
شهید گمنام - بعضی ها زندگی هایشان حسابی حساب و کتاب دارد و همیشه دو دوتایشان می شود چهارتا! ... آنهایی که خوب بودن زندگی و لذت بردن از آن را تنها در داشتن یک پست یا مقام و شغل خوب و پردرآمد می دانند... در داشتن توان مالی بالا... رفتن بچه هایشان به بهترین مدارس و کلاس های فوق العاده و آموزشی ... داشتن بیشترین امکانات در زندگی و وسایل رفاهی و تسهیلات... داشتن امکان تفریح و سفرهای داخلی و خارجی ... مهمانی ها و خرج های آنچنانی و ...!
... کسانی که دادن 1000 تومان صدقه نیز برایشان شرایط و زحمت دارد و اگر بشود 2000 تومان، حساب هایشان بر هم می خورد... آنهایی که سهمی از مالشان برخلاف آیه قرآن به فقیران و ... تعلق نمی گیرد که نکند حساب های بانکی شان کمی سرخالی شود و به برنامه مسافرت خارجی شان خللی وارد شود.... آنهایی که به فرزندانشان یاد می دهند که تنها برای دوستان پولدار خود ولخرجی کنند و هم کلاسی های فقیرشان را پست و حقیر ببینند... آنهایی که خرج لوازم آرایش و دورهمی ها و پارتی ها و خریدهای هر روزه شان سر به فلک می کشد اما دریغ از یک اسکناس 1000 تومانی در صندوق کودکان سرطانی...!
... اینها همان کسانی هستند که دنیایشان همیشه قابل محاسبه است مثل ساعت ملاقات کاری و بستن قراردادهایشان... مثل قیمت ماشین های گران قیمتشان و ...همان هایی که دو دوتایشان همیشه چهارتاست ...همان هایی که به نسل جنگ و دفاع مقدس می گویند نسل سوخته! ... و نمی توانند درک کنند که برخی هم بوده اند و هستند در این دنیا که حساب هایشان کمی متفاوت است و دو دو تایشان گاهی می شود پنج تا و شاید گاهی سه تا...!
... کسانی که محاسبات و تصورات دنیایی شان، اجازه درک زندگی عاشقانه، عارفانه و مخلصانه و بدون محاسبات مادی را نمی دهد و به نسل تکرارنشدنی و بی بدیل دفاع مقدس یا جنگ تحمیلی، واژه حقیر " نسل سوخته " را اطلاق می کنند!
آنها که به ایثارگران و بازماندگان و یادگاران عزیز دفاع مقدس می گویند نسل سوخته، یقینا" همان هایی هستند که طعم شیرین زندگی را در خوردن غذاهای خوشمزه و رنگ به رنگ سر میزهای متعدد معنی می کنند اما آنهایی که این روزها یقینا" با هدف مورد هجمه ضد ارزشی قرار گرفته اند و به نسل سوخته معروفشان کرده اند، کسانی بودند که طعم شرین زندگی در کنار همسر و فرزند و والدین را به سختی دفاع از خاک و وطن و ناموس بخشیدند و شیرینی خوردن نان خشک کپک زده گاهی برایشان از خوردن دستپخت پراز مهر همسر خود بیشتر بود...
... نسل جنگ همان کسانی هستند که محاسباتشان مادی و دنیایی نبود و گاهی دو دوتایشان را که حساب می کردند... چهارتا هم نمیشد!... آنها که خانواده خود را با خرجی اندکی می گذاشتند و به دست خدا می سپردند و به سوی جبهه ها می شتافتند... آن همسرانی که همان دارائی اندک خود را حتی در پشت جبهه، صرف رساندن آذوقه و غذا و تهیه پوشاک به خطوط جبهه و رزمندگان می کردند... همسران رزمندگانی که فراق شوهر خود را به عشق الهی و برای خدا تحمل می کردند و خودشان مرد خانه شان بودند ... آنها که فرزندانشان بدون پدر، بزرگ می شدند و مدرسه می رفتند و روزها و شب ها را در انتظار دیدن و برگشتن پدرانشان می گذراندند اما عاشق پدران قهرمان خود بودند ... نه مثل بچه های بعضا" مرفه امروز که پدرانشان هزاران امکانات را برایشان تهیه می کنند اما روز به روز با آنها فاصله می گیرند...!
