورده است.

از سیزدهمین روز تابستان تا انتخاب مسیر طلبگی
آرمان علی‌وردی در سیزدهم تیرماه ۱۳۸۰ در تهران به دنیا آمد. دوران نوجوانی او با حضور در مسجد، فعالیت‌های فرهنگی و آشنایی با مجموعه‌های تربیتی سپری شد. بنابر روایت نزدیکانش، او از حدود پنج‌سالگی به مسجد رفت‌وآمد داشت و به‌تدریج با فضای کانون‌های فرهنگی و فعالیت‌های تربیتی مساجد آشنا شد. این حضور، صرفاً به شرکت در مراسم مذهبی محدود نماند؛ مسجد به محیطی برای یادگیری، ارتباط با دیگران و تجربه مسئولیت‌های اجتماعی تبدیل شد.
او در حدود ۱۲ یا ۱۳ سالگی به پایگاه بسیج مسجد امام علی(ع) پیوست و زیر نظر مربیان و فرماندهان این مجموعه آموزش دید. حضور در مسجد و هیئت، به‌ویژه هیئتی که خود او و دوستانش در شکل‌گیری آن نقش داشتند، زمینه‌ای برای پرورش علایق و توانایی‌هایش فراهم کرد. در این محیط‌ها، فعالیت فرهنگی، کار گروهی و ارتباط با نوجوانان دیگر بخشی از زندگی روزمره او شد.
آرمان در ادامه تحصیلات خود در رشته مهندسی عمران دانشگاه پذیرفته شد، اما پس از یک سال تصمیم گرفت مسیر دیگری را دنبال کند. علاقه به درس‌های حوزوی و اعتقاد به اینکه حوزه علمیه بستر مناسب‌تری برای خدمت دینی است، او را به انصراف از دانشگاه و ورود به حوزه رساند. او در زمان شهادت، در پایه سوم حوزه علمیه آیت‌الله مجتهدی تهران تحصیل می‌کرد و هم‌زمان در یگان امام رضا(ع) سپاه محمد رسول‌الله(ص) تهران فعالیت بسیجی داشت.
در روایت نزدیکانش، یک جمله از او درباره علت انتخاب حوزه نقل شده است: برای سربازی امام زمان(عج)، جایی مناسب‌تر از حوزه نمی‌توان یافت. این جمله را می‌توان کلیدی برای شناخت انتخاب‌های او دانست؛ انتخابی که در نگاه خودش، صرفاً تغییر مسیر تحصیلی نبود، بلکه تصمیمی درباره نوع زندگی و مسئولیتی بود که می‌خواست برعهده بگیرد.

                                                                                       طلبه‌ای که رهبر شهید او را الگوی جوان مسئولیت‌شناس دانست
شخصیتی که در خانه، مسجد و هیئت شکل گرفت
شناخت آرمان علی‌وردی بدون توجه به محیط تربیتی او کامل نمی‌شود. در روایت دوستان و نزدیکانش، خانواده، مسجد و هیئت سه بخش مهم از زندگی او بودند؛ محیط‌هایی که در کنار یکدیگر به شکل‌گیری شخصیت و نگاه او به مسئولیت کمک کردند.
خانواده در این میان نقشی تعیین‌کننده داشت. آن‌گونه که در روایت زندگی او بیان شده، آرمان در عین برخورداری از آزادی برای فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی، از نظارت و همراهی خانواده نیز برخوردار بود. می‌توانست در مسجد، هیئت، بسیج و فعالیت‌های جهادی حضور پیدا کند، اما این آزادی به معنای رهاشدگی نبود. خانواده در کنار او قرار داشت و مسیر رشدش را دنبال می‌کرد.
در محیط مسجد نیز آرمان از یک نوجوان علاقه‌مند به فعالیت‌های مذهبی به فردی تبدیل شد که تجربه کار فرهنگی و ارتباط با دیگران را به دست آورده بود. او در کانون‌های تربیتی مساجد فعالیت می‌کرد و تجربه‌هایی در زمینه آموزش و همراهی با نوجوانان داشت. تحصیل در حوزه علمیه نیز این مسیر را ادامه داد و فرصتی برای پیگیری جدی‌تر مطالعات دینی در اختیارش گذاشت.
در توصیف شخصیت او، نزدیکانش بر هماهنگی میان گفتار و رفتار تأکید می‌کنند. به گفته آنان، آرمان در خانه برای پدر و مادرش فرزندی همراه، برای برادرش برادری دلسوز، برای دوستانش رفیقی قابل اتکا و در فعالیت‌های فرهنگی، فردی مسئولیت‌پذیر بود. این توصیف‌ها تصویری از جوانی ارائه می‌کنند که هویت خود را تنها در یک عرصه تعریف نمی‌کرد و می‌کوشید در هر موقعیتی که قرار می‌گرفت، وظیفه‌اش را انجام دهد.
یکی از دوستانش درباره غیرمنتظره بودن شهادت او گفته است که اگر قرار بود فهرستی از دوستانشان بر اساس احتمال شهادت تهیه کنند، شاید آرمان در رتبه سی‌ام قرار می‌گرفت؛ اما در نهایت او از میان آن جمع به شهادت رسید. این روایت، بیش از آنکه درباره پیش‌بینی‌پذیری سرنوشت باشد، نشان می‌دهد دوستانش او را با زندگی روزمره، فعالیت‌های فرهنگی و مسئولیت‌های معمول یک جوان می‌شناختند؛ نه با تصویری که بعدها از حادثه شهادتش در ذهن جامعه شکل گرفت.

