تاریخ : 1405,شنبه 09 آبان18:00
کد خبر : 128405 - سرویس خبری : سیاسی

قابل‌توجه غرب گداها، وطن‌فروشان ذلیل و...

عاقبت تسلیم تدریجی در برابر خواسته‌های نامشروع؛ از ترک ارزش‌ها تا بن‌بستِ ذلت



فاش نیوز - در حکایتی عربی آورده‌اند خروسی بود که هنگام اذان صبح بانگ بر می‌آورد و وقت نماز را به صاحبش هشدار می‌داد. صاحب ازخدابی‌خبر خروس که آدم بی‌نمازی بوده به خروس هشدار می‌دهد از این به بعد نمی‌خواهم صبح‌ها اذان تو را بشنوم که اگر جز این باشد سرت را خواهم برید. خروس هم دید پای مرگ و زندگی وسط است و هرچه باشد جان شیرین است، پس از ترس جانش بانگ اذان گاهی را کنار گذاشت و سکوت اختیار کرد.

مدتی بعد صاحب خروس به خروس گفت از فردا می‌خواهم از تو صدای قدقد بشنوم نه قوقولی‌قوقو و اگر جز این شود بی‌شک سرت را می‌برم. قدقد کردن برای خروس کار راحتی نبود؛ ولی به‌هرحال پای جان شیرینش در میان بود؛ پس به هر زحمت و ذلتی بود قدقد کرد.

بعد از مدتی دوباره صاحبش سراغش رفت و گفت می‌خواهم از فردا هر صبح برایم تخم کنی که اگر جز این باشد بی‌شک سرت را می‌برم.

خروس که حالا به بن‌بست رسیده بود با خودش گفت: کاش همان اول تسلیم نشده بودم؛ آن وقت به عزت اذان گفتن کشته می‌شدم نه به خفت تخم‌نکردن. قابل‌توجه غرب گداها، وطن‌فروشان ذلیل و...