تاریخ : 1392,دوشنبه 22 مهر17:49
کد خبر : 23459 - سرویس خبری : زنگ خاطره

موج انفجار، دردی ناشناخته



محسن ناطق- شب عملیات فتح خرمشهر در محور شلمچه، در حال پیشروی بودیم. به علت شدت آتش، قدری از خط جا ماندیم و زمین گیر شدیم...می دانیم اصابت موج انفجار، درد ناشناخته ولاعلاجی است. درد ناشناخته چطور درمان شود؟ شوراها این موضوع را به خوبی می دانند که تعیین درصد عادلانه نیست و برحسب داروهای تجویزی پزشک یا بستری در بخش اعصاب و روان، درصد از کارافتادگی تعیین می شود. لذا پزشک چاره ای ندارد. اگر دندان های جانباز اعصاب و روان را برای امنیت پرستاران بکشند که معمولا" ردیف بالا یا پایین را می کشند، جزو مجروحیت محسوب نمی شود. اگر ضایعه جسمی باشد با آزمایش یا عکس برداری میزان ضایعه مشخص می شود اما صدمات روان یا علائم درد و سوزش و سرگیجه و تهوع و ... به قول دوستی عزیز کلکسیون دردهای گوناگون در سرتاسر بدن، چگونه تعیین درصد شود ؟! میزان صدمات به شرایط قرار گرفتن بدن و زاویه برخورد موج، متفاوت است.

شب عملیات فتح خرمشهر در محور شلمچه، در حال پیشروی بودیم. به علت شدت آتش، قدری از خط جا ماندیم و زمین گیر شدیم. تصمیم گرفتیم خودمان را به خط برسانیم تا با آتش سبکتر روبرو باشیم. از حالت دراز کش نزدیک به حالت ایستادن بودم که خمپاره دشمن در فاصله حدود دو متری پشت سرم، کمی متمایل به چپ برخورد کرد. کلاه آهنی داشتم و سرم قدری پایین بود، طوری که نقطه انفجار را به صورت گلوله آتشین با قطری حدود یک متر از کنار بازوی چپم به یاد دارم. هیچ صدایی نشنیدم. فقط صدایی ضعیف شبیه "دنگ" ! بعد از آن چیزی به یاد ندارم. عصب دست چپ و گوش ها، همچنین دندان های جلوی فک بالا به طرف داخل شکسته بود که بعد فهمیدم در اثر موج به جلو پرتاب شدم و با صورت به خاکریز مقابل برخورد کردم!

اول مجروحیت فکر می کردم گوش هایم خاک گرفته و به پزشک برای شستشو مراجعه کردم. پزشک گفت عصب گوش ضعیف شده و درمان ندارد. تازگی می گویند استخوان های کوچک گوش میانی دچار شکستگی شدند و همانطور جوش خورده که باعث به هم خوردن تعادل هنگام ایستادن یا راه رفتن می شود و به صداهای فرکانس بالا به شدت حساس است.

از عجایب جبهه، قبل از حرکت به سوی خط مقدم که آن شب کارخانه پتروشیمی با خط، حدود دو کیلومتر فاصله داشت. هیچ یک از هم دسته ها حاضر نشدند کوله آرپی جی را به دوش بگیرند. از دوستان خیلی صمیمی انتظار نداشتم نا فرمانی کنند! لذا خودم کوله را با دو موشک بیشتر کول کردم. بعد از مجروحیت متوجه شدم چرا دوستان از برداشتن کوله آرپیجی خودداری کردند! همین باعث شد تا علیرغم اصابت ترکش به دست چپ و پایین کمرم، متحمل ضربه موج کمتری به کمر به دلیل وجود کوله شوم لیکن ضربه موج، کمرم را دولا کرد که در حال حاضر به علت پارگی دیسک ها که منجر به آسیب و فشار به نخاع و فلج هردو پا بود، با عمل جراحی دیسک ها تخلیه و با نصب 5 نوع پلاتین، به سختی با تحمل درد، مسافت کوتاهی را راه می روم.

آسیب های هریک از رزمندگان با توجه به نحوه قرار گرفتن در معرض موج و ترکش بسیار متفاوت است. چون شاهد بودم رزمندگانی به علت اصابت ترکش کوچک به اندازه یک عدس به مغز یا قلب، به شهادت رسیدند. موافقم که با این شرایط، تعیین درصد که موجب بی عدالتی و مورد سوء استفاده برخی مسئولان قرار دارد حذف شود و لازم است نسبت به تمام مجروحین خدمت رسانی شایسته به عمل آید. البته اگر مسئولان بنیاد دست از لجبازی و کارشکنی بردارند و طبق قانون عمل کنند.