از کمک به سیل‌زدگان تا روزهای کرونا؛ مسئولیت در میدان عمل
در روایت زندگی آرمان علی‌وردی، فعالیت‌های جهادی بخش دیگری از مسیر او را تشکیل می‌دهد. بنابر اطلاعات ارائه‌شده از سوی نزدیکانش، او در زمان وقوع سیل در لرستان برای کمک‌رسانی به مناطق آسیب‌دیده حضور پیدا کرد و به روستایی دورافتاده رفت. در دوره همه‌گیری کرونا نیز در فعالیت‌هایی مانند ضدعفونی معابر و کمک به کادر درمان مشارکت داشت.
این تجربه‌ها از زاویه‌ای دیگر به شناخت شخصیت او کمک می‌کنند. فعالیت اجتماعی برای او تنها به حضور در یک مجموعه یا بیان یک باور محدود نبود؛ در موقعیت‌هایی که نیاز به نیروی داوطلب وجود داشت نیز مشارکت می‌کرد. همین سابقه در روایت دوستانش، به‌عنوان نمونه‌ای از تلاش او برای شناخت مسئولیت و عمل به آن مطرح می‌شود.
در این چارچوب، زندگی آرمان را می‌توان مجموعه‌ای از انتخاب‌های پیوسته دانست: حضور در مسجد، یادگیری در کانون‌های تربیتی، فعالیت در بسیج، تحصیل در حوزه و مشارکت در کارهای جهادی. این مسیر به‌تنهایی نمی‌تواند تمام ابعاد شخصیت او را توضیح دهد، اما زمینه‌ای فراهم می‌کند تا تصمیم‌هایش در روزهای پایانی زندگی نیز در بستر تجربه‌ها و باورهای پیشین او بررسی شود.

اکباتان، آغاز روایتی تلخ در پاییز ۱۴۰۱
آرمان علی‌وردی در جریان اغتشاشات پاییز ۱۴۰۱ در منطقه شهرک اکباتان تهران هدف حمله گروهی از افراد قرار گرفت. آنچه از شرح حادثه در روایت ارائه‌شده از سوی نزدیکان او برمی‌آید، نشان می‌دهد که این طلبه جوان در دو مرحله با حمله افرادی روبه‌رو شد و در نهایت، بر اثر شدت جراحات وارده جان باخت.
بر اساس این روایت، در مرحله نخست، گروهی از افراد او را محاصره کردند و با آنچه در دست داشتند، از جمله اشیای سخت، به‌شدت مورد ضرب‌وشتم قرار دادند. شدت حمله به حدی بود که یکی از حاضران از ادامه ضرب‌وشتم جلوگیری کرد و به دیگران گفت که او را رها کنند. پس از آن، آرمان که به‌شدت مجروح شده بود، از محل دور شد و به سمت خیابان اصلی رفت.
در همان زمان، صدای گروهی از نیروهای بسیجی را شنید که شعار «حیدر، حیدر» سر می‌دادند. او به سمت صدا حرکت کرد، اما در مسیر وارد کوچه‌ای شد که در ابتدای آن گروه دیگری از دختران و پسران حضور داشتند. این افراد با مشاهده وضعیت او متوجه شدند که پیش‌تر مورد ضرب‌وشتم قرار گرفته است و دوباره به او حمله کردند.
آنچه در ادامه اتفاق افتاد، بخش تلخ‌تر این ماجراست؛ حمله‌ای که با وجود جراحات قبلی، متوقف نشد و بر شدت آسیب‌های جسمی او افزود.
در شرح نزدیکان آرمان علی‌وردی، از استفاده مهاجمان از وسایلی مانند اسپری و میلگرد در مرحله دوم حمله یاد شده است. بر اساس این روایت، یکی از افراد با اسپری به صورت او ضربه زد و فرد دیگری با میلگردی که نوک آن تیز شده بود، به سرش ضربه وارد کرد. بعدها مشخص شد که جمجمه آرمان بر اثر ضربه‌ها دچار شکستگی شده است.
اما آنچه در این حادثه برجسته می‌شود، تنها شدت آسیب‌های جسمی نیست. در ادامه، یکی از افراد حاضر از دیگران خواست که او را وادار به توهین به مقدسات کنند. او آرمان را خطاب قرار داد و از او خواست به امام علی(ع)، امام حسین(ع) و رهبر شهید توهین کند. آرمان، با وجود وضعیت جسمی وخیم و فشار واردشده، به این خواسته تن نداده است.
نزدیکان او همچنین از رفتارهایی مانند وارد کردن آسیب‌های سطحی به پوست بدنش با ناخن‌گیر و فیلم‌برداری از این صحنه‌ها سخن گفته‌اند. مطابق همین روایت، مهاجمان تا زمانی که آرمان بیهوش شد به ضرب‌وشتم ادامه دادند و پس از آن نیز با بدن بی‌جان او رفتار خشونت‌آمیزی داشتند.