... آنهایی که بهشان می گویند نسل سوخته، همان نسل بامرام و معرفتی هستند که هنوز هم دیدن درد مردم یا هم رزمانشان را برنمی تابند و با وجود داشتن آلام و دردها و مشکلات زیاد، نسبت به دردهای جامعه بی تفاوت نیستند... همان هایی که هنوز هم با وجود یکسری فشارها و محرومیت های مالی، برای دادن صدقه و کمک به فقرا و هم رزمان محروم دستشان به سختی داخل جیبشان نمی رود... برای دوا و درمان و رفع مشکلات زندگی به پول زیادی نیاز دارند اما وابسته و بنده پول و مال دنیا نیستند!
کسانی که بی چشمداشت برای آرامش و امنیت و آسایش همه ما جنگیدند و امروز مسئولان بسیاری از خواسته هایشان را هم اجابت نکرده اند... اما عظمت وجودشان اجازه نمی دهد که هنوز از ما طلبکار باشند!... و اینقدر وسیعند و بزرگ که با وجود اینکه قهرمانان این سرزمین هستند اما بسیاری از آنها در سطحی بسیار پایین تر نسبت به افراد معمولی زندگی می کنند و نه قدردانی هست و نه توجه زیادی...!... اما پشیمان یا متوقع نیستند!
... چرا به این نسل مومن و سلحشور و با غیرت می گویند سوخته درحالیکه بسیاری از ایثارگران و بازماندگان این نسل یعنی آزادگان و جانبازان و رزمندگان با وجود سختی ها و محدودیت ها، روز به روز پله های علم و پیشرفت را بالا رفته اند و افراد مفید و موثری در جامعه هستند ... و همچنین بعضا" از فرزندان سختی کشیده ایشان، نخبگان و افراد بسیار موفقی به عرصه جامعه قدم گذاشته اند چونان که در میان جوانان مرفه و بی درد سختی ندیده پیدا نمی شود.
... کسانی همچون زمان جبهه و جهاد که در سخت ترین شرایط به دفاع و جنگ می پرداختند، امروز هم وظیفه خود را در قبال جامعه تمام نشده می دانند و همچنان در عرصه های مختلف علمی و اجتماعی و فرهنگی به رزم خود ادامه می دهند...
اگر این نسل، نسل فراموش شده است پس چگونه است که پیکر یک شهید می تواند هزاران نفر را برای تشییع به خیابان ها برساند و هزاران چشم را گریان و خیس کند و غوغایی در جامعه برپا کند؟...
کسانی که این نسل مجاهد و معتقد را نسل سوخته می نامند، خود از درک ایمان عمیق و نگاه بصیر ایثارگران و بازماندگان جنگ تحمیلی عاجزند و همه چیز را با حساب دنیایی محاسبه می کنند و می سنجند...آنها باید بدانند که نه آزادگان، نه جانبازان و نه رزمندگان غیور دفاع مقدس، هرگز از قدم هایی که هرچند با سختی به سوی مقام قرب الهی و به سوی هم نشینی با سیدالشهداء در بهشت رضوان الهی چه در خطوط جبهه ها و چه در طول زندگی خود برداشته اند پشیمان نیستند و هر روز و هر لحظه با یقین پای ارزش ها و اعتقادات خود ایستاده اند ... و حتی هنوز هم برای این باورها درجبهه هایی متفاوت می جنگند.
