تاریخ : 1394,یکشنبه 04 مرداد18:51
کد خبر : 36283 - سرویس خبری : بدون ویرایش از شما

علی موجی هنوز پهلوونه!



م.ر.ک.جانباز- من تو یه  محله پایین شهر زندگی می کنم. شاید بیشتر از پنجاه ساله؛ از وقتی که یه کوره دهات بود تا حالا که معروفه به پایین شهر (ته تهرون که اگه یکم جلوتربری میفتی اونور کره زمین) بیشتر اهالی قدیمی و جدیدی منو میشناسن. منم بیشترشونو میشناسم اگه بتونم خوب ببینمشون ... می دونید که یه چشمو ... بگذریم ... !

 علی موجی رو که واستون توی قسمت مقاله و یادداشت معرفی کردمو یه شمه ای ازش باید به خاطر داشته باشین ... آره علی موجی رو از بچگی میشناسمش. باهم سر آب قنات بازی می کردیم. توی جنگ یعنی حدود سی و یکی دو سال پیش علی که واسه خودش تو محل اسم و رسمی داشت کباده زن زورخونه محله بود. موج انفجار راکت هواپیمای بعثی میگیردش ... بعد اونوقت یه سال توی آسایشگاه اعصاب و روان روزبه قدیم بستری شد و بعدش یه درصد و ولش کردن به امید خدا ... آی خدا . آی خدا ...

 کار هر روز علی موجی اینه سوار اتوبوسای آذری میشه و تا خود میدون آذری پدر مردمو در میاره انقده که میگه واسه رزمندگان اسلام صلوات ... واسه رهبر انقلاب صلوات .. . واسه پیروزی رزمندگان اسلام وشفای جانبازا صلوات ... خلاصه انقده صلوات میفرسته که مردم از نفس میفتن ... بعد رسیدن به میدون آذری دوباره با اتوبوسای برگشتی همون کارو میکنه ؛؛؛ توی محل معرفه به علی صلواتی یا علی موجی ... مردم محله و راه بهش عادت کردن و تا میبیننش فوری صلوات و تحویلش میدن چون اگه نگن پدر شونو ....

 توی همین محله فقیر ما یه جلوبندی ساز بود که بهش میگفتن کامی دس انداز ... چون میگفت خداپدر و مادر شهرداری رو بیامرزه بااینهمه دس اندازش کار و بار ما که سکه اس... این کامی دس انداز زیادی سر به سر علی موجی میذاشت دستش میداخت؛ مسخرش می کرد؛ تا اینکه یه روز بچه هام منو داشتن میبردن متخصص چشم ؛ که دیدم جلوی کمک فنرسازی خدا خدا غل غله ست ...!

 کامی دس انداز جک زده بود و رفته بود زیر یه ماشین شاسی بلند آنچنانی که جک در میره و کامی میمونه زیر شاسی ماشینو اونهمه فشار ..... مردم دل دل میکردن ... چند تاشون اومدن یه علی گفتن و نتونستن کاری کنن. زنگ به همه جا زدن. آتش نشانی و آمبولانس و فک و فامیلاش ولی ... یهو صدای صلوات علی موجی اومد .... برای شادی روح شهدا صلوات ... برای پیروزی رزمندگان اسلام صلوات ... یه کتشو زد زیر سپر جلو گفت ... یاعلییییی یا علییییی یا علییییی .. خدا .. خدا .. خدا. . یه طرف ماشین بلند شد . مردم کامی رو کشیدن بیرون .... علی کتشو کشید بیرون ... یه صدای بلندی اومد و همه شروع کردن صلوات فرستادن ...

 علی موجی ام اومد و خوش حالش شد... چون همه داشتن از ته دل صلوات میفرستادن ... کامی رو زمین دراز به دراز افتاده بود و کم کم داشت جون می گرفت .. علی رفت در گوشش یه چیزی گفت و بعد کمر راست کرد و گفت .... واسه سلامتی رزمندگان اسلام صلوات ... واسه سلامتی رهبر صلوات....

 مردم توی چشاشون اشک بود و لباشون خندون ؛؛؛ آخه پهلونشون شاهکار کرده بود ... همه با هم برای سلامتی رزمندگان اسلام صلوات ...

والسلام