تاریخ : 1387,چهارشنبه 11 دي20:46
کد خبر : 203 - سرویس خبری : ادبیات ایثار و شهادت

به مناسبت جنايت و خيانت عليه مردم مظلوم غزه



(دكتر مجتبي رحماندوست)
سالها از گرگهاي روزگار
از پليدان به ظاهر زرنگار

از سلاح و آتش كين گفته شد 

سالها از دشمن دين گفته شد

وقت آن آمد كه من بار دگر

باز گويم داستان خير و شر

باز گويم قصه بي‌ غيرتي

از چراغ سبز و از بي ‌ همتي

زين همه نا مردمي ‌هاي سران
ظاهراً ديندار ، اما كافران

حاميان ظلم شيطان بزرگ

نوكران امر ابليس چو گرگ

لب فرو بستند و لال و اَخرَسَند

پيروان هر كس و هر ناكس‌ اند

از سعودي تو صعودي ديده‌اي؟

ذره‌اي از معرفت بشنيده‌اي؟

خائنان را نامِ خادم داده‌اند

خادمان از جمع مردم رانده‌اند

در رياض آن شاهزاده ناز كرد 

رقص در آغوش بوش آغاز كرد

رگ رگ بحرين هم آمد به جوش

در كويت از رقص شيخ و رقص بوش

در جنين و غزه يك امت گريست

گفت اي شاه عرب اين رقص چيست؟

گفت جانم بوش سردار من است

طالب عيشي به دربار من است

او تمدن را به دنيا داده است

يا كه امنيت به بار آورده است

از تمام ملتم دل مي‌كَنَم 

تا كه گيلاسي به گيلاسش زنم

اي طرفدار ترور اي بي‌ادب! 

ينگه دنيا غرق عيش است و طرب

خون من زين مهملات آمد به جوش !

واي بر اين جاهلان خودفروش

نا مبارك را مبارك گفته‌اند

ذره‌اي خَس را سه چارك گفته‌اند

آه اي عباس نامحمودِ دون

مظهر ضعف و ذليلي ، اي زبون

بوسه بر دستان شيطان مي‌زني؟

پاي بر جسم شهيدان مي‌زني؟

گفت از اولمرت پرسيدن رواست

پاسخ او درك عمق ماجراست

بوش گفت از من تو غافل مانده‌اي!

يا كه در توصيف من درمانده‌اي!

گفتمش خاموش شيطان بزرگ

برده‌ام من نام ابليس چو گرگ

مي‌شنيدي كاش با گوش كَرَت

كفش مظلومان عالم بر سرت

گفت خوابي‌ ديده‌‌ام تعبير چيست؟

كفشهاي شيعه را تفسير چيست؟

گفتمش بيدار بودي نِي به خواب

خويش را كردي به تا كفشي خراب

گند زد از كفش دوم جرج بوش

پخش شد در مجلس توديع بوش

روح شارون آمد آنجا نزد بوش

گفت بوي آشنا آيد به گوش

گفت رابينم سلامت مي‌دهد

از دل دوزخ پيامت مي‌دهد

گر دلت با ماست روزان و شبان

يا كه خواهي سوي ما گردي روان

آتش صهيون به روي غزه ريز

اي عزيز دوزخيهاي عزيز

گر مرا قصاب صبرا خوانده‌اند

يا كه جلاد شتيلا خوانده‌اند

رو سياهم نزد ياران خودم

از حصار غزه من غافل شدم

رايس آمد احترامي كرد و رفت

ليوني آمد سلامي كرد و رفت

گفت شارون اي به قربان شما !

جان اسرائيلي و جان شما!

پشتم از دست فلسطيني خم است

گر چه دستم كوته از اين عالم است

آمد از عرش شهيدان اين ندا

ياوران حضرت روح خدا

شهد شيرين شهادت نوشتان

حوريِ فردوس در آغوشتان

امت ما با ولايت زنده است

چون ولايت نعمتي ارزنده است

هر كه داده دست بيعت با ولي

فاش گويد عهد با سيد علي