                                                                                    طلبه‌ای که رهبر شهید او را الگوی جوان مسئولیت‌شناس دانست

آخرین ساعات زندگی آرمان
آرمان سرانجام به بیمارستان منتقل شد. به گفته یکی از دوستانش که در بیمارستان او را دیده بود، سطح هوشیاری او هنگام رسیدن به مرکز درمانی بسیار پایین بود و پزشکان با وضعیت وخیم جسمی او روبه‌رو بودند. دوستش همچنین از تورم شدید صورت او و بسته بودن دست‌هایش به تخت سخن گفته است. اقدامی که برای جلوگیری از آسیب احتمالی در صورت بازگشت هوشیاری انجام شده بود.
آرمان مدتی را در حالت کما گذراند و سرانجام بر اثر شدت جراحات وارده به شهادت رسید. او در حالی جان باخت که هنوز در ابتدای دهه سوم زندگی خود بود؛ طلبه‌ای جوان که تحصیل در حوزه، فعالیت فرهنگی و حضور در کارهای جهادی بخش مهمی از سال‌های عمرش را شکل داده بود.
شهادت او، در کنار اندوه خانواده و دوستانش، به یکی از پرونده‌های پر بازتاب حوادث پاییز ۱۴۰۱ تبدیل شد؛ حادثه‌ای که تصاویر منتشرشده از آن، به‌ویژه تصاویر مربوط به ضرب‌وشتم، توجه افکار عمومی را به خود جلب کرد.

