
امیرمحمد اسیردیروز- من هشت سال اسیربودم. چه کسی باور می کند یک انسان دربند که جرمش دفاع از وطن و آب وخاکش هست و با تنی پاره پاره ازترکش وتیر دشمن به اسارت دشمن درآید و از حداقل های زندگی ساده انسانی محروم باشد؟؟؟ به طوری که براثر سوء تغذیه یک انسان نتواند تابیست روز و بیشتردفع مزاج کند و ابتلا،به انواع زخم های روی زبان ولب ها بشود وحتی قادر به خوردن آب ساده نباشد؟؟؟؟ کجای دنیا دیده شده برای ۴۰۰نفر زندانی، هشت سرویس بهداشتی وحمام وجودداشته باشد و بیشتر وقتها نصف آنها خراب وقابل استفاده نباشد وووووووو ....
سال ۶۹که با دعای خیر مردم ایران از اسارت تن رها وبه اسارت روح وارد شدیم یک فرم به مادادن که نامش را گذاشتن قرنطینه کردن! فرم را که پرکردیم مارو فرستادن خانه هایمان. بعد ازآن کسی نپرسید ونیامد مشکل جسمی و روحی روانی و گوارشی ..... ندارید؟ با پول وهزینه خانواده خودمان به بصورت آزاد دفترچه بیمه هم نداشتیم. به معالجه ودرمان خود پرداختیم .....
خوب است مردم ومسولان از دول کفار و اجنبی برخورد با بازماندگان جنگ هایشان را سراغ ویپرسند ویاد بگیرند. ما ادعایی نداشته و نداریم. مثل مردم عادی رفتیم سرکار با تلاش شبانه روز وقرض وام و تحمل سختی ها مشکلات زندگیمان را حل کردیم، بدون اینکه کسی پیگیرباشد قوانینی که به منظور خدمات دهی به این قشر درست شده اجرا شده است یانه !!!! الان هم برای گرفتن حق و حقوق قانونی بیش از چهار سال است به دیوان عدالت کشور شکایت کردیم تا احقاق حق به ماداده شود ولی افسوس خبری نیست و قراراست ما عمر نوح کنیم تا قانون اجرا شود....... امانمی دانم چرا در وطن خود احساس غریبی و اسارت و نامهربانی می کنم. آنقدر که از دشمن این احساس رو نداشتم ...... و ان الله احکم الحاکمین ....