... اینان نعمت ها و شاهدانی بر روی زمین هستند که زندگیشان بیشتر رنگ و بوی مدد جستن از قدرت ناتمام الهی و قدرت فرشتگان امدادگر و امداهای غیبی و توسل و اتصال به اهل بیت و اولیاء را داشت و دارد... زندگی با هزاران باور زیبا و عمیق به الطاف خفیه الهی و باورهای قلبی و محاسابات معنوی ... آن هم در این عصر... عصر کامپیوتر و تکنولوژی و موبایل و اینترنت و ... هزاران سرگرمی دیگر... کسانی که این سرگرمی ها آنها را با خود نبرده است و از مسیر دورشان نمی کند...
... آنان که به این باارزش ترین و آبرومندترین ساکنان شهر و دیارمان نسل سوخته می گویند، ندانسته دست به خود سوزی می زنند در میان آتشی که دنیا و دنیادوستی و بعضا" شیطان و غفلت ها برایشان فراهم کرده است...
وگرنه کجا به جانبازی که با وجود محدودیت های حرکتی روی ویلچر و چندین بیماری و عوارض ناشی از مجروحیت یک استاد دانشگاه موفق و محبوب است می گوید نسل سوخته؟!
کجا به فرزند شهیدی که بدون حضور پدر، جوانی مومن و معتقد بار آمده و به بالاترین مدارج علمی دست پیدا کرده اند می گوید نسل سوخته؟!
یا به همسران شهید و جانبازی که بر تمامی مشکلات زندگی سخت خود غلبه کرده اند و افرادی موفق و موثر در اجتماع هستند...؟!
کجا به جانباز شیمیایی که با وجود تنفس با کپسول اکسیژن در این شهر آلوده! هنوز هم به تامین خانواده خود با کسب روزی حلال فکر می کند، نسل سوخته می گویند؟
کجا می توان درباره جانبازی که پس از سال ها خوابیدن روی تخت و خیره شدن به سقف، ذره ای از امید و معنویت و اعتقاداتش کم نشده است چنین اندیشید؟!
... و صدها نمونه دیگر... نسل جنگ و دفاع مقدس، نسلی هستند که هر روز میتوان به گذشته شان، به حالشان و به آینده شان افتخار کرد و غبطه خورد ... و نمی توان بزرگی خودشان، ایمانشان، مسیرشان و هدف حرکتشان را با واژگان سخیفی همچون "نسل سوخته"، توصیف کرد و کوچک نمود!
... این نسل پرافتخار و غیرتمند، نسلی ماندگارند که ایرانیان و مردم همه دنیا اگرهم اکنون و در آینده و در هرکجای تاریخ سرنوشتشان را مطالعه کنند به آنان افتخار خواهند کرد.
نسل سوخته ماها هستیم که بعضا" سبک و راه زندگی سعادتمند و معنوی معطوف به عاقبت وآخرت را گم کرده ایم و نه خودمان باورهای ارزشی و معنوی در زندگیمان داریم و نه توانسته ایم به نسل های بعد از دفاع مقدس، باورها و ارزش ها را منتقل کنیم و قهرمانان حقیقی را به آنان بشناسانیم...
نسل سوخته ما هستیم ... مایی که با تبلیغات ماهواره گاها" دست از ارزش های دینی وفرهنگی مان می شوییم و شلوارپاره می پوشیم و موهایمان را مثل برق گرفته ها درست می کنیم!... نسلی نسل سوخته است که از اعتقاداتش چیزی باقی نمانده باشد و حرفی برای گفتن نداشته باشد ... نسلی که ذهنش با وایبر و واتس آپ و اینترنت و ماهواره هدایت شود و ...
آنهایی که حساب هایشان همیشه دو دوتا چهار تاست و نمی فهمند و خبر ندارند که چرا حساب بسیاری از ایثارگران و بازماندگان دوران دفاع مقدس گاهی پنج تا می شود و گاهی هم سه تا... بدانند که هیچ کس نمی تواند به نسلی بزرگ و عزیز و ارزشی بگوید "نسل سوخته"...!!!