
گنگ در فرهنگ فارسی معین
به معنی مرد قوی جثه.
گنگ
اقامتگاه تابستانی خسرو پرویز که ظاهرا در نواحی دریاچه ارومیه در سر راه مراغه - تبریز در نزدیکی لیلان بوده است گویند در نزدیکی آن چشمه نفتی بوده که آتشکده آذر گشسب بواسطه آن روشن میشده است .
بی زبان, کسی که هیچ نتواندحرف بزند
( اسم ) جزیره : همان گه سپاه اندر آمد به جنگ سپه همچو دریا و دریا چو گنگ ( عنصری )
دهی است از دهستان میمند بخش مرکزی شهرستان فیروز آباد
بهار گنگ
بهار چین . بهشت گنگ
بهشت گنگ
گنگ دژ در شاهنامه فردوسی بنام [ بهشت گنگ ] یاد شده . یوستی نویسد : [ به نظر می رسد این محل که چینیان نیز بنام [ گنگ ] می شناخت اند ویک قسم بهشت گنگ است که برخی از شعرای ما آن را بتخانه پنداشته و فرهنگ ها محل آن را در ترکستان یا در چین قرار داده اند.
نام قلعه ای ست که ضحاک در شهر بابل ساخته بود .
دریای گنگ
رود گنگ که از رود های بزرگ آسیا است .
دزهوخت گنگ
بیت المقدس باشد
دژهوخت گنگ
به معنی بد گفته و گفتار بد جمعا بمعنی گنگ .
دژهوست گنگ
دژهوخت گنگ بیت المقدس
گنگ بهشت
نام قلعه ایست که ضحاک در شهر بابل ساخته بود و آنرا بهشت گنگ نیز گویند ( داستان ) .
همان گنگ مذکور که به تازی قبه الارض گویند روز و شب آنجا برابر است و بهشت گنگ نیز مینامند .
گنگ خیری
دهی است ازبخش میان کنگی شهرستان زابل
گنگ دژ
نام قلعه ایست که ضحاک در شهر بابل ساخته بود .
گنگ دژهوخت
به معنی گنگ دژهرج است که بیت المقدس باشد .
گنگ دوار
منشائ رودخانه گنگ .
گنگ دیز
گنگ دز . گنگ دژ
گنگ رود
شطی است در هندوستان بطول 3090 کیلومتر و آن از هیمالایا سرچشمه گیرد و در الله آباد [ جمنا ] بدان پیوندد شهرهای بنارس و پتنه را مشروب کند و در خلیج بنگاله ریزد.
همان رود گنگ است .
شاه گنگ
گنگ بزرگ آسیا . مجرای بزرگ آب آسیا .
گنگ شدن
( مصدر ) لال شدن ابکم گشتن .
گنگ کردن
( مصدر ) لال کردن ابکم ساختن .
گنگ گشتن
( مصدر ) لال شدن ابکم گشتن .
دژ هخت گنگ
دژ هخت بیت المقدس
گنگ چهل چشمه
ده کوچکی است از دهستان چنارور بخش آخوره شهرستان فریدن
گنگ دژ هخت
بیت المقدس اورشلیم : [ بخشکی رسیدند ( یاران فریدون ) سر کینه جوی به بیت المقدس نهادند روی ] [ چو بر پهلوانی زبان راندند همی گنگ دژ هوختش خواندند . ] [ بتازی کنون خانه پاک خوان بر آورده ایوان ضحاک دان . ] ( شا. بخ . 52 : 1 ) توضیح بقول نولد که دژ هوخت گنگ دژ است ( فهرست ولف : دژ هوخت گنگ ).
نام بیت المقدس است و به سریانی ایلیا خوانندش و پیش ازین قبله بیت المقدس بوده و حالا نیز قبل. نصاری است و به کسرها هم گفته اند .
گنگ دژ هرج
به معنی گنگ دژهخت است که بیت المقدس باشد و به کسرها نیز آمده است
گنگ دژ هوخ
بیت المقدس اورشلیم : [ بخشکی رسیدند ( یاران فریدون ) سر کینه جوی به بیت المقدس نهادند روی ] [ چو بر پهلوانی زبان راندند همی گنگ دژ هوختش خواندند . ] [ بتازی کنون خانه پاک خوان بر آورده ایوان ضحاک دان . ] ( شا. بخ . 52 : 1 ) توضیح به قول نولد که دژ هوخت گنگ دژ است ( فهرست ولف : دژ هوخت گنگ ).
گنگ دژهخت گنگ دژهوخت .
گنگ ده زبان
کنایه از گل سرخ است و آن را گنگ صد زبان هم میگویند باعتبار صد برگ .
گنگ سخن چین
کنایه از قلم است
گنگ ملا عبدالله
دهی است از بخش پشت آب شهرستان زابل
گنگ دژ هوخت
بیت المقدس اورشلیم : [ بخشکی رسیدند ( یاران فریدون ) سر کینه جوی به بیت المقدس نهادند روی ] [ چو بر پهلوانی زبان راندند همی گنگ دژ هوختش خواندند . ] [ بتازی کنون خانه پاک خوان بر آورده ایوان ضحاک دان . ] ( شا. بخ . 52 : 1 ) توضیح بقول نولد که دژ هوخت گنگ دژ است ( فهرست ولف : دژ هوخت گنگ ).
گنگ و منگ
( صفت ) خمیده کج کوژ ( مادر زاد و غیره ) : که ببینی پس از ین از قبل خدمت تو پشت اعدای تو چون پشت حمایل شده گنگ . ( سنائی )
گیج و گنگ
حیران سرگشته