تاریخ : 1394,یکشنبه 10 خرداد15:40
کد خبر : 34875 - سرویس خبری : اخبار

گردان «زنان غواص»



ماجـرای شهیدی که به گردان ” زنان غواص ” فرستاده شد !

راوی : سردار علی فضلی

وقـتی شهید ملکی خـود را برای اعزام به جبهه‌های حق علیه باطل معرفی کرد ، به او گفتند باید به گردان حضرت زینب (س) بروی .

شهیـد ملکی با این تصـور که گردان حضرت زینب (س) متعلـق به خواهران است ، بـه شدت بـا این امر مخالـفت کـرد و خواستار اعزامبه گـردان دیگری شـد امـا با اصرار فرمانده ناچار به پـذیرش دستور ورفتن به گردان حضرت زینب (س) شـد .

هنگامی که می‌خواست به سمـت گردان حضرت زینب (س) حرکت کند ،فرمانده به او گفت این گردان غواص در حوالی رودخانه دز مستقر است .

شهید ملکی بعـد از شنیدن اسم “غواص” بـه فرمانده التماس کرد که به خاطر خدا مـرا از اعزام به این محل عفو کنید ، مـن را به گـردان علی‌اصغر (ع) بفرستید ، گردان علی‌اکبر (ع) گردان امام حسین (ع)این همه گردان ، چرا من باید برم گردان حضرت زینب ؟! اما دستور فرمانده لازم‌ الاجرا بود .

شهید ملکی در طول راه به این می‌اندیشید که ” خدایا من چه چیزی را باید به این خواهران بگویم ؟! اصلا این‌ها چرا غواص شده‌اند ؟!یا ابوالفضل (ع) خودت کمکم کن . ”

هـوا تاریک بود کـه بـه محل استقرار گردان حضرت زینب رسید ، شهید ملکی از ماشین پیاده شد ، چند قدم بیشتر جلو نرفته بود که یکدفعه چشمانش را بست و شروع به استغفار کـرد .

راننده کـه از پشت سر شهید ملکی می‌آمـد ، با تعجب گفت : حاج آقا چـرا چشماتونـو بستیـن ؟!

شهیـد ملـکی بـا صدایی لرزان گفت : ” والله چی بگـم ، استغفرالله از دست این خواهرای غواص …

راننده با تعـجب زد زیر خنده و گفت : کدوم خواهر حاج آقـا ؟ اینـا برادرای غواصن کـه تازه از آب بیرون آمدند و دارنـد لباساشونو عوض می‌کنند .

اینجا بود که شهید ملکی تازه متوجه قضیه شده و فهمید ماجرای گردان
حضرت زینب چیه !!!