
فاش نیوز - روزی یک جانی خطرناک را که چندین انسان بیگناه را به قتل رسانده بود، برای محاکمه به دادگاه آوردند. او برای دفاع از خود، وکیلی گرفت تا از اتهاماتش دفاع کند. در جلسه دادگاه، وکیل با اعتمادبهنفس تمام رو به قاضی کرد و گفت: «ریاست محترم دادگاه! موکل بنده مردی مهربان، دلسوز و خانوادهدوست است و قلبی به لطافت گل دارد. درست است که هیکلی خشن و ظاهری ترسناک دارد، اما قلبش به کوچکی یک مورچه و به لطافت پر قوست! ایشان آنقدر دلرحم است که تاکنون حتی پایش را روی یک مورچه هم نگذاشته است!» ناگهان متهم که از شنیدن این دفاعیات بهشدت عصبانی شده بود، رو به وکیلش کرد و فریاد زد: «مرد حسابی! فلانفلانشده، من اینهمه پول به تو دادهام که از من دفاع کنی، نه اینکه از یک آدم دیگر دفاع کنی!»
این حکایت، یادآور رفتار برخی از مدافعان و ستایشگران امروزی خاندان پهلوی است که در تعریف و تمجید، حتی از واقعیتهای تاریخی هم عبور میکنند! این روزها در فضای مجازی، با روایتهای گزینشی، خاطرات تقطیع شده و داستانهای گاه خیالی، چنان تصویری از دوران پهلوی میسازند و به مخاطبان ارائه میدهند که گویی ایران در آن روزگار بهشت برین بوده و حاکمانش نیز فرشتگانی بیعیبونقص! آنقدر از آزادی، آبادانی، عدالت و رفاه دوران پهلوی سخن میگویند که اگر آن دو شاه پهلوی که هر کدام در مقاطعی از تاریخ از ایران گریختند، امروز زنده میشدند و اینهمه مدح و ثنا را میشنیدند، احتمالاً با تعجب به یکدیگر نگاه میکردند و میپرسیدند: «این حرفها درباره ماست؟! واقعاً ما همان کسانی هستیم که اینقدر از ما تعریف میکنند؟! یعنی واقعاً این دروغها راست است؟!» شاید هم با تعجب میگفتند: «نکند این مدافعان جدید ما، تاریخ دیگری خواندهاند که خود ما هم از آن بیخبریم؟!» البته تاریخ را نه میتوان با چند کلیپ کوتاه پاک کرد، نه با چند خاطره گزینشی بازنویسی کرد و نه با بزککردن گذشته، واقعیتهای آن را تغییر داد.
نقد امروز نباید به تطهیر دیروز منجر شود. نه شیفتگی به گذشته راهگشاست و نه تعصب به امروز؛ معیار قضاوت درباره هر حکومت و حاکمی، عملکرد واقعی او در برابر ملت، آزادی، استقلال و منافع ایران است. ایران بزرگتر از نامها و خاندانهاست؛ تاریخ را باید همانگونه که بوده خواند، نه آنگونه که دلمان میخواهد!
|| محمدرضا الهی