تاریخ : 1394,پنجشنبه 04 تير17:10
کد خبر : 35512 - سرویس خبری : بدون ویرایش از شما

دیدید شما هم دستتان را بریدید؟!



سید مرتضی- سروان گرامی عزیزانم! پدرم امیرمومنان می فرماید کسی بداند همسایه اش شب را گرسنه خوابیده  و به او کمک نکند مسلمان نیست!  در جمع خود ما چقدر جانباز فقیر داریم بیکارند درصد کم زدند  از بنیاد حقوق نمی گیرند 5 % 10% 15% 20% برو بالا تر. با این گرونی  الان شکل ادارات ما را ببینید. قدیم یک کاخ داشت اون فقط مال شاه وطن فروش بود. الان تمام ادرات کاخ شدند چند تا مانتو کوتاه خوشگل منشی اوردند در هر اتاق.  ما جانبازان رو ادم حساب نمی کنند. هرکی خوشگل پولداره کارش رو زود در ادرات راه می اندازند.

 عزیزانم! ما هم پیر شدیم نه رشوه دادن بلدیم نه خوشگلی در چهره مان مانده.  ما چه کار کنیم با  قیافه ما را به کاخ ادرات راه نمی دهند!  هر اداره خود سونا زده  رستوان  تالار زده، بعد حرف صرفه جویی میزنند. همیشه جلسه میزارند هر روز جلسه  هستند. موز پرتقال گیوی خیار  شیرنی های همه جوره در اتاق ها با نسگافه بیسکویت. خوشگلا باشیرنی وارد می شوند سلام و مرسی را چنان طولانی می دهند که کارمند به ارایش اون نگاه کند. وسط جعبه سکه بهار آزادی! 

 اینها را کسی ببیند ما را تحویل نمی گیرد! اگر هم  بگی می گوید  2 میلیون حقوقم یک ملیون اجاره میدم، با یک ملیون نمیتونم زندگی کنم. باید دزدی بکنم  و برای ریش ما می خندد.

   شهید آیت الله مدنی در نطقی که در جمع خبرگان ملّت داشتند و آن هم در سال های اول انقلاب. هشدار تکان دهنده ای به شخصیِت های مطرح و انقلابیون آن زمان دادند که امروز عمق آن را بیشتر درک می کنیم .

شهید مدنی با اشاره به ماجرای « یوسف و زلیخا » در قرآن حکیم به آن قسمت داستان اشاره کرد که وقتی زلیخا از عیب گیری زنان مصر با خبر شد آنان را به ضیافتی دعوت کرد و به دست آنان کارد وترنجی داد و در میان مهمانی به یوسف دستور داد که وارد ضیافت شود ، آمدن یوسف همان و بریده شدن دست زنانی که ملامت گر زلیخا بودند همان.

شهید آیت الله مدنی با گریه درد ناک در پشت تریبون ادامه داد :

«‌ آقایان. روزی خواهد رسید که در محشر و قیامت محمد رضا ( پهلوی ) جلوی ما را بگیـرد و بگوید دیدید شما هم وقتی دستتان ترنج دادند دستتان را بریدید و مثل من کاخ نشین و طاغوتی شدید ؟!