روایت یک شهادت در کلام رهبر شهید انقلاب
رهبر شهید انقلاب در دیدار با دانش‌آموزان در ۱۱ آبان ۱۴۰۱، به شهادت آرمان علی‌وردی اشاره کردند و با تأکید بر جوانی و دینداری او، پرسش‌هایی درباره چرایی این جنایت مطرح کردند.
ایشان فرمودند: «آن طلبه جوان و متدین و حزب‌اللهی، آرمان عزیز که در تهران زیر شکنجه به شهادت رسید و پیکر او را در خیابان رها کردند، چه گناهی کرده بود؟ افرادی که این جنایت‌ها را انجام می‌دهند چه‌کسانی هستند و از کجا دستور می‌گیرند؟ البته اینها قطعاً بچه‌ها و جوان‌های ما نیستند، باید عاملان این جنایت‌ها شناسایی شوند و هر کسی که ثابت شود در این جنایت‌ها همکاری داشته است، بدون تردید مجازات خواهد شد.»
این سخنان، در روزهایی بیان شد که جامعه ایران همچنان درگیر پیامدهای ناآرامی‌های پاییز ۱۴۰۱ بود. در این موضع‌گیری، دو موضوع در کنار یکدیگر قرار داشت: محکومیت خشونت علیه یک طلبه جوان و تأکید بر شناسایی عاملان و مجازات کسانی که مسئولیت آنان در این جنایت اثبات شود.
رهبر شهید انقلاب در سخنانی دیگر نیز نام آرمان علی‌وردی را در کنار شماری از جوانان و چهره‌های شناخته‌شده کشور مطرح کردند. ایشان با اشاره به افرادی که در عرصه‌های هنر، ادبیات، علم و فعالیت‌های اجتماعی اثرگذار بوده‌اند، فرمودند: «در میدان هنر و ادبیّات، شهید آوینی، مرحوم سلحشور، مرحوم طالب‌زاده. البتّه اینها آخر عمرشان سنّشان بیشتر بود، امّا در همین جوانی خیلی کارها کردند، و امثال اینها که کم هم نیستند. در میدان علم و تحقیق، شهید تهرانی‌مقدّم، مرحوم کاظمی آشتیانی، شهید مجید شهریاری، شهید رضایی‌نژاد، شهید احمدی روشن. جوان‌های ما اینها هستند دیگر. این رشته تا امروز هم ادامه دارد، تا همین دوره‌ی شماها، در همین زمان معاصر شما، شهید حججی، مصطفی صدرزاده، آرمان علی‌وردی، روح‌الله عجمیان. اینها برجسته‌اند، نقطه‌های واقعاً برجسته‌اند. هزارها، ده‌ها هزار، صدها هزار جوانِ ایرانیِ مسئولیّت‌شناس امروز وجود دارند؛ اینها موتور حرکتند، اینها موتور پیشران حرکت کشور و حرکت نظامند، هر کدام در یک بخشی.»
قرار گرفتن نام آرمان در کنار این چهره‌ها، نشان می‌دهد که او در این سخنان به‌عنوان نمونه‌ای از جوانان مسئولیت‌شناس معرفی شده است. تأکید بر مسئولیت‌پذیری نیز با بخش‌های مختلف زندگی او، از فعالیت‌های مسجدی و تربیتی تا مشارکت در کارهای جهادی، ارتباط پیدا می‌کند.

                                                                                          طلبه‌ای که رهبر شهید او را الگوی جوان مسئولیت‌شناس دانست

شهید آرمان علی‌وردی، از زندگی روزمره تا حافظه جمعی
روایت آرمان علی‌وردی را نمی‌توان تنها به لحظه شهادتش محدود کرد. اگرچه حادثه اکباتان و خشونتی که به شهادت او انجامید، بخش مهمی از شناخته‌شدن نامش را توضیح می‌دهد، سال‌های پیش از آن نیز در فهم زندگی او اهمیت دارند؛ سال‌هایی که با خانواده، مسجد، هیئت، تحصیل و فعالیت‌های فرهنگی و جهادی سپری شد.
در این میان، نقش خانواده و محیط‌های تربیتی، نکته‌ای است که نزدیکان او بر آن تأکید دارند. آرمان در محیطی رشد کرد که حضور در مسجد و فعالیت اجتماعی را تجربه کرد و در ادامه، با انتخاب حوزه علمیه، مسیر تحصیلی متفاوتی را برگزید. او در کنار تحصیل، به فعالیت‌های فرهنگی و کمک‌رسانی نیز توجه داشت و می‌کوشید در موقعیت‌های مختلف، مسئولیتی برعهده بگیرد.
در روایت زندگی او، هماهنگی میان باور و عمل جایگاه ویژه‌ای دارد؛ موضوعی که در نقل دوستانش از رفتار او و همچنین در روایت امتناعش از توهین به مقدسات در لحظات پایانی زندگی بازتاب یافته است. البته برای شناخت کامل یک انسان، باید فراتر از یک صحنه یا یک نقل‌قول رفت و مجموعه تجربه‌ها، انتخاب‌ها و روابط او را در نظر گرفت.
آرمان علی‌وردی در ۲۱سالگی شهید شد؛ در سنی که بسیاری از جوانان هنوز در حال شناخت مسیر آینده خود هستند. او نیز مسیرش را از تجربه‌های خانوادگی و مسجدی آغاز کرده بود، در دانشگاه ادامه داده و سپس حوزه علمیه را انتخاب کرده بود. آنچه از زندگی‌اش به یاد مانده، ترکیبی از این انتخاب‌ها و حادثه‌ای است که پایان زندگی او را رقم زد.

                                                                     طلبه‌ای که رهبر شهید او را الگوی جوان مسئولیت‌شناس دانست

 

                                                                      طلبه‌ای که رهبر شهید او را الگوی جوان مسئولیت‌شناس دانست

 


منبع : مهر