تاریخ : 1394,دوشنبه 12 مرداد14:41
کد خبر : 36432 - سرویس خبری : اخبار

پاسخ تاسف بار معاون وزیر به نامه دردمندانه یک جانباز


پاسخ تاسف بار معاون وزیر به نامه دردمندانه یک جانباز

جانبازی دردمند از عدم موافقت استخدام فرزندش به سازمان صنعت معدن و تجارت نامه ای گلایه آمیز و انتقادی می نویسد و در جواب با پاسخ تاسف بار از معاون وزیر مواجه می شود که در نهایت از ترس ضایع شدن حق فرزند خود مجبور به عذرخواهی می شود!

من محمد مختاری هستم. فرزند جانباز 30 درصد. با توجه به بخش نامه ایثارگران و جانبازان پدرم اقدام به درخواست قانونی استخدام من درسازمان صنعت معدن و تجارت کردند. با توجه به مکاتبات پی درپی از سال 92 با وجود داشتن برگه مشاغل ،تایید شورای اداری سازمان ،تایید گزینش وزارت صنعت معدن و تجارت وباتوجه به درخواست از وزارت ، مسئولین وزارت مجوز را نمی دهند.پدرم پس از ارسال نامه های پی در پی و با حس پدرانه خود ،درمانده از هرجا با دفاع از من و انتقادات از دولت و وزیر،سرانجام درخواست من را به  وزیر صنعت معدن ارسال کرد که عین نامه به همراه جواب وزیر در زیر مشاهده می شود:

 نامه پدرم به وزیر

 من نمیدانم از کجا حرفم را شروع کنم مثل اینکه دولت محترم با ملت هم دل وهم زبان نیستند همیشه دروغ و وعده بیخودی ، نمیدانم چرا با حزب بازیها خودمان را گم کردیم .عده ای با این افکار سوء استفاده می کنند دولت محترم خود را درپشت تحریمها ومشکلات هسته ای پنهان کردند نمیدانم چرا به مشکلات معیشت مردم ،گرانی ، بیکاری، کلید نمی اندازند ومشکل را باز نمیکنند نان دونرخی شد وبعد کم کم تک نرخی میشود بنزین که گران شد وتک نرخی، افزایش گرانی میوه و تره بار وبیکاری جوانان تحصیل کرده . آیاجوانان علاقه مند به رشته تحصیلات خود احتیاج به کار ندارند ؟ چرا اینقدر جوانان را جهت کسب علم و تشویق به دانشگاه تبلیغ میکنید مگر این نیست اساتید دانشگاه به فکر جیب خود هستند علم بدون ثروت  به چه دردی می خورد جز اینکه جوان را به فکرفرو می برد وافسوس می خورد که ای کاش به جای تحصیل مدارج بالا و زحمت خرج تحصیل دنبال صنعت می رفتم چرا رسانه های ملی وصداوسیما تبلیغات خود را به ترغیب جوانان به کارهای صنعتی و یادگیری از آن سوق نمیدهد.همین هزینه ای را که والدین در دانشگاه پرداخت می کنند می توانند در یاد گیری حرفه صنعتی جوانان پرداخت کنند. امثال بنده مشکلات زیادی دارند مردم با سیلی صورت خودرا سرخ می کنند .چرا این وضعیت اسف بار را آقازاده های بزرگان نداشته باشند این دولت مثل اینکه دولت بزرگان وآقازاده ها شده وبا یک تلفن مشکل شان را حل می کند .

