
سرهنگ سیدمحمود پورموسوی- در روزهای اسارت، غذایی که برای هر نفر در نظر گرفته بودند 6 قاشق غذا بود. دو تکه گوشت و دو تکه نان که میدادند هم همهاش خمیر بود و فقط قسمت روی آن قابل خوردن بود.
در طول اسارت،سختترین مشکل ما گرسنگی بود چون از کتک کاری هم زجرآور بود. با همین وضعیت به ماه رمضان که در فصل تابستان قرار داشت، رسیدیم. عنایت خاص خداوند ما را در انجام این وظیفه شرعی موفق میکرد. همه اسرای اردوگاه «موصول 2 » تصمیم گرفتند علیرغم مخالفت عراقی ها روزه بگیرند. با عراقی ها صحبت کردیم که روزه گرفتن جزو اعتقادات ماست و ما روزه میگیریم.
طبق توافقات انجام گرفته قرار شد صبحانهمان را در افطاری و وعده ناهار را در سحری بدهند. این کارها در سایه وحدت و انسجام همه اسرا انجام گرفت. تمامی اسرای اردوگاه ما که 1800 نفر بوند در عملیات خیبر به اسارت گرفته شده بودند.
عراقیها برای اینکه جلوی روزه گرفتن ما را بگیرند بعضی مواقع در غذای ما نفت میریختند که به علت بوی آن، دو سه قاشق میخوردیم و حالمان به هم میخورد.
ایسنا