
چند وقتی است سروتاید وچند اسپری اصلی دیگررا وارد نمی کنند! می گویند بودجه ندارند. همش داروهای هندی بی خاصیت وارد می کنند. دارند بی سر و صدا ما را خاموش می کنند. تا از دستمان راحت شوند. جانبازان شیمیایی با دارو زنده است. آقای مسئول! اندکی از ریخت و پاش هایت بزن. از پول توجیبی میلیونی فرزندت بزن. مثل امام ورهبری ساده زندگی کن. زیر پایت را نگاه کن از سفرهای خارجی تفریحی ات بزن که بابتش حق ماموریت از بیت المال می گیری! لحظه ای فکر کن آخرتی هست و حساب و کتابی.
لحظه ای به کسانی فکر کن که این میزها را از آنها داری. یه لحظه میتوانی خودت را جای ما بگذاری که نمیدانیم از سرفه های خونی لعنتی شاکی باشیم ویا از درد شدید ستون فقراتی که چندین بار جراحی شده. از درد شکم که چندین بار جراحی شده یا درد کلیه! دیگر مُسکن روی دردهای ما تاثیر ندارد! عضلات ما جای آمپول زدن ندارد. میدانی درد تنهایی چیست وبه سقف اتاق زل زدن یعنی چه؟! با همه این احوال میدانی شرمنده زن وبچه شدن از زور نداری یعنی چه؟! می بینید ما چه صبری داریم! در این زمانه بی رحم ومظلوم کش .کاش ما را سینه دیوار می گذاشتند وتیر باران می کردند تا اینگونه با زجر زندگی نکنیم!