
رمضانعلی کاوسی - یک روز شخص بی نوایی لباسش کم بود، از سرما می لرزید و از نداشتن پوشاک ناراحت بود، از کنار رودخانه ای می گذشت. چیزی مانند "پوستین" روی آب دیده می شد.یکی به آن مرد گفت : آنجا را نگاه کن، روی سیلاب؛ کوزۀ روغنی، خیکِ شیره ای، چیزی است که سیل با خود آورده است. می توانی آنرا بگیری و بفروشی و لباس بخری... دیگری گفت : اصلاً خودِ پوستین است، دست خدا رسانده، قدری همت کن و آن را از سیلاب بگیر و بپوش... مرد بینوا "طمعکار" شد، لباسش را درآورد، خودش را به آب زد و با زحمت زیاد به پوستین نزدیک شد تا آن را از آب بگیرد.
اما آنچه سیل آورده بود نه پوستین بود و نه خیک روغن... بلکه خرس زنده ای بود که در سیلاب غرق شده بود و در آب دست و پا می زد، خرس منتظر بود دستش به چیزی بند شود، تا خودش را نجات دهد... همین که آن مرد نزدیک شد و برای گرفتن پوستین دست دراز کرد، خرس برای نجات خود به دست و پای آن مرد چسبید و مرد طماع هر چه تلاش کرد که از او کنار بکشد، ممکن نمی شد ... مردم دیدند که آوردن پوستینش خیلی طول کشید و خود آن مرد هم دارد همراه سیل پیش می رود... از دور نمی دانستند که چرا نمی تواند پوستین را بیاورد، فریاد زدند که: خب اگر نمی توانی پوستین را بیاوری ولش کن و خودت برگرد، مبادا سرما بخوری یا سیل تو را ببرد.. . مرد جواب داد که: بابا! من پوستین را ول کرده ام، این پوستین است که دیگر من را ول نمی کند!
داستانی که نقل شد، واقعیت زندگی بسیاری از ماست. تمام همّ و غمّمان زندگی دنیاست و بس. آنچه را می بینیم فقط همان پوستین دنیاست. در صورتی که هدف از خلقت ما توسط آفریدگار چیز دیگری بوده است. ما خلق شده ایم که عبادت کنیم و به سوی کمال قدم برداریم، از عبادت ما نفعی به خدا نمی رسد ؛ بلکه عبودیّت کمال خود ماست که اگر به آن برسیم کاملیم و اگر نرسیم ناقص خواهیم ماند.
اما سرگرمیِ به این جیفۀ دنیا، ما را از هدف اصلی خلقت باز داشته است. انسان می تواند با مال دنیا و هزینه کردن صحیح آن بهشت را هم برای خود بخرد. بزرگی می گوید: «مال، مانند ماری است که هم دارای زهر کشنده و هم دارای پادزهر است، یعنی ممکن است انسان به وسیله آن مسموم شود وهم ممکن است دفع مسمومیّت نماید». متاسفانه بعضی از مردم چنان خود را به پوستین دنیا چسبانده اند و چنان خود را با دنیا عجین کرده اند، که اگر بخواهند هم از آن جدا شوند، دیگر برایشان مقدور نیست.
همۀ ما مسلمانیم و معتقدیم در قیامت باید از پل صراط سالم گذر کنیم تا رستگارشویم. برایش ضرب المثل هم ساخته ایم." هر که از پل بگذرد خندان بود". اما بسیاری اوقات در این دنیا نمی توانیم از پول بگذریم. بهتر است بگوییم: "هر که از پول بگذرد خندان بود". به هر دری که می زنیم، تلاش می کنیم بر ثروت مان بیفزاییم. کاری به حلال یا حرام بودنش هم نداریم. مالی که از راه نامشروع کسب شود نه تنها استفاده ای برای صاحبش ندارد، بلکه وبالی است بر گردن صاحب مال. برای نگهداری آن مال و افزایش آن به هر دری می زنیم. معمولاً شب ها با آرامش خیال سر بر بالین نمی گذاریم.
در قیامتی هم که همۀ ما به آن معتقدیم، برای کسب مال حلال باید حساب پس بدهیم و برای کسب مال حرام باید عقوبت شویم. امام علی (ع) می فرمایند: فی حلالها حساب و فی حرامها عقاب.
خدایا چنان کن سرانجام کار، تو خشنود باشی و ما رستگار