  دولت محترم می گوید بودجه نداریم ونمی توانیم کاری بکنیم بودجه را برای آقایان وآقازاده ها برا ی اختلاس دارید ولی برای ما وامثال ما جهت انجام کار ندارید . البته این صحبتی است عامیانه که در جراید آمده است. پس چرا آمدید و برای چه آمدید؟ شما هنوز در بخشنامه های قانونی مجلس مبنی براستخدام فرزندان ایثارگران به علت کمبود بودجه مانده اید بعد چطور در تبلیغات خود کلید تدبیر امید  را به رخ مردم می کشید، خوب اینجا هم یک تدبیری بیاندیشید. البته این صحبت هایی است عقده آمیز که در دل مانده است اگر بیرون نریزیم، خفه می شویم بنده با کلی نامه نگاری و درخواست از وزارت صنعت و معدن حتی از جناب آقای رئیس جمهور ومعاونین ایشان مبنی بر استخدام فرزندم به عنوان فرزند جانباز و ایثارگر مانده ام بعد چطور میتوانم به تدبیر شما امید داشته باشم. نمی دانم چرا وزرای محترم نسبت به مشکل ایثارگران بی تفاوت هستند.

  بنده درخواست های زیادی فرستادم ولی جوابی جز «نه» ندیدم .تلفن ۱۱۱ هم که کاری پیش نمی برد. ونتیجه مثبت نمی گیریم مانند نمونه درخواست زیر. آقای یزدانی معاون وزیر صنعت معدن وتجارت اخیرا به گیلان سفرکردند ودر جلسه با کارمندان و رؤسا مبنی برلغو استخدام ایثارگران آب پاکی را در سفره دل ما ریختند و رفتند حال شما نظر بدهید کجای این دولت تدبیر وامید می باشد وقتی بذر ناامیدی را در دل مردم می کارند.
باتشکر جانباز ۳۰درصد اسماعیل مختاری از رشت


حالا شما فکر میکنید جناب آقای وزیر محترم درجواب نامه پر از درد ونگران پدرم چه گفته باشد؟ در حاشیه نامه به معاونش چنین گفته است عین عبارت :

جناب آقای یزدانی چنانچه آقای اسماعیل مختاری کارمند آن سازمان استان گیلان باشند حتی با داشتن مجوز امکان اشتغال فرزند ایشان در آن سازمان ممکن نیست و این را به سازمان ارجاع می کند....

 

حالا شما مردم عزیز قضاوت کنید پدرم از غرور خود به خاطر من  چون فرزندش می باشم، در جواب وزیرنامه ای بعنوان عذر خواهی برای وزیر محترم می فرستد: 


بسمه تعالی
جناب آقای نعمت زاده
وزیر محترم صنعت معدن وتجارت
سلام علیکم
 ضمن عرض پوزش وعذر تقصیری از صحبت هایی که در ایمیل به تاریخ 94/4/1 به شما زده شد. جناب آقای وزیر ما اگر باشما درد دل نکنیم چه کنیم میدانم درنوشته هایم شمارا رنجانده ام. باور کنید این حرفها را مثل همه پدرها از روی دفاع از فرزند گفته شد. چون بنده شاهد به هدر رفتن عمر جوانم می باشم که در اوقات بیکاری با دوستان خود به بطالت و بیهوده می گذراند. و در این میان، وحشت از این دارم که به بی راهه رود. بنده مقصر نیستم که در پیش روی شما تقصیر را قبول کردم .اما مقصر زمانه ای است که دام وتله شیطان صفتان در کوچه وبازار به روی جوانان بیکارگشوده اند. تقصیر را قبول دارم که جنابعالی را از گفته های خود رنجانده ام ولی این را به حساب پدری نگران از آینده فرزند خود باشد بگذارید. جوانی که نه حرفه دارد و نه تجربه صنعت. فقط مثل جوانان دیگر به تحصیل پرداخته . جوانی که با روح لطیف به آینده می نگرد. و آرزوی یک زندگی سالم وتشکیل خانواده را دارد. واین جوان انتظاردارد ازامتیازاتی را که از جانبازی پدر برایش قائل شده اند .در این برهه از بیکاری زمانه در استان کاری برایش انجام گیرد. بنده حقیر در پایان مجددًا از شما و همکاران عذر خواسته وامید وارم مرا ببخشید.

با احترام و تشکر
مختاری


ببینید تا این حد پدرم بخاطر دفاع از حق قانونی خود اینقدر خار و خفیف شود ومن هم سرافکنده شوم!

 


کد خبرنگار : 20