
من یکی از رزمنده های جنگ تحمیلی هستم الان که سنم به پنجاه می رسد آثار روحی و روانی و عصبی و جسمی که جنگ به من تحمیل کرده است احساس میکنم از نظر عصبی خودم هم شرمنده خودم و خانواده ام هستم از نظر روحی افسرده هستم چون دیدن جنازه مطهر شهدا تاثیر خود را الان بر من گذاشته است. دوست عزیزی که در کنارت بوده و چند ثانیه بعد بدنش تکه تکه در برابر چشمانت شده و دست و پا قطع بر دوش گرفته و او را در میان دود و اتش و صدای خمپاره و ناله او به پشت جبهه انتقال میدی و یا شهیدی که بدن تکه تکه شده اش را جمع میکنی تا برای خانواده اش بفرستی گرچه ما سالم از نظر جسمی برگشتیم ولی روحمان درگیر همین مسائل است ما چون جنگ را به چشم دیدیم و لمس کردیم حال از جنگ بدمان میاد . طاقت دیدن صحنه های جنگ را نداریم چون یاد دوستان و عزیزانمان را برایمان تداعی میکند .
پس عاجزانه از مسئولین درخواست داریم که ما را با متهم کردن به اینکه سالم هستیم از امتیازاتی که برای ایثارگران قائل هستند محروم نکنند! ما ظاهرمان سالم هست ولی باطنمان در غوغا است مشکلات اشتغال و مسکن و بیماری و ... که رزمنده ها همه درگیر هستند . بعضا" با مدارک بالا و چندین سال سابقه کار که حقوق و مزایا هم از دولت دریافت می کنند تبدیل وضعیت استخدامی آنان کمکی است به آنها و امنیت شغلی پیدا می کنند و خانواده آنها از این نگرانی در می آیند و هم ارزش ایثارگی آنها حفظ می شود و هم اینکه در اواخر دوران خدمت شان می باشند. برای همه دلسوزان به نظام و انفلاب و همه ایثارگران و رزمندگان آرزوی سلامتی و سعادت را دارم.