
م.ر.ک. جانباز - شرمنده ام قربان! کمی باران ندارید؟
در خود پلاسیدم؛ شما گلدان ندارید ؟
اینقدر بد اخمید! پس لبخندتان کو؟
جز ای نگاه سرد ؛ یخ بندان ندارید ؟
قربان ! چرا وقتی که می بینید مارا در ذهنتان تصویری از انسان ندارید ؟ گیرم که ما زشتیم ؛ این آغازمان نیست باشد ؛ شما زیبا ! ولی پایان ندارید ؟
آه این تکبر.... این تکبر ؛ شرک محض است در خود مگر ؛ یا نوح ؛ یا توفان ندارید ؟
البته می بخشید ؛ اما مطمئنید ؟ مخلوط با ایمانتان ؛؛؛ شیطان ندارید ؟
دستتان بریده باد ای تاریخ نویسان ... اگرننویسید بر فرزندان خمینی (ره) چه می گذرد .
والسلام .