
م.ر.ک.جانباز- اگر به دنبال وجهی عام بین تعاریف و شقوق مختلف صداقت باشیم، در پس گونه های آن به مفهوم کلی «یکی کردن و یگانه نمودن» می رسیم. به این معنی که تمام توصیه های هم خانواده با صداقت در مفهوم پرهیز از دویی و اقبال به یگانگی با هم مشترک اند.
اما این مفهوم کلی، که در کتب اخلاقی و عرفانی توصیه شده، سه جلوه عمده یافته است که هر جلوه در ماهیت، وجوه و مکانت ارجاع با دیگری تفاوت دارد. این سه وجه عمده «یکی کردن» از قرار ذیل اند:
1. یکی کردن غرض، هدف و نیت انجام فعل؛
2. یکی کردن ظاهر و باطن، درون و بیرون، دل و جسم در انجام فعل؛
3. یکی کردن آن چه هست با آن چه که باید باشد.
وجه اول که در کتب اخلاقی و عرفانی بیشتر تحت عنوان اخلاص و صدق نیت آمده، در پی القای این آموزه است که در انجام هر عمل (خواه عمل فردی باشد یا جمعی) غرض از آن باید مشخص باشد (بحث لزوم نیت کردن برای اعمال) و این غرض مشخص باید انجام دادن آن فعل برای خداوند باشد (بحث نیت خالص).
در راستای عملی کردن معنی اول صدق، عالمان اسلامی به آفت آن نیز توجه داشته اند. بحث هایی چون ریا و سُمعه از جمله این نکات اند.
وجه دوم در کتب اخلاقی بیشتر تحت باب صدق، راستی، راستگویی، راست کرداری، صداقت و... آمده است. مطالب موجود در این ابواب غالبا در پی القای این آموزه است که فرد باید سه ساحت وجودی خود یعنی ساحت گفتار، ساحت پندار و ساحت کردارش را در انجام هر عمل و در تعامل با هر کس یکی سازد. در تفهیم هر چه بهتر این آموزه است که بحث از آفاتی چون کذب، نفاق، سوگند دروغ، وعده خلاف و... مطرح می شود.
وجه سوم مطلبی نیست که در کتب اخلاقی و عرفانی بحثی مستقل بدان اختصاص یافته باشد. بلکه در بیان تمام آموزه های اخلاقی، آن جا که از صدق یک عمل به معنای رسیدن به حد اعلای آن عمل و تحقق آن بدان شکل که باید باشد بحث شده، در اصل، راجع به این عنوان مطلبی آمده است.
مثلاً بحث از صدق توکل و صدق توبه یا صدق نماز و صدق روزه و دیگر بحث های مشابه که اکثرا ذیل عنوان فعل مربوطه آمده اند، از این دست اند. این وجه از صدق نیز در برگیرنده تمام افعال، در هر جهت و در ارتباط با هر کس است.
هر چند هر یک از سه وجه مفهوم صدق جهتی متفاوت از این فعل را در برمی گیرند، اما امکان جمع شدن در یک فعل را دارند و جمع کردن آن ها مؤکدا توصیه شده است. یعنی در انجام یک فعل (چه پنداری باشد چه گفتاری و یا کرداری) توصیه شده که اول غرض از انجام آن یکی شود و بعد ظاهر و باطن آن عمل و ظاهر و باطن فرد در انجام آن عمل یکی گردد و در نهایت آن چه فرد از عمل درک کرده و انجام می دهد، با آن چه که حقیقت آن عمل است و خدا از او می خواهد یکی گردد. به عبارتی این سه وجه مفهوم صدق، درجات آن نیز به حساب می آید.
با دانستن این وجوه مختلف برای مفهوم صدق، مشخص می شود که صداقت تنها راست گفتن یا دروغ گفتن به زبان نیست بلکه دایره مفهومی آن اکثر اعمال و بیشتر ساحات وجودی انسان را شامل می شود...والسلام .