تاریخ : 1405,شنبه 09 آبان19:01
کد خبر : 128421 - سرویس خبری : مقاومت اسلامی

ایران فروشی نیست

سخنی با مدعیان نام کوروش کبیر


سخنی با مدعیان نام کوروش کبیر

داود گودرزی

فاش نیوز - امروز که نام کوروش بزرگ با افتخار بر زبان ایرانیان جاری می‌شود، شایسته است لحظه‌ای از هیاهوی شعارها فاصله بگیریم و از خود بپرسیم، ما که نام این بزرگ‌مرد تاریخ را با غرور فریاد می‌زنیم، تا چه اندازه به اندیشه، منش و میراث او وفادار مانده‌ایم؟ آیا تنها به نامش افتخار می‌کنیم یا مسئولیت پاسداری از ایران را نیز بر دوش خود احساس می‌کنیم؟
کوروش بزرگ برای ایرانیان تنها یک پادشاه تاریخی نیست. او نماد شکوه، اقتدار و هویت ایران و یکی از چهره‌های ماندگار تاریخ جهان است. نام او از مرزهای ایران فراتر رفته، زیرا میراث تاریخی‌اش با مفاهیمی چون فرمانروایی، تدبیر، مدارا و شیوه برخورد با ملت‌ها و فرهنگ‌های گوناگون پیوند خورده است. عظمت او تنها در قدرتی که به دست آورد خلاصه نمی‌شود، بلکه در جایگاهی است که در حافظه تاریخی ایرانیان و در گفت‌وگوهای جهانی درباره تاریخ و تمدن به دست آورده است.
کوروش در روزگار خود به ساختن یکی از بزرگ‌ترین امپراتوری‌های جهان باستان دست یافت. نامش از ایران برخاست، اما در تاریخ جهان ماندگار شد. این همان ویژگی بزرگی است که یک شخصیت تاریخی را از محدوده زمان و جغرافیای خود فراتر می‌برد. کوروش را ایرانیان از آن خود می‌دانند، اما شناخت و بررسی میراث او به مرزهای ایران محدود نیست.
ما به چنین گذشته‌ای افتخار می‌کنیم، زیرا می‌دانیم که ملت ایران پیشینه‌ای طولانی از تمدن، فرهنگ، اندیشه و تجربه تاریخی دارد. اما افتخار به گذشته زمانی ارزشمندتر می‌شود که به مسئولیتی برای امروز و فردای ما تبدیل شود.
پرسش اساسی اینجاست؛ آیا می‌توان نام کوروش را بر زبان آورد و هم‌زمان از مسئولیت خود در قبال ایران چشم پوشید؟ آیا می‌توان از شکوه ایران باستان سخن گفت، اما نسبت به استقلال و سرنوشت سرزمینی که این تاریخ در آن شکل گرفته است، بی‌تفاوت ماند؟ آیا می‌توان خود را دوستدار کوروش دانست، اما در بزنگاه‌های حساس، اختیار تصمیم‌گیری درباره آینده ایران را به قدرت‌های خارجی سپرد؟
کوروش را نمی‌توان تنها در شعارها جست‌وجو کرد. اگر نام او برای ما ارزش و اعتبار دارد، باید این ارزش در رفتار، انتخاب‌ها و میزان مسئولیت‌پذیری ما در برابر ایران نیز دیده شود.
ایران‌دوستی پیش از آنکه یک شعار باشد، یک تعهد است. تعهد به سرزمینی که نسل‌های بی‌شماری در آن زیسته‌اند، فرهنگی که از گذشتگان به ما رسیده و آینده‌ای که باید برای نسل‌های بعدی حفظ کنیم. وطن فقط خاک و مرز نیست. وطن خانه تاریخی یک ملت، زبان و فرهنگ آن، خاطره مشترک نسل‌ها و حق مردمانش برای تعیین سرنوشت خویش است.
هیچ‌کس حق ندارد به نام وطن، انسانیت را زیر پا بگذارد. همان‌گونه که هیچ‌کس نباید به نام آزادی، دموکراسی یا هر آرمان دیگری، سرنوشت یک ملت را وسیله‌ای برای رسیدن به قدرت و منافع شخصی خود کند. دفاع از ایران و دفاع از کرامت انسان‌ها در برابر یکدیگر قرار ندارند. می‌توان هم‌زمان برای آزادی، عدالت، صلح و استقلال کشور تلاش کرد.
ایران‌دوستی واقعی به معنای دشمنی با ملت‌های دیگر نیست. احترام به ملت‌های جهان و برقراری روابط سازنده با کشورهای دیگر، با پاسداری از استقلال ایران منافاتی ندارد. آنچه باید با آن مرزبندی کرد، تبدیل شدن اراده ملت ایران به ابزاری در دست قدرت‌هایی است که منافع خود را دنبال می‌کنند.
هر دولت خارجی، پیش از هر چیز، مسئول تأمین منافع کشور خود است. این واقعیتی در مناسبات بین‌المللی است که نباید از یاد ببریم. هیچ قدرتی جای مردم ایران را در تصمیم‌گیری درباره آینده ایران نمی‌گیرد و هیچ بیگانه‌ای نمی‌تواند جای اراده مستقل یک ملت را پر کند.
می‌توان منتقد حکومت بود، می‌توان خواهان تغییرات اساسی شد و می‌توان برای آزادی و عدالت مبارزه کرد، اما هیچ‌یک از این خواسته‌ها مستلزم واگذاری اختیار سرنوشت ایران به بیگانگان نیست.
اینجاست که باید از خود بپرسیم: اگر نام کوروش را فریاد می‌زنیم، اگر او را مایه افتخار و سربلندی ایران می‌دانیم، پس چرا باید اجازه دهیم دیگران به جای ما برای سرزمینمان تصمیم بگیرند؟ چرا باید اختلافات داخلی ما به فرصتی برای قدرت‌های خارجی تبدیل شود تا آینده ایران را مطابق منافع خود تعریف کنند؟
اختلاف نظر سیاسی حق هر ایرانی است. هیچ‌کس نباید به دلیل عقیده یا گرایش سیاسی خود از حق اظهارنظر محروم شود. اما میان نقد وضعیت موجود و سپردن سرنوشت کشور به دیگران تفاوتی اساسی وجود دارد. وطن ملک شخصی هیچ فرد، حزب، گروه یا حکومتی نیست که بتوان آن را به میل خود معامله کرد. ایران متعلق به مردم ایران است و حق تصمیم‌گیری درباره آینده آن نیز باید در دست خود ایرانیان باقی بماند.
نمی‌توان در برابر ایرانیان از کوروش گفت و در برابر بیگانگان، اختیار ایران را به آنان سپرد. نمی‌توان از عظمت این سرزمین سخن گفت و در عمل، اراده ملت ایران را کم‌اهمیت شمرد.
ایران برای هیچ‌کس ابزار معامله نیست. نه برای صاحبان قدرت، نه برای مخالفان قدرت و نه برای هیچ دولت خارجی. این سرزمین میراث مشترک ایرانیانی است که با وجود تفاوت در عقیده، مذهب، زبان و نگاه سیاسی، در یک حقیقت با یکدیگر شریک‌اند: آینده ایران به زندگی و سرنوشت همه ما گره خورده است.
من بر این باورم که عظمت کوروش یکی از برجسته‌ترین نمادهای هویت تاریخی ماست. اما بهترین راه پاسداشت نامش، صرفاً ستایش گذشته نیست. باید از این میراث برای تقویت مسئولیت ملی، احترام به انسان، پاسداری از فرهنگ ایرانی و دفاع از استقلال کشور الهام بگیریم.
اگر ذره‌ای به نام کوروش عشق می‌ورزیم، پیش از آنکه نامش را با صدای بلند فریاد بزنیم، از خود بپرسیم برای ایران امروز چه کرده‌ایم و چه چیزی برای ایران فردا باقی خواهیم گذاشت.باید بدانیم که ایران نه ملک یک جناح است و نه دارایی قابل واگذاری به قدرتی خارجی.
کوروش را فریاد نزنیم، اگر قرار است به ایران پشت کنیم.
امروز اگر نام کوروش را بر زبان می‌آوریم، بیاییم در کنار این افتخار تاریخی، مسئولیت خود را نیز به یاد بیاوریم. هیچ ملتی تنها با شکوه گذشته زنده نمی‌ماند. ملت‌ها با حفظ هویت، پاسداری از استقلال، احترام به انسانیت و تلاش برای ساختن آینده‌ای بهتر ماندگار می‌شوند.
ایران خانه مشترک ماست. سرنوشتش باید به دست مردم خودش رقم بخورد. این حق را نباید به نام هیچ آرمانی واگذار کرد و نه به بهای هیچ منفعتی معامله کرد.
پاینده ایران، سربلند مردم ایران و گرامی باد نام کوروش بزرگ.

|| داود گودرزی